شعر زیبای عاشقانه برای اس ام اس

سبک و بن مایۀ اشعار موجود در ورق سمت راست این نگاره، کاملاً عاشقانه هستند و شاعر در مفهوم ابیات خود، معشوقی را توصیف می کند که عاشق زار خود را به درد عشق مبتلا ساخته و با تیغ برندۀ غم هجران، جان و دل او را هزار پاره کرده است. بی گمان همه خواهیم گفت: در «قلبم ترک برداشت»، میزان اندوه و غم گوینده بسی بیشتر است، در صورتی که معنای قاموسیِ شکستن بسی نیرومندتر از ترک برداشتن است.

غم یکی از احساسات پاک آدمیزاد است که وقتی همراه با شعر عاشقانه شود، بسیار سوزناک و البته زیبا می شود. از شما عزیزان دعوت میکنیم از ناب ترین اس ام اس و شعرهای عاشقانه به همراه متن و جملا عاشقانه غمگین و زیبا در این مطلب دیدن نمایید. بیدل در 1069ق در 17سالگی به سپاهیان میرزاعبدالطیف، از امرای شاهزاده شجاع، پیوست اما پس از مدتی آنان را رها ساخت و به همراه دایی خود به شهر «کَتَک» رفت و 4 سال نزد او به سربرد.

حالا از چشم انداز دیگری به همین دو کاربرد« شکستن» و «ترک برداشتن» می نگریم. اینها واژههایی است که بیدل به کار میبرد؛ لیکن الان در دنیای زبان فارسی، غیر از برادران افغانی – که در افغانستان، به بیدل ارادت صوفیگرانه دارند و من نمیدانم که همانها هم چهقدر میفهمند – در هیچ جای دیگری از جهان زبان فارسی، شعر بیدل رواج ندارد. 3. «طور معرفت» یا «گلگشت حقیقت»، مثنوی بلند دیگری است که بر وزن خسرو و شیرین نظامی است و 300‘1 بیت دارد.

خلاصه ی نظریه ی وحدت وجود ابن عربی را می­توان در این عبارت فشرده­ی او ملاحظه کرد: “فسبحان من اظهر الاشیاء و هو عینها” در نظر ابن عربی، هستی در جوهر و ذات خود جز یک حقیقت نیست که تکثّرات آن به اسما و صفات و اعتبارات و اضافات است و چیزی است قدیم و ازلی و تغییر ناپذیر، اگرچه صورت­های وجودی آن در تغییر و تبدّلند. بی دلیل نیست که خدواند کریم یکی از سوره هایی قرآن کریم را نور «سوره نور » نامیده که در مورد زنان وزنان پیامبر وکنشها وواکنشهای متقابل انسانی در جامعه و در نزد خانواده با محوریت زن است .

زیرا «در هر یک از زبانهای دنیا، اگر شعری هست، موزون است و شعر بی وزن یا منثور از مخترعات شعرای قرن نوزدهم فرانسه بوده و تجدد خواهان زبانهای دیگر، از ایشان اقتباس کرده اند.»( وزن شعر فارسی، دکتر پوریز ناتل خانلری، ص 6)این شیوه ی سخن از دیرباز در کشور ما مورد قبول بوده است و بی سبب نیست که زردشت پیامبر باستانی، رازها و نیازهای آسمانی خویش «گاثاها» را با اهورامزدا به کلام منظوم بیان داشته است.

بیدل دهلوی ، از چهره های شاخص سبک هندی در قرن دوازدهم هجری به شمار می آید. میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی، شاعر هندی قرن یازدهم و دوازدهم، نیز با عنایت به نظریات عرفای پیش از خود، مضامین مذکور را در اشعارش به شکل بسیار زیبایی مطرح نموده است. بدین طریق موالید سه گانه یعنی جمادات، نباتات و حیوانات به ترتیب از اسمای عزیز، رزّاق و مذل نشأت می­نماید و انسان که گل آفرینش است، آخر از همه پدیدار می­گردد که مظهر اسم جامع است. معنی بیگانه در واقع یافتن نوعی رابطه ی جدید از طریق هنجار شکنی و آشنایی زدایی بین اشیاء و مظاهر این جهان است.

