کوروش در اواخر دهه ۵۳۰ ق

یکی از مقالات وی با نام «پارانوید در سیاست ایران» در مجموعهای بانام «جستارهایی دربارهٔ تئوری توطئه در ایران» (که مجموعه سه مقاله بلند از آبراهامیان، احمد اشرف و محمدعلی همایون کاتوزیان است) به فارسی ترجمه و چاپ شده است: همچنین «مقالاتی در جامعهشناسی سیاسی ایران» توسط «سهیلا ترابی فارسانی» به فارسی برگردانده شده است. بویس، مری، (1375)، «تاریخ کیش زرتشت»، جلد دوم، ترجمهٔ همایون صنعتیزاده، انتشارات توس. وی در دانشگاههای پرینستون و آکسفورد به تدریس «تاریخ ایران» پرداخت و هماکنون در کالج باروک دانشگاه شهر نیویورک (CUNY) به تدریس تاریخ جهان و خاورمیانه مشغول است.

به علاوه، برخی از مالیات ها که بر روی فعالیت های تجاری آنان قرار داده شده بود، به مراتب بیشتر از مالیات هایی بود که مسلمانان پرداخت می کردند. کوروش پس از فتوحات موفق خود در غرب، به سرزمین خود فارس در ایران بازگشت و به کاخسازی و ساختن سایر بناهای سلطنتی در پاسارگاد پرداخت. در سال اول سلطنتش، خدا او را ترغیب کرد تا حکم کند که معبد اورشلیم باید بازسازی شود و یهودیانی که مورد توجه قرار میگرفتند برای این منظور به سرزمین خود بازگردند.

کوروش بزرگ در اوایل آبان سال ۵۳۹ ق. در اوایل اکتبر سال ۵۳۹ ق. یرواند آبراهامیان تاریخنویس و تاریخدان ایرانی است که در سال 1319 متولد شد. این که دولتی که در ابتدای قرن نوزدهم تنها شامل شاه و درباریان بوده و تسلط و تمرکز شاه بر کشور نه از طریق بروکراسی گسترده اداری و نظامی که از طریق متنفذین محلی اعم از روحانیون و بزرگان قبایل و عشایر(چیزی شبیه حکومت ملوک الطوایفی) حاصل می شده است چگونه در انتهای قرن، به دولتی جامعه و گسترده با بروکراسی فراگیر اداری و حدود نیم میلیون نفر نیروی مسلح در سراسر کشور تبدیل شده که حدود ۶۰% از اقتصاد را هم در سیطره خود دارد.

در مقدمه کتاب، نویسنده با بهره گیری از آمار و ارقام دورنمایی نسبتا جامع از وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، صنعتی و تکنولوژیک، مردم شناسی، چغرافیایی و فرهنگی ایران در ابتدا و انتهای قرن بیستم ترسیم نموده و در ادامه و در فصول کتاب به شرح و تفسیر علل و زمینه های این تغییرات و تحولات شگرف بپردازد. به استثنای فصل اول که به خاطر همزمانی آغاز قرن بیستم با اواسط دوران قاجار با زمینه های شکل گیری حکومت قاجاریه و بستر اجتماعی و مردم شناختی آن آغاز شده و به انقلاب مشروطه ختم می شود و نیز فصل پایانی که موضوع کتاب را تا اواسط دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد(دوران حاضر) به پایان می برد.

وی هدف اصلی نگارش این کتاب را بررسی نقش دولت مرکزی در تحولات و دگرگونی های مختلف و اثرگذار ایران در طی یکصد سال اخیر ذکر می کند و استدلال می کند که شکل گیری و گسترش دولت، تاثیرعمیقی بر سازمان های سیاسی و اقتصادی و نیز محیط، فرهنگ و گستره اجتماعی برجای گذاشته است و دولت در ایران خود آغازگر همه این تحولات و دگرگونی های اثرگذار بوده است. در میان تمامی امپراتوریها ذکر شده، امپراتوری پارسها که توسط کوروش بزرگ در سال 550 پیش از میلاد بنا شد، تنها حکومتی بود که بر اساس احترام به تمامی گروههای قومی و تحمل باورها و سنتهای گوناگون و موارد دیگر شکل گرفت.

