فلسفه چیست ؟

جناب آقای راهنما! ما بر طبق این آییننامه از شما میخواهیم، نه بر اساس سلیقه و یا علم و یا تجربهی شما. ببینید در فرآیند و روند جلسهی دفاعیه ما تقریباً ۶ مرحله داریم، ارائهی پژوهشگر را داریم، نظرات استاد داور را داریم، دفاعیهی اساتید راهنما و مشاور را داریم، دفاعیهی پژوهشگر را داریم، مرحلهی نمرهدهی و مرحلهی اعمال اصلاحات و ارجاع به استاد راهنما و داور را داریم. در اخلاق کاربردی هم با کاربرد اخلاق و تأملات اخلاقی در عرصههای مختلف از سیاست و حرفههای مختلف گرفته تا حقوق و پزشکی سروکار داریم.

آیا چنین معیاری، یعنی کاربردی بودن در حوزه رعایت میشود؟ اندکی ساده تر در تعریف جوهر و عرض چنین توان گفت که موجود یا واجب است، یا ممکن؛ و ممکن نیز در وجود یافتن خود در خارج، یا بی نیاز از موضوع است، که به آن جوهر می گویند؛ و یا در وجود یافتن خود در خارج نیاز به موضوع دارد، و آن عرض است. میدانید که چندین بار نسخهی آییننامهی موجود تغییر کرده است که اخیرا به صورت کتابچهای درآمده است. فکر میکنید چقدر استقلال اندیشمندان و موضعگیریشان نسبت به جریانهای اصلی فکری موجود میتواند در رفع این بیتوجهی به مسائل فلسفی نقش داشته باشد؟

مثلاً میان لاانسان و لاناطق نیز مانند انسان و ناطق، نسبت تساوی وجود دارد. در این خصوص بفرمایید که چه اشکالاتی هست که طلاب باید بیشتر دقت کنند و به قول خودمان چه ریزهکاریهایی وجود دارد؟ به نظرم با این سؤالتان وارد بحث تدوین شدید که در تدوین چه مشکلاتی وجود دارد. یک عاملی که برای وحدت مسلمین وجود دارد مثلاً دوری از حزبگرایی است. در صورتی که طلبه ۵ یا ۱۰ صفحه در مورد حزبگرایی مینویسد، یعنی حالت جزیرهای دارد.

گاهی که به دانشگاه برای دفاع پایان نامه میرویم، مشاهده می کنیم که قالب به خوبی رعایت شده است، چکیده خوب است، ولی محتوا و اینکه خروجی چه شد، میبینید که آنچنان مطلوب نیست؛ ولی در حوزه ممکن است در یک بخشی، در یک صفحه و در یک پنج صفحهای از این پایاننامه یک مطلب نابی آورده باشد که اگر این به عنوان یک تز در دکتری هم مطرح میشد جا داشت، ولی چون طلبه آن اسلوب را بلد نبوده، نتوانسته به خوبی ارائه دهد.

عمدهی دلیل آن هم همان نکتهای است که استاد مظلومی زاده بیان کردند که طلبه نویسندگی بلد نیست. پس از دوران رنسانس اندک اندک آزادی اندیشه و بیان در جوامع اروپایی نهادینه شد و با وجود مشکلات به جا مانده از دوران تاریکی انقلاب فلسفی آغاز گشت. وقتی خداوند دستوری را وضع میکند برای محدودیت نیست بلکه خیر و سعادت انسان در رعایت این حد و حدودها است که تأثیرات بسیار زیادی در جامعه دارد پس فلسفه اصلی رعایت عفاف و حجاب این است که انسان به سعادت میرسد. غیر از اینکه اسلوب کار که در پایاننامه چه شکلی است، طلبهها متأسفانه با این هم آشنا نیستند، مثلاً نمیدانند که در چکیده چه محورهایی باید رعایت شود، لذا در عمدهی جلسات پایاننامه اساتید میگویند که چکیده ایراد دارد.

