فلسفه و هدف زندگی

او مانند رزروکروسیها به تنهایی و در خلوت زندگی میکرد، اغلب محل زندگی خود را تغییر میداد به طوری که در طول 22 سال اقامت خود در هلند، در 18 مکان مختلف زندگی میکرد، بدون دریافت هزینه پزشکی انجام میداد، تلاش میکرد طول عمر انسان را افزایش دهد و دید خوش بینانهای نسبت به ظرفیت علم برای بهبود وضعیت انسان داشت. چرا باید کتاب فلسفهای برای زندگی را خواند؟ برای این کار شناخت سبک تفکر فلسفی امروز و زبان فلسفی رایج و جاری در این عصر لازم است.

یا ابوالحسین محمد بن احمد بن جبیر (۶۱۴-۵۴۰ق) سیاح و جغرافیدان اندلسی که به تعبیر امروزی انسانی قشری بوده و با فلسفه مخالف بوده، دو بیت به زبان عربی دارد و میگوید: در دوران ما یک فرقهای ظاهر شده که ظهور این فرقه برای زمانه ما شوم است و اینها در دین جز به چیزی که ابونصر و ابنسینا آورده باشد، اعتقاد ندارند. ما حتی به دانشحویان و دانشگاهیان خودمان نمیتوانیم فلسفهٔ اسلامی را در قالب سنتی آن عرضه کنیم، بلکه نیازمند به بازاندیشی و بازآفرینی و بازنگاری فلسفهٔ اسلامی در قالبی نو متناسب با ذهن و زبان دانشگاهی امروزی هستیم؛ در غیر این صورت از انتقال این میراث گران قدر به دانشجویان خودمان ناکام خواهیم ماند.

باورمندان به اين ديدگاه، خود دو دسته ميشوند، يك گروه كه معتقدند آنچه دستاورد يا ميراث حكمي يا فلسفي در دوره اسلامي تلقي ميشود، در اصل و بنياد فلسفه به معناي كوشش عقلاني و خردورزانه و بدون مفروض براي حل مسائل متافيزيكي و معرفتي نيست و از آنجا كه بر پايه مفروضات ديني بنا نهاده شده و غايات و اهداف مشخصي هم دارد بايد آن را الهيات (تئولوژي) يا كلام خواند. در برابر اين روايت از تاريخ فلسفه در جهان اسلام و دستهبنديهاي آن، روايت غالب مستشرقان قرار ميگيرد كه كليت فلسفه اسلامي يا فلسفه در جهان اسلام را «نوافلاطوني» ارزيابي ميكنند و معتقدند كه ساختار كلي و اساسي اين سنت فلسفي بر مبناي همان انديشههاي فلوطين و شارحان او بنا شده است.

ماهيت و چيستي فلسفه اسلامي همواره يكي از بحثبرانگيزترين مباحث در ميان دانشپژوهان و علاقهمندان و پژوهشگران فلسفه و تاريخ بوده است. اما با فرض قبول يا عدم قبول اين ديدگاهها، در هر صورت، سنت فلسفه اسلامي در دل خود مكتبها و نحلههاي گوناگوني را پي افكند كه مهمترين آنها از ديد متتبعان تاريخ فلسفه 3 مكتب يا نحله يا جريان مشايي، اشراقي و حكمت متعاليه هستند. برای شنیدن از زبان علامه جعفری کتاب «فلسفه و هدف زندگی» را برگزیدهایم که در عین اجمال، عمده سؤالات پیرامون مساله هدف حیات را که اساسیترین پرسش جوان امروز است مطرح کرده و با استدلالهای منطقی، نقل قولها، اشعار و تمثیلات زیبا به پاسخ آنها مبادرت ورزیده است.

برخی سعی کردهاند حدود و ثغور فلسفهی تحلیلی را، بر اساس کشورهایی که این سنت در آنها رواج بیشتری دارد، مشخص کنند. آیت الله مکارم شیرازی در ج17در تفسیر نمونه که 460 صفحه می باشد و ج2 که 678 صفحه می باشد علاوه بر مبارزه بر چشم و ترک حجاب در خصوص فلسفه حجاب مطالبی را به میان آورده اینکه احکامی که برای رعایت حجاب برای زنان آمده به نحو احسن آن را رعایت کنند و در فلسفه حجاب اشاره شده به اینکه اگر در جامعه تا سر حد یک عروسک یا یک کالای بی ارزش سقوط بکند و ارزش های والای انسانی او به کلّی به دست فراموشی سپرده می شود و تنها افتخار او، جوانی و زیبایی و خود نماییش می شود.

