صفات خوب و بد – ویکیپرسش

بنابراین به صرف این احتمال نمیتوان دست از ضرورت تمرکز برداشت. بنابراین اگر بخواهیم کسی را تحول بخشیم نباید یک فهرست بلندبالا از خوبیها و بدیها پیش روی او قرار دهیم و ذهن او را به همه آن فضایل و رذائل معطوف سازیم. در این مکتب به جای پیش بینی علمی و کنترل انسان روی به هم دلی، درک و آزادی آورده شده است تا او در افزایش آگاهی نسبت به دنیای خود موفق تر باشد و بتواند بهتر انتخاب کند و زندگی را شکل دهد.

ساعتی از شب تهجد و مناجات با مهربان عالم، قطعاً در قرب به خدا تأثیر دارد، اما اثر نامرئی آن تنها در صورتی قابل درک است که به دهها مشابه خود پیوند یابد. 5 ـ دشواری تحصیل ملکه و لزوم استقامت: دوران پیدایش ملکه بر آدمی سخت میگذرد؛ کسی که واجد ملکه نیست توان بسیاری به کار میگیرد، توجه و تمرکز فراوانی هزینه میکند، زمان قابل توجهی معطل میشود اما محصول چندانی به چنگ نمیآورد، خصوصا این که غالبا آغاز حرکت برای کسب یک توان با ناکامی و شکست همراه است، و این همه کافی است تا انسان ضعیف را به ستوه آورد و از زیر بار سنگین عمل بیرون کشد مگر عامل قدرتمندی او را به استقامت مجبور سازد یا عشق و علاقه وافری طی این مسیر را بر او هموار کند.

«کار نیکو کردن از پرکردن است.» کسی که میخواهد به هنر، حرفه، مهارت یا صفتی دست یابد، باید پیاپی مصادیق آن را تجربه کند، برای کسب یک صفت تنها آرزو یا دعا کردن کافی نیست، اقدام عملی متعدد شرط ضروری تحصیل این توانمندیها است. خدا بندهای را دوست دارد که هرگاه کاری انجام میدهد آنرا استوار و محکم سازد»، «هرگاه کسی از شما کاری میکند باید آنرا شایسته و متقن انجام دهد.

اما قبل از اینکه درباره این ویژگیها توضیحاتی بدهم، مایلم به تفکیکی اشاره کنم که در بحث ما مهم است. ابتدا مبانی مرتبط با بحث مسئولیت را استخراج نموده، سپس بر اساس آنها برهانی تنظیم خواهد شد. درباره ارزش هایمان غیرقابل انعطاف و نسبت به آنها بی اعتماد و ناخرسند می شویم و اغلب زندگی را به صورتی بی ثمر و توأم با اضطراب و تدافعی سپری می کنیم. و گنجینههای خرد را برای آنها بکاوند و بیرون کشند. اما اگر ما بخواهیم در یک جمله اخلاق را به معنایی که امروزه چه در میان عالمان و چه در بین مردم مصطلح و مشترک است ارائه دهیم، باید بگوییم که اخلاق یعنی «رفتارهای ارزشی».

باغبان هم از کار خود هدفی دارد اما هدف باغبان همان هدف گل است. وی گفت: از مهم ترین اصول مبنایی اسلام، اخلاق اسلامی است، کما این که هدف و فلسفه بعثت پیامبر اکرم(ص) نیز اتمام مکارم اخلاقی عنوان شده است؛ از این رو بسیار لازم است منشور اخلاق رسانه، مبتنی بر خط و مشی اسلام باشد، ضمن این که باید ظرافت ها و تاکتیک های جنگی دشمن نیز شناسایی شده و با بصیرت قدم در این میدان بگذاریم. این به این دلیله که زیباترین افراد یک روح سخاوتمند و بخشنده دارن که به اطرافیان شون هم اون خوبی رو انتقال میدن.

دانش تربیت، در صدد توصیف این فرایند عینی و بیان احکام و قواعد آن است و از آن انتظار میرود که توصیههای راهگشا و مؤثری برای بهینهسازی این فرایند ارائه دهد. گزاره سلبی ناظر به پی آمدهای سوئی است که بیان شد و گزاره ایجابی به لزوم «حرکت مداوم» و ارتقای ملکه و تقویت آن اشاره دارد. اگر پیش دانش آموز از معلم بدگویی شد از او دفاع کند . اگر اندیشه ای به قلبت خطور کرد که باعث قبض و پریشانی و گرفتگی روح تو شد بدان که شیطانی و زیان بار است و اگر چیزی از خاطرت گذشت و نوعی گشایش و انفتاح و راحتی در قلب تو پدید آورد بدان که الهی و باعث شکوفایی تو است.

