صفات خوب و بد – ویکیپرسش

کوتاه سخن این که دین اسلام کمال و سعادت و رستگاری را در قرب الهی می داند. یکی از این نظریه های ارزشی، لذت گروی است؛ نظریه ای که تنها لذت را یک غایت خوب می داند. ونظام اخلاقی با اتکای به تبیینات ربانی، به عنوان نظامی غایت گرایانه همراه با وظیفه گرایی ناشی ازاراده الهی بررسی می شود تا برتری آن بر نظام های اخلاقی دیگراثبات شود و دیدگاه اسلام را درمورد مسئله مهم نسبیت در اخلاق روشن می سازد .

به عقیده این گروه دین باید مخصوص احوال شخصیه فرد بوده و تنها منحصر به اعمال و زندگی فردی می باشد، وادعا می کنند در صورتی که ادیان کمترین نفع و کارایی در امور زندگی انسان ندارند چه ضرورتی دارد که در تدبیر شؤون زندگی به هدایت آسمانی ادیان متوسل شویم و در تنظیم امور اجتماعی از آموزش های الهی هدایت بجوئیم! این واقعیتی انکار ناپذیر است که امروزجهان به طور کلی در معرض تزلزل اخلاقی شدیدی واقع گشته و به آشوب سختی گرفتار آمده و انسان پس از آن که خویشتن را از خدا و رهنمودهای او بی نیاز دانست، بالطبع توانایی علمی و عملی پی ریزی اساس محکمی را که آن را زیربنای اخلاقیات فردی و اجتماعی قرار دهد و ساختمان زندگی بهترو مطلوب بر روی آن استوار گرداند، به طوری که اطمینان آور و رضایتبخش باشد، از دست داده است .

سرانجام، سلامت کلی سازمان میتواند تحتتأثیر رهبری اخلاقی قرار گیرد. نظام اخلاقی اسلام عقلانی وحیانی است. دین اسلام مجموعه ای از عقاید و تعالیم و دستورات عملی می باشد که در قالب تعالیمی هدایت بخش بر قلب پیامبر(ص) از جانب خالق حکیم وحی شده است و نظام اخلاقی را به صورت مجموعه آموزه هایی که راه و رسم زیستن به نحو شایسته و بایسته را در آن ترسیم کرده، بایدها و نبایدهای ارزشی حاکم بر رفتار آدمی را تبیین نموده، ودر نتیجه بخوبی به رابطه تنگاتنگ دین و اخلاق پی خواهیم برد واخلاق را پاره ای ناگسستنی از دین به شمارخواهیم آورد.

اما در جوامعی که انسانها قربانی خشونت می شوند، این “من” ها و “تو” ها از شخص به شیء بدل می شوند، و لذا رابطه های لطیف انسانی از جنس “من- تو” به رابطه هایی از جنس “من-آن” یا حتّی “آن-آن” یعنی رابطه میان “شخص-شیء” یا “شیء-شیء” بدل می شود. آنان می توانند با ایجاد رابطه و به کارگیری ابزار محبّت و دوستی و عاطفه و عشق، جامعه را گلستان کنند، و با اخلاق در جامعه، زمینه های تاریک زندگی بشری را تبدیل به امید و عشق و عاطفه و محبّت سازند.

حوزه های فردی، اجتماعی،و محیط زیست، اگر در راستای کمال نگریسته شده و قرب آور باشد، به تزکیه که همانا وسیله ای برای رسیدن به قرب الهی است منتهی می شود. اگر فرامین خدا مشتمل بر تعدادی قواعد کلی باشد ، این قواعد در عمل مواجه با تعارض خواهد شد. مکاتب اخلاقی دیگر توجه خود را به فعل اخلاقی معطوف داشته و از نیت و انگیزه عمل غافل شده اند.

همچنین کج فهمی و کوتاهی در عمل به مقتضیات ایمان به خدا و روز و جزا، سبب شده است تا افرادی که می خواهند از قیود و چهار چوب نظام اخلاقی خود را رها سازند به آسانی بتوانند گریزگاه ههایی برای خویش بیابند. زیرا انسان مغرور وسرکش امروز خواسته این مسائل را به تنهائی و بدون بهره گیری از برنامه هدایت ربانی حل کند،هرچند به زعم خویش راه حل هائی را پیدا نموده ، ولی حقیقت این است موج خطرناک ومهلک انحطاط اخلاقی، که امروز دامنگیر زندگی جوامع بشری شده نزدیک است تمام ارکان تمدن و حیات اورا مورد تهدید قرار دهد و نابود سازد وهمه این مشکلات و نابسامانی ها در زندگی فردی و خانوادگی واجتماعی انسان امروزی چیزی جز عوارض و دستآوردهای اندیشه های سست و افکار باطل بشری و دین گریزی او نیست.