حتی بسیاری از نویسندگان در انجیل به ما یادآوری می کنند که تنها بر چیزهای خوب تمرکز کرده و درباره آن ها فکر کنیم تا آن چیزهای خوب برای ما اتفاق بیفتند. در آنجا هم که مشهودات من با مکتب سابق من یعنی مکتب مشّاء موافق نیست، از آن دست برمی دارم. چرايي مساله و استدلال متناسب با آن تغيير ميكند». چنان زندگي ميكند كه ديگران ميپسندند، نه آن گونه كه خود ميپسندد ، و خود می خواهد. اين تصور، تصوري مكان گونه است، يعني از ديد انديشه قرآني زمان ظرفي است كه وابستگي به مظروف ندارد.

عمر فلسفه به اندازه عمر انسان بر روی زمین است و در طول تاریخ تغییرات فراوانی کرده و هر زمان به گونه ای متفاوت با دیگر دوره ها بوده است.برای این مطلب کافی است به تعاریف مختلفی که از آن شده نگاهی بیندازید. سطح مهارتی را مفصل بحث کردیم، در سطح محتوایی باید دو عنصر اساسی دیده شود؛ یکی توانمندی شخص ناظر به موضوعی است که میخواهد کار کند و دوم علاقهمندی نسبت به آن موضوع هست. کاری که خودم به طور خودآموز و خودسالارانه انجام میدهم با تفکر فلسفی همسانتر است تا نشستن در سر کلاس و آموزشهایی که خیلی کند، بطیء و غالبا تشریفاتی است و اثری از انگیزش تفکر درش وجود ندارد.

هرگاه روزهدار توانست به هنگام روزه به خاطر خدا از گناهانی که برایش پیش میآید دوری جوید و نفس خود را به صبر و شکیبایی در برابر تمایلات نفسانی و شهوات حیوانی ملزم نماید و احساس کند که خداوند به احوال او آگاه است و اسرار و رازهای قلبی او را میداند و مدت یک ماه بر این حالت معنوی و تسلّط روحی باقی بماند، بدون شک دوام این تسلّط روحی که همراه با تحمّلات جسم است، انسان را طوری بار میآورد که همیشه مراقب ذات الله باشد و از خدا پروا داشته باشد و از عذابش بیمناک باشد و به هنگام نزدیک شدن به گناه خدا را ناظر و حاضر بداند و به خاطر شرم و حیا از او از آن گناه دوری جوید و قدرت بر ترک لذتها و تمایلات نفسانی، او را تشویق مینماید تا از آنها دوری جوید، به همین جهت این حالت توجه او را به انجام کارهای خیر وادار میسازد.

در غرب فلسفه زنده است، ببینید در مورد هر مسالهای در فلسفه جدید غرب چهقدر کتاب تالیف میشود! اگرچه مرسن و فیلسوف پیر گاسندی (1592-1655) حملاتی را علیه ارسطو بدون آزار و شکنجه منتشر کردند زیرا آنها به هر حال کشیش کاتولیک بودند، اما باز هم کسانی که بدعت گذار شناخته میشدند در آن زمان در آتش میسوختند و افراد غیر مذهبی فاقد محافظت کلیسا بودند. به عبارت دقيقتر از ديد فلاطوري «اين فلسفه ديگر نه يوناني صرف بود و نه قرآن صرف و نه آميزه و التقاطي از آن دو بلكه يك جريان فكري مستقل و ويژهاي بود كه از برآيند آن دو به وجود آمده بود».

از ديد فلاطوري فلسفه يوناني در جستوجوي مبدا و خاستگاهي(آرخه اي) درون بود(immanent) براي موجودات و هستي است. اين نگرش يوناني بر مبناي دركي نظامبخش از زمان استوار است، بدون يك چنين افق زماني پرسشگري از مبدا يا آرخه قابل طرح نيست. مهمترين مفهوم از ديد فلاطوري «زمان» است، مفهومي كه به تعبير آگوستين تا پيش از مداقه و تعريف به ظاهر بديهيترين و آشناترين امور به نظر ميرسد اما وقتي در پي چيستي آن برميآييم، سخت مبهوت و حيران ميشويم. به آن لغو و بيمعناست. بعدها چانوت دعوت نامهای برای دعوت از دکارت به دربار ملکه کریستینا که در پایان جنگ سی ساله (1648-1618) به یکی از مهمترین و قدرتمندترین پادشاهان اروپا تبدیل شده بود، ارسال کرد.

