جامعترین آیه اخلاقى در قرآن کریم

• اخلاقي کردن هدفهاي سازمان. • برخورد عقلاني و روشمند در مواجهه با مشکلات اخلاقي پيشآمده در سازمان و اقدام برای برطرف کردن آن ها. در کتاب غرر الحکم در حدیثی می خوانیم: برای غفلت انسان همین بس که همت خود را در امور بیهوده صرف کند. كه بنابراین هر آنچه را در وصول انسان به سعادت ابدی كه كمال نهایی آن قرب الی الله است مؤثر باشد، جزو فضائل اخلاقی می توان به حساب آورد. وی سودگرایی لذتگرا است بنابراین، خوب را معادل سعادت و سعادت را معادل لذت میداند. از آن جا که هدف نهایی علم اخلاق و نیز تربیت اخلاقی این است که انسان به سعادت و کمال حقیقی خود نایل شود، پس «اخلاق واقعی».

ولی اخلاق در اسلام – در صورت صحیحش – ارزش های حقیقی اصیلی است که نه هدف آن سود مادی است و نه بر اساس آن استوار است. مکتب اپیکوریسم معتقد است که غایت و هدف زندگی لذت برون است. این دیدگاهها به هدف و غایت رفتار نظر دارد و ارزش اخلاقی کار را براساس غایت و نتیجهی خارجی آن تعیین میکنند. این فایل براساس کتاب محمد داوودی از . به همین جهت مؤسسات آموزشی پزشکی باید مرتباً به بازنگری وظایف خود، ارزیابی از سلامت جامعه و سیستم بهداشتی بپردازند. اين دو واژه، هم بار معنوي اضافي بر خوب و بد دارند، و چون واژه حُسن، اين معني را ميرساند كه طبيعت انسان آن را ميپسندد و ميل طبيعي به سوي آن است، كما اينكه “قبح” هم، علاوه بر بدي، اين معني را در بر دارد كه فطرت انساني از آن گريزان است.

این واژه به معنای رسم، نرم، ایدئال یا کاراکتر است. لذت، سود، قدرت، رفاه و کمال، هر یک ممکن است غایت و نتیجه اخلاقی کارها و معیار ارزشهای اخلاقی به حساب آیند.در این دیدگاهها، ملاک درستی یا نادرستی و بایستگی و نبایستگی یک رفتار همان ارزشهای بیرونی و خارج از حوزهی اخلاق است که به وجود میآورد. دامنه و میزان مسائل اخلاقی منعکسکنندهی میزان مغایرت کار سازمانی با ارزشهای اجتماعی غیراقتصادی است.

امالذاتی که بر آمده از حالت غیر طبیعی آزوشهوت باشد را قبول نداشتو ارزشهای اخلاقی را مطلق و ثابت میداند. يعني ويژگی ها و خصوصيات فردی، ارزشهای مذهبی، ملاکهای شخصی، عوامل خانوادگی، باورها و اعتقادات و شخصيت از جمله عوامل تأثيرگذار بر اخلاق حرفهاي از جنبه فردی هستند. علم اخلاق از جمله دیرینه ترین دانش های بشری است، چراکه از دیرباز دغدغه بشر بوده است و در کهن ترین متونی که از فرهنگ های مختلف بر جای مانده نیز با آموزه های اخلاقی مواجه می شویم توصیه ها و دستورات فراوانی که از حکما و فرزانگان درباره رفتارهای درست و نادرست و خصلت های خوب و بد رسیده، همه گویای سابقه دیرینه این دانش است و در تعریف و توصیف این واژه، ادبا، فلاسفه، عرفا و سایر اندیشمندان سخن گفته و هر یک به قدر وسع و به تناسب دریافت شخصی خود به ارائه تعاریف متنوع پرداخته اند.

عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سياسی و همچنين ديگر سازمانها و عوامل رقابتی بين آنها، از جمله عوامل تأثيرگذار بر اخلاق حرفهای است. نظریات غایتگرا، در ابتدا نتایج خوب و بد عمل را محاسبه میکنند، سپس تعیین میکنند که آیا مجموع نتایج خوب بر نتایج بد غلبه دارد یا نه. نظریات غایتگرا، درستی یک عمل را صرفاً به وسیله تعیین میزان فایدهی حاصل از آن قابل تشخیص میدانند. وی سود عمومی یا سودگرایی اخلاقی را برای رسیدن به منفعت شخصی به حساب آورده و به آن توجیه میکند.او و امثال او مدعیاند که هر چه سود عمومی افزایش یابد، سود فرد نیز افزایش مییابد و نیز هر قدر زیان عمومی بیشتر باشد، فرد نیز بیشتر در معرض زیان قرار میگیرد.