با رواج یافتن بی حجابی و جلوه گری زن ها، جوانان مجرد ازدواج را نوعی محدودیت در برابر آزادی های خود تلقی می کنندو افراد متاهل نیز آن چه که دارند را با آنچه ندارند مقایسه می کنند. با وجود همه این آرا، در اینجا آنچه را که قرآن و تفاسیر عمده و امامان شیعه بیان کردهاند به عنوان تعریف قراردادی حجاب در نظر میگیریم. از طرف دیگر، در قرآن و سنت بر حکمت باید و نبایدهای دینی و اخلاقی تأکید (ر.ک: معلمی: 1384) و در مواردی فلسفه و حکمت احکام الاهی بیان شده و همین نکته مؤید آن است که قرآن و سنت نیز بر معقول و مقبول کردن باید و نبایدهای دینی تأکید فراوانی دارند؛ زیرا با این روند، پذیرش آن آسانتر خواهد بود.

حسینی کوهستانی افزود: با توجه به اینکه همه دستورات الهی دارای حکمت و فلسفه ای است قطعا با تشریح عفاف و حجاب و بیان نمودن بعد فلسفی و حکمت آن می توانیم زنان و دختران خود را به حجاب جذب نماییم. بسیاری از آثار بدحجابی در ضمن بیان فواید حجاب آمده است. دقت در همین نحوه طرح مسئله میتواند پاسخ مناسبی به بسیاری از شبهات بحث حجاب باشد. فلسفه از آن بابت که تخصصگریز است با چالشهای بسیاری رو به روست.

اجازه دهید موضوع را با این جمله آغاز نماییم. یعنی شاید در موضوعات رشتهی خودش، فقه و اصول خیلی قوی بوده و آمده و مصاحبهها را هم داده است ولی الان در این موضوع پایاننامه به طور خاص که آمده ضعف بسیار جدی دارد، چون توانمندی ندارد. بنده فکر میکنم اگر بخواهیم روند فضای پایاننامهنویسی را یک مقداری نهادینه کنیم و به سمت و سوی خوبی سوق دهیم، پیشنهاد بنده این است که در ابتدا همانطور که عرض کردیم اولاً یک بازنویسی جدی برای آییننامه شود. شاید کار خوبی هم انجام داده است، یعنی اگر آن بخش جدا شود، کار خوبی است ولی ارتباط آن با عنوان خیلی مشهود نیست.

آقای «عصار» در سال 1354 شمسی از دنیا رفتهاند و شاید این قصه به سالهای 1350 رخ داده باشد. نه باید به قدری غرق در معنویات شد که هیچ توجهی به دنیا نداشت و نه باید به قدری غرق در دنیا بود که از معنویات ماند .این تعادل را خالق بشر و بر اساس نیاز هایی که خودش برای او آفریده است و برای این که بشر به کمال برسد ، باید ها و نباید هایی قرار داده است . البته ضعف این کارها خودش را کاملاً نشان میدهد که اگر بوده باشد هم ضعف این کارها خودش را نشان میدهد، چون هم عدم تسلط نویسنده بر محتوایی که ارائه میشود و هم آشفتگی که بعضاً در متن هست، بعضاً ظن غالب انسان میرود که این اتفاق افتاده است ولی یک بحثی است که نیاز به یک کار میدانی دارد که ببینیم چطور است.

تازه کارهای خوب اینطوری هستند، کارهای ضعیفتر که در محتوا مشکل دارند، در ساختار مشکل دارند، در ویراست مشکل دارند، بعضاً جملهبندیها خیلی اشکال دارد. بحث موضوعات پایاننامهها هم خیلی مهم است که بالأخره کاربردی باشد. همچنین بخشی از عزیزان طلبه و محققین هستند که واقعاً نسبت به مسائل روز و کاربردی بودن موضوع دغدغهمند هستند و موضوع میدهند و لذا به صورت کلی شاید نتوان گفت که همهی آنها کاربردی هستند یا نیستند.