سهروردی مؤسس فلسفه اشراق، آن را حکمت اشراق نامید، عنوانی که بعدها ملاصدرا آن را به کار برد و اغلب در انگلیسی به عنوان theosophy ترجمه میشود. او در ابتداي كتابش ضمن اينكه در پانوشت تاكيد ميكند، «اسلام به عنوان يك دين هيچ فلسفهاي فراهم نياورده است لذا از اين نظر فلسفه اسلامي نداريم»، از «شيوه انديشه اسلامي» استفاده ميكند و معتقد است اين شيوه يا طريق تفكر، چنان فلسفه يوناني را تغيير شكل داده كه به دليل عينياش، «ناچاريم آن را فلسفه اسلامي بناميم تا مرزهاي آن را با فلسفه مغرب زمين مشخص كنيم». كتاب حاضر، يكي از اولين و در عين حال موثرترين آثار پژوهشي در شناخت ماهيت و چيستي فلسفه اسلامي است كه با وجود اهميت و بداعت موضوعش متاسفانه بسيار كم مورد توجه قرار گرفته است.

البته گروهي هم معتقدند كه نظر به زبان عمده اين آثار بايد از «فلسفه عربي» ياد كرد چنانكه مثلا عنوان اصلي كتاب معروف حنا الفاخوري و خليل الجر «تاريخ الفلسفه العربيه» است و در مقابل مثلا ايرانيان تاكيد ميكنند كه اگر بخواهيم به وجه قومي اين سنت معرفتي تاكيد كنيم بايد آن را فلسفه ايراني بخوانيم چون نامآورترين و اصليترين چهرههاي آن يعني فارابي، ابنسينا، خواجهنصير، شيخ اشراق، ميرداماد، ملاصدرا، حاج ملاهادي سبزواري و علامه طباطبايي، ايراني هستند و به دليل سيطره زبان عربي به عنوان زبان غالب علمي، آثارشان را به اين زبان مينوشتند ضمن آنكه در آثار برخي از آنها، رگهها و نشانههاي مهمي از انديشه ايراني (يا به تعبيري ايرانشهري) و حكمت باستاني ايراني مشهود است.

توصيف كرد.» از ديد او «فيلسوفان مسلمان حتي در انتخاب مكتب نوافلاطوني كه براي پژوهش در فلسفه اسلامي تقريبا اصلي پذيرفته شده است قطعا معياري اساسيتر در اختيار داشتند، معياري جهتدهنده كه پذيرش يا رد اين يا آن آموزه فلسفي، اين يا آن فيلسوف و حتي اين يا آن تز قرآني همچنين اين يا عنصر از اين يا آن فرهنگ را برايشان مهيا ميساخت.» فلاطوري براي اثبات اين ديدگاه به بازخواني تفسير ابنسينا از نظريه صدور يا فيض ميپردازد يعني همان كسي كه گفته ميشود توسط او مكتب نوافلاطوني اسلامي بانفوذترين شكل نظام فلسفي را به خود ديده است.

از همان آغاز تحت تاثير عقيده و ايمان قرآني، موضوع اصلي فلسفه و علم به درستي تشخيص داده نشد.» اما براي فهم علت اين تفاوت بنيادين بد نيست اشارهاي به تاريخچه مواجهه مسلمانان با فلسفه يوناني صورت بگيرد و در پرتو آن گوهر اصلي استدلال فلاطوري عرضه شود. فقط كفش دختر از زير چادر بيرون بود و آن پسر تا موقع پياده شدن به كفش آن دختر چشم دوخته بود. نتیجه آن خواهد بود که دانشجوی مسلمان ایرانی با همهٔ فلسفههای دنیا آشنا خواهد بود الا با فلسفهٔ خودش. او سالها در دانشگاههاي كلن و هامبورگ به آموزش زبان و ادبيات فارسي مشغول بود.

او مينويسد:«فيلسوفان مسلمان ميان قرآن و فلسفه هيچ اختلافي نميديدند» و براي عقل و وحي به منبع و منشأ واحدي قائل بودند. كتاب در دفاع از مفهوم يا تعبير «فلسفه اسلامي» به معنايي خاص و ويژه و متفاوت از معناي مورد مستشرقان يا حتي مدافعان مسلمان عرب يا ايراني اين تعبير، نظريهاي بديع و بسيار بحثبرانگيز را پي ميريزد. باید توجه داشت که (ماهیت زیبایی در ضمن مباحث دیگری نیز از سوی فیلسوفان مسلمان بحث شده است و تنها به مبحث ارتباط ذات و صفات خداوند با افعالش محدود نمی شود.

دیدگاهتان را بنویسید