گرایش دیگر که در بین عارفان مورد توجه قرار گرفته است، معرفت است که عارفان مسلمان مدار معرفت الله را شاه کلید تعالی انسان دانسته و در اخلاق بندگی بدان اصرار ورزیدهاند. کتاب های آسمانی امر خطیر حرکت انسان به سوی سعادت را فرو نگذارده، الگو و قاعده این تحول را عرضه کرده اند. بدین معنی که انواع مختلف افعال انسان، مانند افعال خاص هر فرد ، در ارتباط با خانواده و یا با کرده ها و جوامع مختلف انسانی و افعال فرد در ارتباط با خدای متعال ارزش گذاری میشوند، یعنی انسان در انواع فعالیتها و ارتباطهای خود قادر به کسب ارزش های اخلاقی است.

اگر بخواهیم در ظاهر انسان خوش اخلاق و خوش برخوردی باشیم، یکی از راه های اساسی آن این است که رزایل اخلاقی را از درون خود بپالاییم، تا درون انسان پاک و زلال نباشد، آبی که از چشمه وجود او می جوشد، زلال و شفاف نخواهد بود. هرگاه مؤمن گناهی انجام دهد نقطه سیاهی در قلبش پدید میآید، پس اگر توبه و استغفار کند و دست بردارد قلبش از آن نقطه پاک میشود و اگر ادامه دهد آن نقطه افزایش مییابد. اصولاً تمام احکام ارزشی (خوب و بد) و احکام الزامی (باید و نباید) در راستای همین اعتقاد یعنی استناد به وحی تعریف میشود.

جواب اجمالی این است که با توجه به پیچیدگی و ابعاد گوناگون انسان، تشخیص راه وصول به سعادت، فقط با تکیه بر دانش بشری ممکن نیست و برای رسیدن به مصادیق حقیقی رسیدن به سعادت باید دست به دامن دانش فرابشری و وحی نیز شد. قطعاً خاستگاه بنیادین دستورات اخلاقی در اسلام، نه لذت طلبی است و نه سودجویی، نه خرد و نه وجدان، نه عرف و نه جامعه و نه تجدد مآبی، و نه دیگر چیزهایی که مکاتب اخلاقی مطرح کرده اند، بلکه منبع فرامین و ملاک عمل و دستور اخلاقی – در اساس کار – همان وحی الهی است.

همانطور که دیده می شود نظام اخلاقی در غرب بر پایه افکار مادی و نفی دین وسکولاریسم تدوین وتنظیم شده و همان کسانی که امروز زمام تمدن بشری را در دست گرفته و آن را مدیریت می نمایند اصول و اندیشه های اخلاقی شان عاری از ایمان به خدا و اعتقاد به روز رستاخیز است و بر پایه ایمان به مبدأ و معاد استوار نمی باشد، بلکه آنان سعی می کنند حدود و آثاری را که در اثر دو اصل عقیدتی مذکور در اخلاق مردم به وجود می آید از مبادی اخلاقی شان جدا کرده و قوانین و دستوراتی غیر از آنچه ادیان آورده اند تنظیم کنند! کبر و غرور آنان را واداشته تا از خود ابتکارو خلاقیت نشان دهند تا فلسفه¬ی اخلاقی نوینی را به وجود آورند و بی نیازی خود را از رهنمودهای الهی در باره اخلاق اعلام نمایند .

برای درک بهتر علم اخلاق به بررسی دیدگاه متفکران غرب در خصوص علم اخلاق می پردازیم. محمد قطب در زمینه نظام اخلاقی اسلام و مقایسه آن با نظام اخلاقی موجود درغرب چنین می گوید: « به اعتقاد ما غرب فاقد اخلاقی حقیقی و اصیل است .زیرا اخلاقی که در معاملات وزندگی روزمره غربیان دیده میشودف اخلاقی سودجویانه است که هدفش جلب منفعت در زندگی دنیوی است وبس. انسان موجود اجتماعی است و دوست دارد که اطرافش شلوغ باشد و در کنار دوستان و رفیق های خودش احساس لذت کند. در علم اخلاق، چند بحث کلی وجود دارد که به حق می توان این مباحث را مؤلفه های مهم اخلاق نامید.

یعنی :«هر جا که بودید رو به سوی کعبه کنید تا شماتت مردم بر شمامسلّط نباشد.» در این آیه ، خداوند مردم را به ثبات و عزم دعوت کرده و علت آن را شماتت افکار عمومی دانسته است. سلسله مراتب غایات خرد اخلاقی که از منظر تربیتی در سلسله پیش نیازهای غایات کلان اخلاقی قرار می گیرند با رویکرد به غایات کلان تربیت اخلاقی ارزش غیری پیدا کرده و الزام ذاتی آنها نیز به الزام غیری تبدیل می گردد و از منظر تربیتی با رویکرد به غایات کلان اخلاقی به صورت بایدهای تربیتی در سلسله پیش نیازهای غایات کلان در می آیند.

دیدگاهتان را بنویسید