اگر بخواهیم به فلسفه مدیریت منابع انسانی نیاز اشاره کنیم باید به مورد ذیل توجه بیشتر شود. اخلاق، زبانی بین المللی دارد و می توان با آن هر انسانی را تحت تأثیر قرار داد. هر که کار نیکی را انجام دهد و با ایمان باشد، کوششاو نادیده گرفته نمیشود و برای او ثبت و ضبط میگردد (یعنی ضایع و تباه نمیگردد). با خلق و خوی نیکو، دیگران را به سمت خود جذب کنید.

در کل ویژگیهای اخلاقی در اسلام بسیار مهم است، به گونهای پیامبر اسلام فرمود: «(به عربی: إنّما بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَکارِم الأخلاق)»یعنی «تنها برای به انجام رساندن خلق و خوی گرامی برانگیخته شدهام. دلسوز و رحيم است؛ در مصائب ديگران شريک می شود و از آنان حمايت می کند؛ به احساسات ديگران توجه می کند؛ مشکلات ديگران را مشکل خود می داند. سخنان پاکیزه به سوی خدا صعود می کند و عمل صالح آن را بالا می برد و آنها که نقشه های بد می کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر آنان نابود می شود.

اما به جهت خصوصیت و اهمیت ویژه شایسته است مستقلا به آن پرداخته شود. اخلاق توصیفى چیزى است که جامعه شناسان، روانشناسان، مورخان و انسان شناسان به آن مىپردازند، در اینجا تنها به گزارش، توصیف وتبیین پرداخته مىشود و از هر گونه توصیه یا امر و نهى پرهیز مىگردد. امروزه در اخلاق حرفهای، تلقی «شما حق دارید و من تکلیف»، مبنای هر گونه اخلاق در کسب و کار است. این اخلاق با اخلاق جامعه، اخلاق افرادی که در سازمان کار میکنند و همچنین افرادی که از آن سازمان محصول میخرند، گره خوردهاست. احتمالا آنها این کار را برای دور کردن خود از رسواییهای تجاری آن دوره انجام میدادند.

جامعه ما نيازمند آن است تا ويژگيهاي اخلاق حرفهاي مانند دلبستگي به كار، روحيه مشاركت و اعتماد، ايجاد تعامل با يكديگر و… علّامه در تفسیر المیزان بیشتر از همین منظر به اخلاقیّات قرآنی نگاه کرده و معتقد است : خوردن غذا اگر از مال صاحب غذا باشد مباح است ، ولی همین عمل به عینه اگر از مال غیر و بدون رضایت او باشد حرام است، چون آن صفتی که باید داشته باشد را ندارد و آن صفت امتثال نهی الهی است که از ناحیه ی شارع از خوردن مال غیر بدون رضایت او وارد شده و یا امتثال امری که از آن ناحیه وارد شده است .مسلمان باید به آن اموالی که خدای تعالی حلال کرده است اکتفا و قناعت کند.

یک عمل در صورتی از لحاظ اخلاقی درست است که نتایج آن بیشتر مطلوب باشد تا نامطلوب. اگر نتایج بد بیشتر بود در این صورت عمل مورد نظر از لحاظ اخلاقی نادرست و اگر نتایج خوب بیشتر بود، در این صورت، این عمل از لحاظ اخلاقی درست است. این غایت، یعنی کمال انسان، با انجام اعمالی که ملایم بانفس متعالی انسان است، تحقق می یابد، ازاین رو، نظام اخلاقی اسلام در مقام توصیه و دستور و ارائه برنامه، همچون وظیفه گرایی که به هیچ غایت مادی و منفعت دنیوی نظر ندارد،توصیه می کند .

