فلسفه علم چیست؟

به جای روزنامه نوشتن، فحش نوشتن و انتقادات بیجا کردن، مسلح شدن، برخلاف قانون حرکت کردن، این طور بامسائل اجتماعی برخورد کردند.اینها نشان عدم عمق انسانیت در وجود انسان است. طبیعت روزه این است؛ یعنی، آدمهایی که دارند تمرین میکنند، این تمرینات آدم را به یک مرحله میرساند که از جهنم نجات پیدا میکند و همین طور حالت تصاعدی دارد که در شب آخر انسان به اوج تمرین میرسد.حالا، اسلام میخواهد با این برنامه که همراه این برنامههای دیگر هم است – فقط روزه نیست؛ عبادات دیگر هم هست ـ آدم بسازد و جامعه اسلامی که افرادش این طور ساخته شده باشند، غیر از این جامعه ماست.

نویسنده کتاب را در پنج فصل با عناوین عید فطر، عید قربان، عید جمعه، عید مبعث رسول خدا(ص) و عید غدیر تدوین کرده است و در هر کدام به توضیحی درباره فلسفه نامگذاری، علت فضیلت و اعمال عبادی مخصوص آن روز پرداخته است. نویسنده وجود عیدهای مختلف در اسلام را پاسخی به نیازهای طبیعی بشر به شادی و تفریح دانسته و معتقد است اعیاد این امکان را فراهم میآورد که مسلمانان یکدیگر را ملاقات و به یکدیگر نیکی کنند و از احوال هم مطلع شوند که این کار رضایت خداوند را به دنبال خود دارد.

محققی که با دقت بسیار در حال ترسیم ارزشهای دینی شخصیتی تاریخی است و با ارزشهای دینی آن شخصیت اصلا موافق نیست، شاید این تحقیق را به خوبی انجام ندهد؛ اما در راه تحقیق درست هیچ مانع معرفتی وجود ندارد و او میتواند کلیت گفتارها، کردارها و رسوم فرهنگی مختلف را بهدرستی بررسی کند. فلسفه تاریخ فردا میتواند لایههای متون تاریخی را ارزیابی کند. ↑ درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی. سنت تجربی و انگلیسی- آمریکایی فلسفه همواره نگاهی گذرا به تاریخ داشته است. یعنی فردی که مانند شما تا به حال خود را حفظ نموده است و ارتباط با جنس مخالف را تجربه نکرده است به این نیاز خود از طریق درست و اصولی که همان ازدواج است پاسخ میدهد.

حجاب برای این است که اختلاط پیش نیاید و حدود اخلاقی حفظ شود. این یک حالی است پیشآمدها که برای من شده ـ یک وقتی هم باز داشت شدیم و به زندان رفتیم ـ حالاتی پیش میآید که انسان تنهاست، بیکار است و خلوتی هست. شما وقتی که روزه میگیرید، اگر روزه واقعی بخواهید بگیرید، دائمآ باید با نفستان مبارزه کنید. این را بدانید، شما انقلابی هستید، جامعه ما نشان داد جامعهای انقلابی، با شعور، شجاع، دلیر، باگذشت و شهید ده است، اما بعد از انقلاب نشان داد آن جامعهای که اسلام ساخته باشد، به آن شکل هنوز نیستیم.در یکی از جنگها وقتی که مسلمانان شرکت کردند و جانانه جنگیدند و دشمن را خوب شکست دادند، با حالت غرور مسلمانان برگشتند.

یکپارچه ایمان و فدارکاری و گذشت و شهامت و شجاعت است، این است که نماز شب این مرد، گویا در مدت چهل سال اخیر ترک نشده است، به طوری که من شنیدم، یکی از خصوصیات ایشان این است که تا هر مقداری از شب که بیدار باشد، به محض اینکه خوابید، نزدیک صبح بیدار میشوند و نماز شب را میخوانند و تا نزدیکی طلوع خورشید، این قطعه را برای ارتباط با خداوند قرار دادهاند.این قطعه وقت مال خودشان است، در آن موقع خلوت و تنهایی و فرصت مطالعه درباره خدا و فکر و ذکر خدا، ایشان را همه روزه و همیشه آسیب ناپذیر میدارد.احمد آقا پسرشان میگفت: حتی روزی که مثلا از عراق به کویت تبعید میشدند، تا نزدیک صبح بیدار بودند و در بین راه این حالت را حفظ کرد.