اما مهمترین کشف آنها این بود که در این دولت ـ شهرها تقسیمات و اختلافات طبقاتی وجود داشت و ایرانیان میتوانستند از طریق دادن رشوه یا وسایل دیگر، طبقهای را علیه طبقه دیگر برانگیزند. امپراطورهای ایرانی (۵۵۰ ق م) در زمان ظهور ، دولت عیلام از یکی از سرزمین های خراجگزار ایران شد. بزرگترین تمدن تاریخ ایران، دولت عیلام بوده است که سرزمین آن ها در جنوب غربى ایران و کمابیش مطابق با خوزستان بوده است.

ضمن آنکه حوزه نفوذ این وزارتخانه ها و شاه و درباریان نیز از محدوده تهران و اطراف آن فراتر نمی رود. حکومت ماد ها توسط کوروش پایان یافت . چه کسی کوروش کبیر را در جنگ شکست داد؟ نویسنده بر اساس الگوی ماکیاول شاهان قاجار را با شاهان فرانسه شبیه می دانند(صفحه۲۸). سه کتاب از این نویسنده به فارسی ترجمه شده است: «ایران بین دو انقلاب» که دو ترجمه از آن موجود است؛ (ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، چاپ «نشر نی»، دیگری ترجمه کاظم فیروزمند و محسن مدیرشانهچی و حسن شمسآوری چاپ «نشر مرکز»). مادها تا مدتهای طولانی بر ایران حکومت می کردند اما تاریخ دقیقی از این مدت در دسترس نمی باشد .

در عوض پیکی با پیامی جسورانه نزد کوروش فرستادند و تهدید کردند که اگر او جرئت کند و به شهرهای یونانی حمله برد با واکنش اسپارت روبرو خواهد شد. پیروزی ایران شهرهای یونانی ایونیه واقع در ساحل دریای اژه را که اکنون مستقیما با ماشین بزرگ جنگی کوروش رودررو شده بودند، به کلی مبهوت کرد. آنها همچنین کشف کردند که دولت ـ شهرهای یونانی که به سختی با یکدیگر دشمنی و حسادت میورزند، توانایی اقدام متحد و مشترک را ندارند و پیدا کردن دوستانی قابل خرید در میان ایشان چندان دشوار نیست…

چون لیدیاییها در آن دشت پهناور لشکر آراسته بودند، کوروش به سبب نگرانی از خطر سوارهنظام ایشان درصدد برآمد تا طبق پیشنهاد هارپاگ مادی اقدام کند. در برابر شهر سارد دشت پهناور خشک و بیدرختی قرار داشت… لیدیاییها پس از این شکست موقتی به سارد پایتخت خود که در حدود هشتاد کیلومتری ساحل دریای اژه قرار داشت عقب نشینی کردند. از این رو اتمام حجّت اسپارتیان برای او هم خندهدار و هم توهینآمیز بود. با این حال اسپارتیان که معروف بود از جنگیدن دور از میهن خویش اکراه دارند، ارتش خود را نفرستادند. ، واقع در امتداد حاشیه شرقی این رود، پیش از رسیدن هزاران پارسی سقوط کرد، چنان که منطقه شمال غربی هندوستان معروف به قندهار (گاندارا یا گانداری تیس) به زودی به این سرنوشت دچار شد.

