مبانی اخلاق در قرآن

حال، آیا این صفت نفسانی، خود منشأ ذاتی دارد، بدین معنی که از ساختار درونی انسان سرچشمه میگیرد، تا هر کاری انجام میدهد، نمودی از صفات درونی و ساختار باطنی وی باشد، و در واقع چهره درونی خود را آشکار میسازد، و مقهور ساخت باطنی خود میباشد؟ به کار بردن خُلق در لغت عربی که از ریشه خَلق گرفته شده، حاکی از آن است که عرب بر این باور بوده که منشأ صفات نفسانی، ذاتی و فطری است، و این گونه صفات مانند دیگر ویژگیهای وجود انسان، در حیطه آفرینش وی قرار داشته و از اختیار او بیرون است. حکمت ـ که همان بینش درونی است ـ با عصمت ـ یعنی باز داشته شدن از آلودگیهای اعمال پلید ـ قرین است.

با پروا باشید؛ خدا رهنمای شماست. خدا را پروا داشته باشید؛ باشد تا رستگار شوید. آیه خطاب به مؤمنان است تا آنچه را که خدا و رسول میگویند، از جان و دل پذیرا باشند؛ یعنی آن را کاملاً باور داشته، برنامه زندگی خویش قرار دهند. از خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعلیها به این فراز رسیدیم که وقتی خدای متعال پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم را مبعوث فرمود، حضرت دیدند که عالم دارای ادیان و مذاهب مختلفی است که هر کدام به نوعی از مسیر حق منحرف شدهاند.

دانش تربیت همچنین سخن از امتیازات نوعی فراگیر نیز دارد. همان گونه که جنبه جسمانی انسان به تغذیه نیاز دارد، جنبه روحانی او نیز نیازمند تغذیه است، و تغذیه روح، همان رعایت اصول اخلاقی است. میتوان گفت که «اخلاق» مقصد و غایت حرکت انسان را بازمینماید در حالی که «تربیت اخلاقی» الگو و قاعده این تحول و قواعد حرکت انسان بدان سو را بیان میکند. لذا اخلاق ریشه درونی دارد و اعمال برونی نمایانگر ساختار درونی انسان است.5 رفتار نیک، حاکی از پاکی درون است و رفتار بد، حاکی از آلودگی باطن.

در انسان نیز اصطلاحا فرایند زمینه سازی و به کار گیری شیوه هایی جهت ایجاد، تقویت و شکوفاسازی صفات، رفتارها و آداب، و اصلاح و از بین بردن صفات، رفتار و آداب ناشایست در خود و دیگران را تربیت نامیده اند . به علاوه، رغبت در کار نیک را، طبع اوّلین و حالت مستقیم انسان قرار داده، و میل به شرّ و تباهی را حالت ثانوی و انحرافی او دانسته است. خدا را همواره به یاد دارید ـ خود را پیوسته در محضر او بدانید ـ باشد تا رستگار شوید. با پروا باشید، و بدانید همواره خداوند باشماست. البته با اعتباری دیگر، هدف تزکیه است که بر اثر تعلیم شریعت و حصول بینش به دست میآید.

پس راه رسیدن به کمال انسانی، باور صحیح داشتن و عمل نیک انجام دادن است و این همان «تقوا» است که عبارت است از: پروا داشتن خدا، و تعهد در رفتار و کردار. لذا اگر خلق و خوی او پسندیده باشد، رفتار نیک از وی با سهولت انجام میگیرد و اگر ناپسند باشد، کردار زشت را بآسانی انجام میدهد. در اخلاق عمل ارزشی چگونه شکل میگیرد؟ بحث پیرامون اخلاق، مسائلی را با عنوان پیشفرض یا اصول موضوعه میطلبد، که پایه و مبانی علم اخلاق را تشکیل میدهد، از جمله مسائل: استطاعت و اختیار، سعادت و شقاوت، حسن و قبح عقلی، هدف از بعثت انبیاء، نقش فطرت و عقل، و مسأله خلود در حیات، که برخی به اجمال و برخی بتفصیل مورد بحث قرار میگیرد.

به یقین، کسانی رستگار هستند که دین را باور داشته، آن را پذیرفته باشند. به یقین، رستگار کسی است، که درون خود را پاک و آراسته گرداند. اخلاق خوب می تواند شما را نزد دیگران عزیز کند و باعث شود که در قلب آنها جای بگیرید. آینده مطلوب آن را ذهن خلاق و دستان ماهر هنرمند تعیین می کند. باری، آنها نگاهی منفی به این قضیه دارند و میگویند که شما برای مردم حد و مرز تعیین میکنید و نام آن را اخلاق میگذارید و با این کار فقط آنها را از لذایذ نفسانی محروم میکنید و بدان صبغهای اخلاقی میبخشید.

در حدّی که من می توانم داوری کنم، در متن یک جامعه اخلاقی امکان دین ورزی به مراتب فراهمتر است. بر این اساس، امکان دارد برخی از انواع تقدیر، اولویت داشته باشد یا مدیر از اعمال برخی از آنها معذور باشد. مراقب نحوه رفتارشون با متصدی فروش، کارگزار رستوران و یا راننده تاکسی هستن. درشت خو و بداخلاق نیست، با صدای بلند سخن نمی گوید و ناسزاگو و بدزبان نیست. در این زمینه فعلا سخن نمی گوییم چون در فصلی مستقل بدان خواهیم پرداخت. بدین سان اگر قرآن، این واژه را به کار برده، به عنوان همگونی با زبان قوم بوده، که صفات درونی را با این نام یاد میکردهاند، و این بدان معنی نیست که منشأ این نامگذاری را هم باور داشته باشد.

