تفاوت فلسفه اسلامی و غرب، مثل غذای ایرانی و چینی است

وی ادامه داد: باید همه به قانون عفاف و حجابی که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد توجه کنند و هر کسی در این راستا وظیفهای بر عهده دارد. رمضان از اسامی الهی و فضایی حقیقی در این عالم است و در هر ماه رمضان درهای فضای مهمانی و ضیافت خدا به روی ما باز و در ماه بعد دوباره بسته می شود. این نفس نه تنها در نباتات بلکه در حیوانات نیز یافت می­ شود؛ مع هذا می ­توان بنفسه، چنان که در گیاهان چنین است، موجود باشد.

عقل فاعل و منفعل به این طریق است که عقل فاعل مانند نور است که به عقل هیولانی می­تابد و این نور باعث می­ شود معقولات موجود در این یکی بالفعل بشوند و در این جا نسبت قوه و فعل دیده می­ شود. تمثیل ارسطو عبارت است از تابش نور بر اشیاء بالقوه مستنیر، نور که می­تابد اگر به شی­ای بتابد که مستنیر بالقوه باشد، آن شیء قابل رویت است و اگر مستنیر بالقوه نباشد نور را منعکس نمی­کند. مفسرین بیان می­ کنند منظور ارسطو از عقل در عبارت «و فقط عقل است که غیرفانی است و از در مرگ بیرون می­آید» عقل فعال است یا منفعل و یا هردوی آنها است.

از نظر ارسطو نفس و انواع گوناگون آن در یک مجموعه مراتبی را تشکیل می­ دهند، کاپلستون می ­نویسد: انواع مختلف نفس سلسله و مجموعه ­ای تشکیل می­ دهند بدین گونه که بالاتر مستلزم پایین تر است، اما نه برعکس. اما با وجود این طبقه­بندی نباید غافل از این بود که ارسطو اصلاً قائل به اتصال موجودات است، زیرا به نظر او پدید آمدن مرحلۀ علی­تر حیات تنها از این راه نیست که چیزی بر مرحلۀ پائین­تر افزوده شود، بلکه بدین ترتیب است که چیزی که طرح آن در مرحلۀ پایین­تر ریخته شده بود، تحقق پذیرد.

حیات (یعنی نفس) در اشکال مختلفی که دارد نمی­تواند جدا از بدن­هایی که ذی­حیاتند، وجود داشته باشد، همان طور که بینایی جدا از چشم و بریدن جدا از ارّه موجودیتی ندارد، تنها نیروی زنده­ای که به هیچ بدنی تعلق ندارد، «نوس» (nous) است. با این همه هیچ مانعی نیست که، لااقل، بعضی از اجزاء دیگر (نفس) به سبب این که کمال برای هیچ گونه جسمی نیست، مفارقت­پذیر باشد. انسان واراده انسانی نیزاز این قاعده مستثنی نیست.

این مشاور خانواده با اشاره به اینکه یکی از دلایل زیاد شدن طلاق، انتخاب نادرست است، اظهار کرد: انتخابی که با یک نگاه و یک به دل افتادن شروع شود به همین سادگی هم از بین میرود، چه کسی گفته ازدواج باید با عشق شروع شود، من عقیده دارم که انسان باید با عشق زندگی کند اما با این قاعده و عشقهای اینچنینی که با یک نگاه و با یک حس اولیه تولید میشود هم مخالفم، این عشقها بادوام نیستند، من میگویم ازدواج باید عاقلانه و مبتنی بر هدفی باشد که من در ازدواج به دنبال آن میگردم، عشقی که در مسیر زندگی تولید میشود، عشق ماندگار است.