«کوروش در آغاز فرمانروایی مقرر فرمود که چادرش همواره به سوی شرق برپا شود؛ سپس تعیین کرد که چادرهای نیزهداران گارد شخصی او در چه فاصلهای از کوشک سلطنتی قرار داشته باشند؛ آن گاه در سمت راست جایگاه نانوایان، در سمت چپ جایگاه آشپزان، در طرف راست محل استقرار اسبان، و در طرف چپ محل استقرار سایر چارپایان را تعیین فرمود و هر چیز چنان سامان داده شد که هر کس میدانست محلش در اردو از نظر اندازه و موقعیت در کجا قرار دارد…

این قطعات گزیده از کتاب پرورش کوروش نوشته گزنفون بخشی از فهرست طولانی تدارکاتی است که شاه ایران باستان دستور داده بود برای لشکرکشی تأمین شود و نشاندهنده نوع تدارکات ارتشهای آن روزی است. لرد کرزن پس از سفر به مناطق مختلف ایران و با بهرهگیری فراوان از آرشیو اداره هند (در وزارت امور خارجه بریتانیا)، در نتیجهگیری اثر تاریخیاش ایران و مسئله ایران، ادعای اغراقآمیزی را مطرح میکند که شاه عملا «محور گردش تمام کارهای ملک» است و تمام کارهای «قضایی، اجرایی و قانونگذاری دولت» را یکجا در دست دارد.

لیکن وزیر خشایار شاه بعدها به آنان جفا رسانید. م (اواسط مهرماه) ارتش کوروش شهر اوپیس واقع در ساحل رود دجله در حدود دویست کیلومتری شمال بابل را تسخیر کرد و حدود یک هفته بعد، سردارش گوبریاس سپاه ایران را به حصارهای پایتخت رسانید. آن گاه به این نتیجه رسید که اعتماد به همپیمان سابق ماد یعنی بابل کافی است و ظرف چند ماه خود را به جلگههای آبرفتی غنی بینالنهرین رسانید.

از آنجا که هم کاهنان قدرتمند بابل و هم اکثریت اشراف محلی و مردم عادی از نبونید متنفر بودند، چون برخلاف خدای بزرگ سنتی و محبوب بابل یعنی مردوک به تبلیغ و رواج پرستش سین خدای ماه پرداخته بود، گروه بیشماری از آنها به سپاه ایران گریخته بودند و گوبریاس توانست بدون نبرد به آسانی وارد شهر شود؛ بسیاری از مقامات و مردم شهر که ایرانیان را نجاتدهنده خود تلقی میکردند با شادمانی از آنها استقبال کردند.

او همچنین به مردم اجازه داد تا به ادیان خود عمل کنند. تشکیلات مربوط به سپاه، دبیران و دواوین نیز با قضاوت های جزئی در قلمرو اسلامی وجود داشته است. وضعیت مالیه عمومی و تامین هزینه های دولت(یا درواقع دربار) نیز وضعیت بهتری ندارد. در این فصل ساختار دولت در دوره قاجار را شامل چند وزارتخانه می داند که برخی از انها فقط روی کاغذ وجود دارند(داخله، تجارت، معارف و فواید عامه، امور عامه، هنرهای مستظرفه، پست و تلگراف) و برخی دیگر نیز(جنگ، مالیه، عدلیه و امور خارجه) فاقد تشکیلات اداری مناسب و کارکنان حقوق بگیر و مستخدمین تمام وقت است.

از یک سو چگونگی شکل گیری دولت مرکزی و فشارهای ان بر جامعه و از سوی دیگرچگونگی تاثیر فشارهای اجتماعی بر تحول دولت به ویژه طی دو انقلاب اساسی را توضیح می دهد. وی هدف و منظور نگارش کتاب را نیز با دیدگاه فوکو مبتنی بر چگونگی عرضه گفتمان های جدید که موجب تنش بین قدیم و جدید شده و به طور موثری تشیع و ایرانی گری را متحول کرده است و نیز هدف اریک هازبورم یعنی در نظر گرفتن تاریخ کل جامعه به جای تاریخ سیاسی یا اجتماعی مطابقت می دهد. ساسانیان از عرب هایی که یک دین جدید آورده بودند ( اسلام ) شکست خوردند.

دیدگاهتان را بنویسید