فلسفه عشق در نگاه اول

مفاهيمي كه به هر حال بايد به صورتي كاملاً روشن تبيين شوند و عملاً قابليت كاربرد يابند. 4- زيباييشناسي ، كاربرد فلسفه در ارتباط با هنر و زيبايي است و با مسائلي از اين قبيل سروكار دارد: آيا زيبايي امري عيني است يا ذهني؟ به هر حال امروز ما در زمانه ای هستیم فلسفه چنین مهجور شده است. در نظر ملاصدرا، این طور نیست که خداوند یک بار جهان را آفریده باشد و دیگر آن را به حال خود رها کرده باشد.

ضرورت حجاب صرفاً حفظ عفت نیست بلکه کارکردهای اجتماعی و خانوادگی این دستور نیز در جای خود از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. 4- فیلسوف جزئی نگر نیست؛ بلکه همه امور را در یک کل واحد می بیند؛ یعنی همه دیدگاه ها و نظرات درباره زندگی و جهان را در یک کل واحد کنار هم قرار داده و سازماندهی می کند و سپس به نقد و بررسی آن ها می پردازد. به بیانی دیگر، در اسلام افزون بر اینکه ازدواج به خودی خود میتواند هدف قرار بگیرد و به تعبیری مطلوبیت ذاتی دارد، از مطلوبیت غیری نیز برخوردار است و برای رسیدن به اهدافی خاص مورد ترغیب و تشویق قرارگرفته است.

اروین برای دستیابی به آرامش به تکنیک های مختلف رواقی نگاه می کند و نشان می دهد که چگونه می توان این تکنیک ها را در زندگی به کار بست. اساسا، رابطه و تفاوت میان فلسفه و رشته های دیگر چگونه است؟ ولي قبلاً گفتهام كه فلسفه ميتواند لااقل در اين مورد اشارات ارزشمندي داشته باشد. این سنت، فلسفه تاریخ را از دیدگاه معنا و زبان مورد بررسی قرار میدهد و دانش تاریخی را ساخته تفسیر رفتار و تجربه معنادار انسان میداند.

تحليل اين مفاهيم و تعيين معاني دقيق آنها و اينكه چنين مفاهيمي را در عقل متعارف تا چه حد به صورت موجه و معقول ميتوان اطلاق و استعمال كرد، وظيفهاي مهم براي فلسفه است. اين امر شايد از اين روست كه ساير علوم طبيعي از گذشتهاي تقريباً دور داراي موقعيت نسبتاً تثبيت شدهاي بودند و بنابراين زمان كافي براي تبيين و تدقيق مفاهيم بنيادين خويش جهت اهداف خاص خود داشتهاند، ولي روانشناسي اخيراً به صورت علمي مستقل درآمده است. بنابراین منطق ارسطو اولاً ممکن است حکایت از واقعیتهایی در عالمِ کلام داشته باشد و این حکایتگری برای انسان رشد یافته در عالَم تحت تعالیم أنبیاء مسئله دور از انتظاری نیست، کما اینکه هر دانشمند کافری نیز می تواند با تتبع در عالم خلقت پی به حقایقی و قواعدی از عالم ببرد.

همچنین بحث در باب وجود را چنانچه هایدگر به ما آموخت میتوان در آثار تمام فلاسفه یافت اما خود او بود که مفهوم وجود را چنانچه شایسته و بایسته است از دل اشعار پارمنیدس و رساله ی سوفیست افلاطون و متافیزیک ارسطو بیرون کشید و عمر فلسفی خود را که قریب به نیم قرن بود در تلاش برای انکشاف و ظهور این مفهوم صرف کرد. با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیدهترین و جذابترین مباحث فلسفه اخلاق باقی ماندهاست. دانشمندان معاصر ما و همچنین فلاسفه ی تحلیلی نظیر کواین سوفیست هستند، البته نه به معنای بد کلمه که سقراط و افلاطون بیان میکنند بلکه بدین معنا که میدانند و به حدود علم خود واقفند.

هیچ فردى براى خود کافى نیست، بلکه به چیزهاى بسیارى نیازمند است. مسئله درست در همین جاست که داشتن دید کلی از جهان و بررسی عامترین قوانین آن به هیچ وجه به معنای حاصل جمع ساده نظرگاههای جزئی و گردآوری قوانین در زمینههای مشخص جداگانه نیست. اما در مورد شکل ازدواج و نحوه زندگی در ابتدا کلامى از این دو معصوم که الگوى تمام همسران و زوج هاى جوان باید باشد و هست برایتان نقل مى کنیم: حضرت على(ع) مى فرماید: «هیچ گاه فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند و او را به هیچ کارى مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت.