به علاوه، تکلیف از سوی حکیم، دربردارنده هدفی است که در جهت تضمین سعادت و خیرخواهی مکلّف، صادر گشته، و به گونهای است که بدان میتوان رسید و گرنه تکلیف، عبث و بیهوده بود. لذا نقطه آغازین حرکت به سوی کمال، ایمان راستین به ذات حق است، سپس استقامت بر این باور، و حرکت در راهی که ایمان به آن جهت میدهد. یعنی ایمان انسان، رویکردی است که به کارهای او جهت میدهد.

جفاپیشه گان خودستیز آن هایی هستند که کم کاری می کنند، برخی واجبات را ترک می کنند و مرتکب برخی کارهای حرام می گردند. بیشتر جوامع دور از فرهنگ و تمدن، خود را مقهور طبیعت پنداشته، عقیده جبر، کم و بیش بر اندیشه آنان حاکم بوده است. پیامبری از میان آنان برگزید، تا آیات الهی را بر آنان فرا خواند، و آنان را پاک سازد، و شریعت و حکمت بیاموزد. در این میان می توان مکاتب اخلاق فلسفی، اخلاق عرفانی، اخلاق نقلی و اخلاق تلفیقی را نام برد.

عمده ترین منشا اختلاف این مکاتب تفاوت در منابع معرفتی است که از دیگرگونی مبانی این نگاه ها برخاسته است. اینانند که راه هدایت الهی را جسته و رستگارانند. همین بینش درونی و حکمت، غایة الغایات شمرده میشود و هدف اصلی شرایع الهی میباشد. هدف از اخلاق، رسیدن به کمالات معنوی و دست یافتن به مقام والای کرامت انسانی است که در آفرینش برای وی منظور گردیده است. اختلافاتی که در مراکز تجمع پیش میآید، یکی از نمونههای این بحران و زندگی بدون فرهنگ و اخلاق است.

این آیات همگی این حقیقت را یادآور میشوند که نتایج کارهای انسان ـ خوب یا بد ـ هدر نمیرود و به خود او باز میگردد. کسانی که خدا را باور داشتند، و بر این باور استقامت ورزیدند، فرشتگان رحمت بر آنان نازل گشته، نوید آرامش میدهند. هر که در زندگی خدا را یادآور نباشد، هر آینه زندگی بر او دشوار خواهد بود و احساس تنگنایی در درون خویش مینماید. اگراسلام ما را به ترک تعلقات دنیوی و توجه به خدا و آخرت وارزشهای معنوی فرا می خواند، عقل حسابگر نیز، که همواره سود و زیان و مصالح و مضار انسان را در نظر می گیرد و انسان را به انجام کارهایی که بیشترین سود و کمترین زیان را برای اودارد، دعوت می کند، وآن فراخوان وحیانی را تایید می کند.صریحا می توان گفت که اسلام تنها از ما خواسته است که عاقل باشیم و عاقلانه عمل کنیم.

محبت و مهر ورزی نه تنها با انسانها بلکه با همه جانداران توصیه وسفارش میکردند. استعدادها و نیروهای سازنده در همه انسانها یکسان آفریده شده و هدف از خلقت، تهذیب و تربیت انسان است. منطق قرآن بر آن است که انسانها در اصل آفرینش از یک گوهرند. خود تأثیر زیادی در اخلاق کارکنان دارد، حال باید توجه داشت که قوانین و مقررات مستقیماً بر رفتارهای افراد در جهت اخلاقی تر شدن به گونه ای که ضرر و زیان ناشی از رفتارهای بد اجتماع به حداقل برسد، مؤثر است. همه افراد خانواده با ورود به خانواده ،همه ناراحتی های ناشی از کار و مشکلات اجتماعی را نیز بیرون از منزل گذاشته و با چهره ای بشاش و متبسم با اهل منزل روبرو شوند.

به طور دقیق و خاص نیز می توان اخلاق حرفه ای را علاوه بر رعایت این موارد، در آیینه ی مسئولیت اجتماعی، تعهد اجتماعی و انطباق اجتماعی تفسیر نمود. وسائل رسیدن به این هدف نیز برای همه یکسان فراهم شده و این با خود اوست که از آن چگونه بهرهمند شود. خداوند هر که را شایسته دید، حکمت را به او عنایت میفرماید و هر که حکمت را دریافت نمود هر آینه بر انبوهی از ارزشها دست یافته است. هر که به سوی خدا بازگشت نموده، به او ایمان آورد و کار نیک انجام داد، باشد تا از زمره رستگاران گردد.

عُجب، خودستایی و خودپسندی، یکی از رذایل اخلاقی است، که در روایتی از آن مذمت شده و آفت دین و ایمان دانسته شده است. از شما ـ امت مسلمان ـ گروهی باشند که همواره به نیکی فراخوانند و از زشتیها نکوهش کنند، آن گاه است که اینان رستگار خواهند بود. و پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. و آمرزش گناهان شان را خواستار می شوند – و جز خدا کیست که گناهان را بیامرزد؟ و آگاهانه کاری را که انجام داده اند، ادامه نمی دهند و تکرار نمی کنند». علم ودانش ،نور الهی است که دانش آموز باید آن را برای خاطر خدا و بندگی بهتر و خدمت بیشتر به خلق خدا فراگیرد .

دیدگاهتان را بنویسید