بنابراین، نظام اخلاق اسلامی را باید نظامی اخلاقی بر مدار عدالت و احسان دانست که مهمترین غایت آن عبارتست از قصد قربت و تقرب به خداوند. عواملي مثل رهبری، مديريت، ارتباط با همکاران، ارتباط با زيردستان و فرادستان، نظام تشويق و تنبيه، انتظارات همکاران، قوانين و مقررات و رويهها، جو و فرهنگ سازمانی در اين حيطه قرار می گيرند. از این رو موسسه نورالمجتبی در شورای علمی که از اساتید قرآنی و نامداری تشکیل شده، سرفصلی برای درس اخلاق با توجه به آموزههای قرآن و حدیث تبیین کرد و سرانجام این درس توسط دکتر سید محسن میرباقری تدریس شد.

از این رو، می خواهند در زندگی خود شکست ناپذیر، پیروز و سربلند باشند. بعد به جناب راسل میگوئيم : اخلاق در درجه اول آن است كه بتواند اقويا را كنترل بكند . بنا بر گفتهی والاس (Wallas)، «به طور کلی، یک آرمان (Credo) بالاترین ارزشهایی را که یک سازمان آرزو دارد به کار ببندد، توصیف میکند.» این شامل «تو باید»ها (Thou Shalts) است. توجه به این نکته نیز لازم است که مخاطب در آیه گرچه شخص پیامبر (ص) است ولى همه امت و تمامى رهبران و مبلغان را شامل مىشود.

اخلاق در سازمان برای افراد مختلف معانی متفاوتی داشتهاشت، اما به طور کلی، شامل شناخت موارد درست یا غلط در محل کار و انجام کار صحیح با توجه به تأثیرات محصولات یا خدمات و روابط با ذینفعان است. در اخلاق توصیفى به اخلاق ملتها و اقوام مختلف و حتى اخلاق نحل توجه مىشود و مسایل و نظامهاى پذیرفته شده از سوى آنها توصیف و تبیین مىگردد. امروزه بسياری از کشورها در جهان صنعتی به اين بلوغ رسيدهاند که بی اعتنایی به مسائل اخلاقي و فرار از مسئوليتها و تعهدات اجتماعی، به از بين رفتن بنگاه می انجامد. افراد تنها با فهم از کار و فعاليت حرفهای خود، فلسفه آن و نسبتش با زندگي مردم است که به درک اخلاقی از آن نائل می آيند و در نتيجه، در مناسبات خود با طبيعت و جهان پيرامون خود، نوعی احساس درونی از تعهد به آن ارزشها پيدا می کنند.

شناخت جامع از دین نداریم وی در پاسخ به این سوال که چرا در میان برخی از افراد جامعه اخلاقمداری دیده نمیشود، اظهار کرد: متاسفانه شناخت جامع از دین نداریم و زمانی که معرفت و آگاهی ما از دین درست نباشد، نمیتوان توقع رفتار دینی داشت. در کمال گرایی، شخص دنبال این نیست که اعمال اختیارش سود عینی داشته باشد یا لذت مادی برای او پدید آورد. شما معتقدید اصول اخلاقی که در فرهنگ اسلامی میشود آنها را سراغ گرفت دارای دو سطح است: یکی سطح کلی و متعالی و دیگری سطح فرو آمده و متعین شده آن است که وقتی میخواهد متعین شود مجبور است با فرهنگ زمانه خودش سازگار شود و از آن استفاده کند؟

شما باید تصمیم گیری کنید. و از سوء خلق حذر کنید زیرا سوء خلق بناچار در دوزخ است . بحث در باب صحّت و سقم و اتقان این معیارها و قواعد، وظیفة فیلسوف اخلاق است. زندگی این جهان، صرفا بهره بری چند روزه است، ولی سرای دیگر جایگاه ماندنی است. » ، «خاستگاه خوب و بدهای اخلاقی کدام است؟ واژهی اخلاق به اصول، قوانین و استانداردهای رفتار اخلاقی گفته میشود که جامعه آنها را به عنوان خوب و بد پذیرفتهاست. وی معتقد است که حقیقت مطلق در کار نیست و با معرّفی قدرت به عنوان بزرگترین کمال انسانی اخلاق را به دو قسم اخلاق بردگان و فرهنگیان و اخلاق اربابان تقسیم کرد و آنگاه با ملاک قرار دادن اخلاق اربابان، فعل خوب را فعلی دانست که به انسان قدرت دهد و کاری بد را کاری معرّفی کرد انسان را ضعیف سازد.

دیدگاهتان را بنویسید