چرا باید ساعتهای متوالی را در طول روز به گرسنگی و تشنگی بگذرانیم و این کار را به مدت یک ماه ادامه دهیم؟ در دست نمی باشد، نمی توان به صراحت تمام در رابطه با شدت و ضعف حجاب در آن ادیان اظهار نظر کرد. آن حالت را که یک آدم زندانی دارد، حفظ کند، در جامعه بیاید و نصف آن حالت خوب باشد، تمام زندگی انسان آباد و آزاد است. اگر بنا باشد، اینها را نخورید و هر دروغی که میخواهید بگویید و خیال کنید که باز هم روزه واقعی گرفتید، اشتباه کردید.روزه هست، تکلیف ادا شده، دیگر واجب نیست که بگیرید، روز قیامت هم شما را زجر نمیدهند که چرا روزه نگرفتید، اما خاصیت روزه اینجا تمام نمیشود.خاصیت روزه این است که تمرین مقاومت در مقابل همه انحرافات باشد.

آقای جعفری گفتند تشریف آوردند و گفتند من آمدهام که به شما بگویم که حق با شما بود و من اشتباه کردهام. یکی از همراهان حضرت زینب(س) میگوید که من در تمام مسافرت کربلا و مدینه تا کربلا، و دیگر مسافرتها، همراه زینب (س) بودم و یک بار ندیدم که نماز شبش ترک شود و کوفه که رسیدیم، دو روز پشت سرهم، بعد از شهادت برادرش، آن مصیبتها و آن دوندگیها برای حفظ بچهها تحمل کرده بود؛ فقط آن روزی که در جلوی در کوفه بودیم، نماز شب را نشسته خواند، دیگر قدرت ایستادن نداشت. شما به من بفرمایید من چرا باید ازدواج کنم؟

کلمه عید فقط یک بار در قرآن مجید ذکر شده و آن هم در آیه ۱۱۴ سوره مائده است که «اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا»؛ روز اول ماه شوال را عید نامیدند چرا که در آن به روزهداران دستور داده شده که روزه خود را افطار کنند و این بزرگترین عید برای روزهداران است. او در اواخر عمر خود در جایی گفته بود “چیزی که در زندگیام بیش از هر چیز شناختهام تعارض است، و این واقعیت که تعارض در روابط انسان امری اساسی است”. وی اظهار کرد: کاربرد دیگر فطر به معنای گشودن و باز شدن چیزی است، چنان که در قرآن کریم آمده است: «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ»؛ هنگامی که آسمان شکافته شود؛ چنانکه «افطار» به معنای گشودن روزه است.

اما بعد از جنگ جهانی دوم نظر وی تغییر کرد. علي (عليه السلام): نديدم كسي لباس گروهي را بپوشد و بعد از مدتي مثل آن ها نشود. تا يك نسل قبل معمولاً روانشناسي را داخل در حوزه كار فيلسوف ميدانستند و كمتر آن را به صورت يكي از علوم طبيعي تلقي ميكردند. راه نخست راهی سات که متفکرین اسلامی از آن برای بحث پیرامون روشهای علوم استفاده میکنند.این روش، حداقل، ما را با روشهای ممکن تحقیق در فلسفه علم آشنا میسازد.توضیح این طریق از دیدگاه متفکرین اسلامی چنین است که: اسلوب و روش فکری خاص هر علمی عبارت است از یک نوع ارتباط فکری خاصی که بین انسان و موضوع آن علم باید برقرار شود و بدیهی است که نوع ارتباط فکری بین انسان و شئ از اشیا بستگی دارد به نحوه وجود و واقعیت آن شئ.مثلا اگر شیئی از نوع اجسام است، ناچار باید ارتباط جسمانی و مادی بین انسان و آن شئ برقرار شود و احساس و آزمایش عملی همان ارتباطات مادی است که دستگاه فکر با اشیا پیدا میکند.و اگر آن شئ وجود نفسانی دارد باید به مشاهده حضوری و نفسانی که یگانه وسیله ارتباط ذهن با آن شئ است پرداخته شود و اگر آن شئ کیفیت عقلانی دارد، یعنی حقیقتی است که عقل با عمال قوه انتزاع آن را یافته است باید با سبک قیاس و برهان و تحلیل عقلانی مورد بررسی قرار گیرد.