در این درسگفتارها ابتدا به مکاتب اصلی فلسفه اخلاق یعنی وظیفهگرایی و نتیجهگرایی( یا پیامدگرایی ) و فضیلتگرایی پرداخته شده است و سپس به نسبیگرایی اخلاقی،واقعگرایی اخلاقی،ذهنگرایی اخلاقی و عینیگرایی. اما گاهی پرسنده ی این سوال میتواند کسی باشد که از معنای لغوی آن آگاه است اما همچنان پرسش از چیستی فلسفه میکند! در مقابل اگر فلسفه مسئله معنای زندگی را حل نکند و بزرگترین مسائل را حل کند باز هم کار چشمگیری برای بشریت نکرده است.

اگرچه فلسفه از ریشه ی فیلو سوفیا به معنای دوستار دانش است، که البته خود این کلمه هم تامل برانگیز است، که در مقابل کلمه ی سوفیست است. نمونه دیگر در خویشاوندی فلسفه و «ادبیات» بیاورم که معمولا نویسندگان روسی را فیلسوف (اخلاق) میشناسم؛ نویسندگانی همچو داستایوسکی در شاهکارش «جنایت و مکافات» و یا تولستوی در کتاب قطور «جنگ و صلح» که مخاطب را به حکمت و مکاشفه و بویژه درنگ (reflection) فرامیخواند. اما از آنجا که لفظ بنابراین نشان میدهد که شهود یک استدلال است، در کتاب مدیتیشن او فقط میگوید من فکر میکنم، من هستم. چرا باید کتاب فلسفهای برای زندگی را خواند؟

جنبه دیگر علّی است و حامل مکانیسمهای علّی است که برای حصول نتیجه خاصی گرد هم جمع شدهاند. در عين حال بايد ادعاهاي كساني را هم كه تصور ميكنند به حقايقي طمأنينه بخش درباره واقعيت از راه الهام دست يافتهاند مورد توجه قرار داد و از آنها غفلت نكرد. این سنت در کشور آلمان پدیدار شده است و در مقابل سنت تجربه گرایی انگلیسی قرار می گیرد. هر گاه می کوشیم تا دریابیم که جهان چیست؛ آن گاه که در تکاپوییم تا جهان را شرح و توصیف کنیم، در پی آنیم که معنا و مقصود جهان را دریابیم .

جریانهای دوم و سوم در بیشتر موارد مخالفان سرسخت فلسفهاند که مخالفتهایشان فلسفهٔ اسلامی را وادار به تحرّک و پویایی نموده است. با دقتی بیشتر از قبل میتوان حکایتی از سقراط را بیان داشت که تعریفی بیشتر از پاسخ قبلی را در پی داشته باشد. به بیان دیگر، روش استقرایی عبارت است از مطالعه یک امر جزئی به منظور پی بردن به احکام و قضایای کلی.این روش در میان روشهای فلسفه پیش از سقراط رواج بسیار داشت و حتی در فلسفه ارسطو نیز جزو روشهای تحقیق فلسفه قرار گرفت؛ اما به دلیل ماهیتی که داشت، چندان مورد توجه نبوده است.

آنها سودای پی افکندن فلسفه ی جدیدی را در سر می پروراندند و به دنبال استفاده از زبان علم در فلسفه بودند. فلسفه ذهن: از شاخههای روش فلسفه تحلیلی است که ماهیت ذهن، رویدادهای ذهنی، کارکردهای ذهنی و خودآگاهی را بررسی فلسفی میکند. فلسفه تاریخ جدید این مسائل بنیادی را روشن خواهد کرد. در این راه فیلسوفی مانند پل ریکور بین حافظه شخصی، حافظه فرهنگی و تاریخ نسبت مستقیمی قائل شد. شاید اغراق نکرده باشیم اگر بگوئیم این سه مفهوم کلی ترین و بنیادی ترین مفاهیمی است که در طول تاریخ فلسفه از دیرباز تا امروز به آن مواجه بوده ایم.

دیدگاهتان را بنویسید