شاید باید شازده کوچولویی به ماجرا نگاه کرد. من به ضرس قاطع نمیتوانم بگویم که این قضیه هست. یک آقایی گفت: اتفاقاً بنده آییننامهی حوزه را نوشتهام و من در آنجا این را نگفتهام. به نظرم اگر میخواهید مقایسه کنید، باید حوزه را به دو دسته تقسیم کنید که یکی مؤسسات حوزوی و دیگری خود حوزهی سنتی و دیگری هم دانشگاه است. در بحث مؤسسات حوزوی، هم مهارت و روش و شکل قوی است که یقیناً قویتر از دانشگاه است و هم از جهت محتوا قویتر است. یکی هم بحث توانمندی شخص در آن رشته است. این ها دائما با هم تقابل دارند و یکی از تقابل ها رشد و کمال انسانی است و جبهه ی کفر که مصداق امروزی اش استکبار است برای متوقف کردن رشد و کمال انسان دست به تهاجم فرهنگی می زنند و می خواهند شخصیت های سالم ، رشید ، آزاده مجاهد و مدافع حقیقت را نابود کنند و آن ها را به شخصیت های حقیر و پست و در اختیار استکبار بدل کنند .

2. مکاتب عرفانی: در این روش از تهذیب و تصفیه نفس برای «رسیدن به حقیقت» (فعالیتی عملی) و نه کشف و معرفی حقیقت (فعالیتی علمی) استفاده میشود. من این را به ضرس قاطع عرض میکنم ولی از جهت اسلوب، شکل و روش ضعیفتر هستیم. لذا تعبیر من در جلسات این است که میگویم: پردازش خوبی نمیشود. یک مشکل رایجی که اگر من اغراق نکنم، در ۹۸ یا ۹۹ درصد پایاننامهها دیدهام، این است که وقتی یک موضوع و عنوانی برای پایاننامه بعد از تأیید کمیته انتخاب میشود و فصل بندی برای آن صورت می پذیرد، طلبه وقتی میخواهد فیشبرداری کند – تعبیر من این است و در جلسات دفاع هم عرض میکنم – به صورت جزیرهای هر کدام از این عناوین را جدا از عنوان میبیند.

ببینید وقتی که یک طلبه میخواهد وارد یک پژوهش شود، یک سطح محتوایی و یک سطح مهارتی دارد. تو گویی آیین الاهی نهر فیاضی است که همه پیامبران از آن بهرهمند میشوند؛ ولی هر کدام از راهی و طریقهای که با شرایط زمان و مکان و استعدادهای امتهای خود مناسب است، وارد میشوند. گفتم: کدام آییننامه؟ این آقا مثلاً آییننامه را ۲۰ سال پیش نوشته بود و خودش خبر نداشت که آییننامهی جدید آمده است. اگر در گوشه خلوت و یا به کدام دشت و بیابان دور افتاده هم بوده باشد و به غیر از خدای بزرگ احدی در آنجا و در آن حالت خلوت حضوری نداشته باشد، باز هم با همه توانایی هایش مبنی بر اینکه بخورد و بیاشامد و یا مجامعت کرده روزه خود را نقض نماید.

قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید میفرماید : حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید و جنبه حیوانی ننگرند و این حرمت را مخصوص زنان مسلمان دانسته ، لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را ، بدون قصد تباهی جایز میداند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بیبهرهاند. چون از جهت محتوا، همانطور که جناب آقای موسوی گفتند، ما یک مبانی متقنی داریم، مخصوصاً با رویکردهای اسلامی، قرآن و سنت، یقیناً هیچ مرکزی مثل حوزه که روی طلبه ۱۰-۲۰ سال کار میکند، اینقدر سرمایهگذاری نکرده است.

وی تصریح کرد: یا باید پیش رو باشیم یا فرهنگ غرب به ما دیکته میشود. آشنایی کامل به زبان انگلیسی برای دانشجویان فلسفه غرب و آشنایی به زبان عربی برای دانشجویان فلسفه اسلامی ضروری است. احسنتم. در واقع عدم آشنایی باعث شده که مقدمه، چکیده و نتیجه خوبی نوشته نشود. ببینید طلبه با متون دینی آشناست، طلبه با ادبیات عرب آشناست و به راحتی میتواند دسترسی به منابع عربی داشته باشد، این طلبه محتوای خوبی میتواند ارائه بدهد.

دیدگاهتان را بنویسید