از جمله ی خصایص بارز سبکی شعرای نامی سبک هندی، که شعرشان را از اشعار سبک های دیگر متمایزتر جلوه می دهد، آشنایی زدایی و هنجار گریزی معنایی است. بی توجهی شاعران صفوی به میراث های ادبی پیش از خود و بریدن از سنت ها و سازندگان آنها، یکی از خصایص سبک هندی و شعر دوره ی صفوی است که آن نیز به نوعی یک واکنش طبیعی از جانب هنرمندانی است که رضایتی از روند حاکم بر جامعه ندارند. یکی دیگر از ویژگیهای مهم شعر بیدل استفاده از وزنهای بلند و خوش آهنگ است.

جلوه بزرگ دیگر عشق در هنر ما عشق الهی است این عشق برای نخستین بار در مثنویهای سنایی جلوه گر شد و سپس با واسطه عطار به مولوی رسید مولوی سخنگوی ایران عاشقانه است ما در دیوان خواجه شیراز است که عشق انسانی به شیواترین شیوه ممکن با عشق الهی پیوند می خورد و اعتلایی در خور توجه می یابد . بیدل همواره همواره ذوق شاعرانۀ خود را از عموی خویش می دانست و نخستین سروده هایش را بر عمویش، عرضه کرد. ویکتور شکلوفسکی نخستین بار در سال 1917 در رساله اش«هنر همچون شگرد» این مفهوم را مطرح کرد و پس از او، یاکوبسن و تینیانوف از آن به عنوان«بیگانه سازی» یاد کردند.(احمدی،1391: 47). دکتر شفیعی کدکنی در خصوص تاریخچه ی پیدایش آشنایی زدایی، بر خلاف عقیده ی اکثریت- که صورتگرایان روس نظیر: ویکتور شکلوفسکی را اولین کسی می دانند که اصطلاح آشنایی زدایی و هنجار گریزی را مطرح کرده است- معتقد است که: « شبلی نعمانی(1914-1857) ادبیات شناس بزرگ هند، که یکی از بهترین تحلیل های شعر فارسی را از خود به یادگار نهاده است، قبل از صورتگرایان و فرمالیست های روس، متوجه این نکته شده بود و در بحثی تحت عنوان «اسلوب بدیع» از همین مسأله ی آشنایی زدایی و هنجارگریزی سخن می گوید.

او هیچ معرفت و شناختی را خالی از حق نمی­داند و باور دارد که در حقیقت همه یکی است. اندیشه فلسفی در شعر بیدل در تلاشی خستگی ناپذیر درصدد آن است تا حقیقت شگرف زیبایی جهان آفرینش را که در نتیجه کشف وشهود شاعرانه و عارفانه نصیب او شده است بر مسند باور بنشاند و کثرت را در آن به وحدت هستی مدارانه متصل کند ؛ پس عرصه شعر او به جولانگاه سفر از کثرت به وحدت و بالعکس تبدیل میشود. اینکه ریشه این باور ها از کجا سیراب می شود، خارج از بحث ماست و اینکه چرا در ایران کبوتر پیک عشاق و مظهر مهر است و در نزد هندیان کلاغ را این رتبت است، قابل تأمل می نماید، اما اینکه شاعری با این باور ها از در خلاف درآید و نغمه ی مخالف را چنان خوش بخواند که به گوش جان ها بنشیند، خبر از نوعی تخیّل قوی و اندیشه ی ژرف می دهد و از قضا از جمله ی مشخصه های کلیم و صائب و بیدل یکی همین امر است.

خوب گوهر آینه رنگ نقره یا جیوه ایست که روی دیگرش به آن اندوده است و با شکستن آینه پوسته های آن بیرون می زند و راز آینگی آینه آشکار می شود . بله دیگر، حالا اینها را بعداً شما جوابهایش را بدهید – ولی خوب، اینجور فارسی را خوب حرف میزند – دریای عرفان است. اینها این قریحه را به کار بردند؛ آن کاری که باید بکنند، انصافاً کردند. این احساسات آنقدر عمیق است که اخوانیهها به معنای شعر برادرانه، در ادبیات کهن مشهور بوده است. یعنی جان مایه­ی جهان بینی­اش با وحدت سرشته شده است. کلیدواژه ها: بیدل دهلوی، تصوّف، تجلّی، عشق، وحدت وجود، کثرت، انسان کامل.

دیدگاهتان را بنویسید