الف- عقل انسان؛ خداوند به انسان قدرت عاقلهای داده است که خوب را از بد، تشخیص میدهد. شاید توصیه قرآن کریم به اعراض از لهو و لعب در همین نکته نهفته باشد. در قرآن کریم آمده است: «اما هرکسی که ایمان آورده و کارهای پسندیده کرده، پاداش نیکوتری خواهد داشت، و ما فرمان آسانی به او خواهیم داد». پیامبر، اسلام را بر آن دو عرضه کرد و چون نپذیرفتند، فرمان اعدام آنان را به جرم توطئه گری صادر کرد. به این امید که ملایمت در آنان اثری سازنده داشته و در هدایت و نجات آنان مؤثر باشد و نرمی گفتار و رفتار سبب شود از عقیده باطل یا کار ناپسند خود، دست بردارند و اصلاح شوند.

مربی باید در زمان نسبتا درازی برای جا انداختن یک صفت، درونی ساختن یک ویژگی یا عادی ساختن یک رفتار بر آن اهتمام کند و به صورتهای مختلف یا در قالبهای گوناگون بدان حساسیت نشان دهد. اگر دولت جمهوری اسلامی مصمم باشد عمیقترین تحول فرهنگی را در جامعه پدید آورد یا در زمینه تربیت معنوی اخلاقی نسل جوان یک اقدام اساسی انجام دهد، از کجا باید شروع کند و بودجه و امکانات کشور را در کدام نقطه متمرکز کند؟ همچنین اندوه و ناراحتی ناشی از مشکلات زندگی را که موجب کسالت روحی می شود و نشاط و امید آدمی را تحت تأثیر قرار می دهد، برطرف می کند.

هرگاه انسان عمل بدی انجام دهد، مثلاً مرتکب دروغ یا نگاه حرامی گردد، شیطان تأثیر آن عمل را در نفس انسان بسیار کوچک جلوه میدهد و به گونهای وانمود میکند که گویا پس از عمل هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ تغییری در جان او پدید نیامدهاست. هر تخلف از وعده و پیمانشکنی یک قدم به سوی ناجوانمردی است، گرچه اثر آن محسوس نیست و هر گناه به منزله یک آجر در تشکیل دیوار بلند عصیان و ملکه فسق و یک نقطه کوچک نامرئی در صفحه سفید قلب. تربیت و تحول شخصیت انسان بدون تمرکز ذهنی و روانی بر یک نقطه امکانپذیر نیست.

بسامد استعمال یک واژه و نرخ فراوانی کلمات نشان از تراکم دغدغههای شخص یا جامعه در یک نقطه خاص دارد و نوع حساسیتها و تمرکزها را نشان میدهد. البته حقیقت این است که دشوار بتوان یک نظام اخلاقی واحد تحت عنوان “اسلامی” یا “لیبرالی” یافت. و این اخلاق که عمدتاً مبتنی بر ارزشهای “مردانه” و ضروری برای بقا در شرایط دشوار زندگی صحرانشینان بود، به نوعی در متن اخلاق قرآنی- با پاره ای تعدیلات مهم- بازتاب یافته است. همگی این امور در فطرت انسان هست، و همین امر است که سبب خشنودی انسان از برپایی قیامت و روز عدل، و حساب و کتاب در آن روز میگردد.

این وسوسه باعث میشود انسان به راحتی عمل زشت خود را بر خود ببخشاید و از انجام مجدد آن هم پرهیز ننماید. 9 ـ لزوم بهره برداری از ملکه پس از دست یابی: پس از تشکیل ملکه در وجود آدمی بهکارگیری آن و بهرهمندی از آثار و فواید آن نیز به اختیار انسان است. «تربیت اخلاقی» مسیر گذار از وضعیت موجود یعنی دامنهای که مبدا حرکت انسان است به سوی قله کمال را مینمایاند و آدمی را مدد میکند تا سیمای آرمانی و صورت ایدهآل انسان اخلاقی را در وجود خویش پدید آورد. سرشت آدمی به نیکویی گرایش دارد.

هرگز میان اخلاق خوب و اخلاق بد، به سراغ اخلاق بد نروید. به عقیده روانشناسان انسان گرا ما زندگی را در حالتی شروع می کنیم که می دانیم چه می خواهیم و چه نمی خواهیم و چه چیزی برای ما خوب است و چه چیزی بد است. انسان های خشن و بد اخلاق تنها و بدون دوست می مانند. همه انسان ها متفکرند؛ یعنی می اندیشند و به چیزی می رسند، ولی کمتر انسانی را می توان یافت که منطقی، منضبط، روشمند و بر اساس اصولی مشخص بیندیشد.

همانگونه که رشد جسمی انسان نیازمند سالهای زیادی است و یکشبه صورت نمیپذیرد، رشد فکری و تعالی روحی او هم یکشبه و دفعی انجامپذیر نیست. رویکرد انسان گرایی به عنوان موج سوم روان شناسی علمی، با دو رویکرد روان تحلیل گری و رفتارگرایی تفاوت های جدی داشت و تغییرات جدی در نگاه به انسان پدید آورد. به این جهت ضروری است افزایش تعداد وزنهها متناسب با افزایش توانایی فرد و به «تدریج» باشد تا پی آمد سوئی ایجاد نکند. یعنی معتقدند برای تربیت مؤثر و ایجاد تحول پایدار، متربی باید خود را در مقام مربی و مصلح احساس کند.

دیدگاهتان را بنویسید