، هر موضوعی را از هر زاویهای نمیشود اعتبار کرد.زوایای اعتبار نیز از نحوه هستی شئ مورد مطالعه، محدودیتهایی را میپذیرد و همین محدودیتهاست که روش خاصی را برای مطالعه اشیا اقتضا میکند.به عبارت دیگر«روش»تابع «موضوع»است.نگاه ریاضی و کمی به مجردات ممکن نیست زیرا هر نگاهی، از ناحیه«هستی» شئ مورد نگاه، تعین میپذیرد.اگر مجردات آثاری در ماده داشته باشند، چنانکه نفس دارد، میتوان به آثار مادی آنها نگاه ریاضی کرد ولی به خود نفس چنین نگاهی امکان ندارد. جعفری در رابطه با پژوهشها و تألیفاتی که در رابطه با ماه رمضان و عید فطر صورت گرفته است، تصریح کرد: خوشبختانه پژوهشهای خوبی انجام شده که باید همهگیر شود و به صورت عملی وارد جامعه شود و از کتاب بیرون بیاید و عملاً مورد توجه قرار گیرد، زیرا این عید؛ یعنی بازگشت به سرشت و آنچه که باید باشد نه آنچه که هست؛ یعنی باید انسانی باشد که هم غم دیگران را داشته باشد و هم تاجایی که از دستش برمیآید برای رفع گرفتاری دیگران بکوشد در این صورت این پژوهشها پژوهشهای عملی و کاربردی خواهد شد.

او این کار را برای کسب معاش نمی خواهد، بلکه برای نفس دانستن می جوید زیرا لذت دانستن فوق همه لذتها است. مترجم و شارح کتاب نهجالبلاغه با اشاره به فلسفه روزه گفت: معنا و مفهوم روزهداری این نیست که تنها از خوردن و نوشیدن امساک کنیم، بلکه باید سراسر وجود انسان، بدن، اندیشه و ذهن انسان روزه باشند، بخصوص قلب انسان که روزه دل، مقام بالاتری دارد؛ یعنی انسان خود را در یک سطح بالاتری از سطح حیوانی و مادی قرار دهد و به تدریج که این روزها ادامه مییابد و انسان توجه به این مطلب دارد و خود را تزکیه میکند، قرآن میخواند و در آیات قرآن تدبر میکند، رو به تعالی میرود و در شبهای قدر هم با اعمالی که از همه بالاتر تدبر در آیات قرآن است ادامه مییابد تا اینکه پس از 30 روز که ماه رمضان به پایان میرسد، گویی انسان آفرینش تازهای یافته، از آلودگیها پاک شده و به صورت انسان متکامل درآمده است و از این جهت این عید یعنی عید بازگشت به فطرت و سرشت نیالودهای که خداوند در ما نهاده است.

به نظر ویتگنشتاین، شباهت یا شباهت هایی میان اعضای یک خانواده وجود دارد، بدون اینکه یک یا دو خصوصیت مشترک در میان تمام اعضاء مقوم این شباهت یا شباهت ها باشد. پیغمبر(ص) در این حالت، غرور و وجد و شادی احساس کرد که باید در این جا یک درسی به اینها بدهد و فرمود که این قدر خوشحالید؛ برای اینکه جنگ کوچکی را فتح کردهاید، ولی خوشحالی واقعی، موقعی است که شما در جهاد بزرگ و جنگ عظیم پیروز شوید.اصحاب تعجب کردند و گفتند، آقا! با غفلت حوزههای علمیهی ما تدریجاً کار به جایی رسید که هر وقت در محیطهای دانشگاهی اسم فلسفه برده میشد – الان هم تقریباً همینطور است – ذهن به سمت «کانت» و «هگل» و امثال اینها میرفت و تصوّر میشد اصلاً فلسفه محصول تفکّر اینهاست.

اساسا تفاوت فلسفه با اموری همچون عرفان، در همین است؛ یعنی فلسفه با استدلالی کردن مطالب خود، آن ها را برای همگان قابل پذیرش می سازد؛ در حالی که عرفان به دلیل ماهیت خاص خود، برای اشخاص دیگر قابل درک نیست و باید به مقام عارف رسید تا بتوان مطالب او را درک کرد. اگرچه برای بدن مفید است، برای روح، آرامش روانی، کنترل جرم و جنایت در اجتماع، خشم و غرور نیز پیامدهای مثبتی دارد، اما از همه با ارزشتر این است که میتوان با استفاده از این روش طریق عروج به درگاه الهی را با بیشترین سرعت پیمود.

دیدگاهتان را بنویسید