این مشاور خانواده با اشاره به اینکه یکی از دلایل زیاد شدن طلاق، انتخاب نادرست است، اظهار کرد: انتخابی که با یک نگاه و یک به دل افتادن شروع شود به همین سادگی هم از بین میرود، چه کسی گفته ازدواج باید با عشق شروع شود، من عقیده دارم که انسان باید با عشق زندگی کند، اما با این قاعده و عشقهای اینچنینی که با یک نگاه و با یک حس اولیه تولید میشود هم مخالفم، این عشقها بادوام نیستند، من میگویم ازدواج باید عاقلانه و مبتنی بر هدفی باشد که من در ازدواج به دنبال آن میگردم، عشقی که در مسیر زندگی تولید میشود، عشق ماندگار است.

حتی در بعضی از آنها آثاری از تعقل و تفکر نیز پیداست و اختلاف آنها با انسان در شدّت یا ضعف درجۀ این قوا است. دیلتای معتقد است که ابزارهای عقلانی علم هرمنوتیک برای تفسیر رفتار انسان و تاریخ نیز مناسب است. ارسطو می­گوید که نفس و بدن دو شیء نیستند که با هم در تماس باشند، چه آن دو از یکدیگر مانند صورت از ماده جدائی ناپذیرند تا آنجا که تبیین رابطۀ آنها با یکدیگر از طریق علم طبیعی محال است. بنابر اين نظر، مانند نظر علماى قديم كلمه «فلسفه» يك اسم عامّ است نه اسم خاصّ، يعنى نام يك علم نيست، نامى است كه شامل چندين علم مىگردد.

اما تا آنجا که در حوصلهی این نوشتار میگنجد میتوان اشارهای مختصر به این حقیقت کرد که تمایز بین واحد و کلی، تمایز بین ایده و کلی، که به نظر میرسد اولی وجهی انضمامی-وجودی دارد و دومی برساختهی عقل بشری است (عقلی که یکی از صفات مشخصهاش نسبت به حیوانات توانایی تعقل در باب کلیات است)، تمایزی است که در خود افلاطون به چشم میخورد و بررسی و واکاوی این شکاف هم میتواند انتقادات مطرح شده علیه نظریهی مُثُل افلاطون را گامی به پیش ببرد و هم، حتی، بر فهم ما از خود نظریهی مُثُل افلاطون پرتوی بیافکند. حال میتوان شرح داد که نسبت اسلام به فلسفه اسلامی، امری عارضی نیست که در آن، فیلسوفان مسلمان تنها تغییراتی را در برخی مفاهیم یونانی صورت داده باشند.

منطق «کلی شناسی»، منطق محاسبة نسبتها نیست. تعریف حالت نفس توسط یک عالم طبیعی با تعریف آن توسط یک عالم منطق فرق می­کند. در ازدواج فرد سالها تمرین میکند که رابطه محبت آمیز را چگونه حفظ کند و آنرا در حد عالی نگه دارد و این تلاش خود به خود تغییرات عمیقی را در افراد به وجود میآورد، وقتی فرد عادت کند سالها به خوبی صحبت کند، اهل عطوفت و گذشت باشد، رفتار مهربانی داشته باشد، اهل خیر و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود که دیگری را برخود مقدم بشمارد یا حداقل به اندازه خودش به او اهمیت دهد، مطمئناً بعد از گذشت چندین سال، خواهید گفت این فرد با فرد قبل از ازدواج خیلی فرق کرده و خیلی بهتر شده است.

در سراسر جهان هرچیز در مقایسه با مراتب پایین­تر صورت و در مقایسه با مراتب بالاتر ماده است. مثلاً نباتات در قیاس با اشیاء بی­جان، صورت و در قیاس با حیوانات ماده هستند. ارسطو تفاوت مراتب را با استفاده از مفاهیم ماده و صورت و قوه و فعل توضیح می­دهد. نیچه یکی از فیلسوفان آلمانی نیز با تاکید بیش از حدی که بر ارزیابی مجدد ارزش ها، معیار های اخلاقی و موازینی که بشر برای حفظ عدالت و انصاف لازم می داند را مردود اعلام کرده است. او عاشق را در مقابل معشوقش مسئول می داند.

دیدگاهتان را بنویسید