انسان، تربیت و روانشناسی اخلاق

ثانیاً راه حلی برای رفع تشتّتِ ناشی از اختلاف دیدگاههای فردی نخواهیم داشت و نهایتاً اینکه ملاکی برای تمییز اخلاق گرایی از منفعت گرایی پیدا نمیکنیم، زیرا چه بسا افراد به نام اخلاق فقط منافع خود را پیگیری کنند. به طور کلی اسلام برای تمامی ارتباطات آدمی، برنامه اخلاقی ارائه کرده است و این نمونه ای از جهان بینی اخلاقی است. بیگمان نمیتوان کار کسی را که از روی عهد و قصد به کسی شلیک کرده و او را کشته است، با کسی که از روی خطا تیری را رها کرده و از باب اتفاق به انسانی اصابت کرده و موجب مرگ او شده است مساوی دانست و هر دو را به یک اندازه سرزنش و نکوهش کرد و یا این که اگر راست گفتن سبب شود که بر اثر آن جان انسان بیگناهی به خطر افتد، نمیتوان گفت، بدون ملاحظه عواقب و آثار آن، چون نفس عمل راستگوی خوب است، پس باید راست گفت، هر چند آثار بدی بر آن مترتب گردد.

قرآن مجید در آیات و سوره های متعدد به شدت پدیده شوم نفاق و منافق را محکوم کرده و به پیروان خویش هشدار داده که خود را از این بیماری خطرناک و ایمان سوز و هستی برانداز مصون دارند. اخلاقيات را نميتوان مستقيم مديريت كرد، مثلاً رفتار مدير سازمان بر كاركنان و محيط كار به شدت تأثير ميگذارد، اولويتهاي اهداف استراتژيك مانند حداكثر كردن سود، افزايش سهم بازار، كاهش هزينهها و … پزشكي كه فقط بيماري را تشخيص ميدهد و برابر ضوابط نسخه مينويسد، تعهد اجتماعي خود را تا حدودي انجام ميدهد ولي اگر سوالات او را پاسخ گفت و آموزشهاي لازم را در جهت بهبود زندگي بيمار و پيشگيري از شدت بيماري او داد و در كل انتظارات او را برآورد كرد، به مسئوليت اجتماعي خود نيز عمل كرده است و اگر به موازات همه اينها، به دنبال الگوها، مدلها و ابزارهايي رفت براي برون رفت در حداقل زمان ممكن از مشكلي كه ميتواند گريبانگير او در طولاني مدت باشد، و يا مثلا به خاطر رفع مشكلي حاد، شبانه به بالين بيمار در منزل او هم ميرود، در جهت انطباق اجتماعي عمل كرده است، مثل پزشكي كه در واكنش به درد شديد ناشي از عمل جراحي بيمارش و انتظارات او براي كاهش فوري از شدت درد، كه وظايف قانوني و حرفهاي و اخلاقي خود را در ارتباط با او به درستي انجام داده، براي اقدام متفاوت ديگري نيز در فكر و انديشه و مطالعه است.

اگر سازمان به منافع و حقوق جامعه آسیب برساند و با نادیده گرفتن منافع مصرفکنندگان از آنها سوءاستفاده کند، اقدامش برابر با خشونت است و عملی غیراخلاقی انجام دادهاست. در اين ارتباط بايد شاخصهاي اقتصادي مانند مشاركت عادلانه خانوارها، شاخصهاي قانوني مانند ميزان برابري افراد در برابر دستورالعملها و شاخصهاي اخلاقي و رفتاري در حوزههاي مختلف مانند ميزان انتفاع و يا خسارتي كه جامعه و يا سازمان از نحوه و سبك مديريت مديران ميبرد، مورد سنجش قرار گيرد. يك مدير وقتي ميتواند به مسئوليت اجتماعي خود عمل نمايد كه سازمان او در انجام وظايف قانوني و اهداف اقتصادي خود سرآمد باشد، در غير اينصورت مدير نميتواند به مسئوليت اجتماعي خود عمل نمايد.

استاندارد (Standard) به معناي نظم، قاعده و قانون است و چنين تعريف ميشود: تعيين و تدوين ويژگيهاي لازم در توليد يك محصول ( كالا ) و يا انجام يك خدمت. در تعيين معيارها، ركوردها و شاخصهايي كه ديگر سازمانها به آنها رسيده اند، مورد استفاده قرار ميگيرند. مذاكرات ژنو و بسياري از توافقها در اين حيطه نيز قرار ميگيرند. واقع قضيه اين است كه مسئوليتپذيري قاعدتا بايد در ايران بيش از جوامع غربي باشد، اما آيا واقعا اين طور است؟ مسئوليتپذيري در كشور ايران را در مقايسه با جوامع غربي چگونه ارزيابي ميكنيد؟

عدم توجه به اخلاق كار در مديريت سازمانها، در كشور ما كه از يك سو بايد بر پايه ارزشهاي اخلاقي متعالي باشد و از سوي ديگر با كشورهاي پيشرفته جهان فاصله قابل ملاحظه دارد، در شرايطي كه انتظارات اجتماعي از سازمانها در باره مسائلي مانند محيط زيست، حقوق زنان، كودكان، معلولان، عدالت در استخدام و كاهش نيروي انساني، نيز افزايش يافته. مديريت بيمارستان بايد در هدفگذاري و برنامهريزي، به نيازها و انتظارات جامعه، با نگاه به منافع كوتاه مدت و بلند مدت بهداشتي و درماني و سياستهاي ملي و منطقهاي توجه كند.

اين گفته به اين معناست كه مثلا يك بيمارستان آموزشي علاوه بر درمان بيماران، بايد با مردم تحت پوشش خود در تماس باشد و با جلب مشاركت جامعه، انتظارات و نيازهاي آنها را شناسايي و اولويتبندي كند و براساس نيازها و مشكلات جامعه، خدمات خود را عرضه كند. با توجه به آنچه كه گفته شد، ضرورت نهادينه شدن مسئوليت اجتماعي، به صحنه مشاركت آوردن مردم با كار تيميو بهبود و تداوم كيفيت زندگي و محصولات و بهرهگيري از فناوري پيشرفته و به روز است.

آيا قيمت تمام شده محصولات ما، قابل رقابت با آنها است؟ آيا محصولات ما كيفيت بهتري در مقايسه با كالاهاي آنها دارد؟ آيا ما در تربيت انسان براي ساختن آينده با ايمان و باورمندي بيشتري نسبت به آنها عمل ميكنيم؟ فضايل و رذايل ناظر به رابطه فرد با ساير انسان ها در اخلاق اجتماعي مورد بحث قرار مي گيرد. اما يك اصل مهم ديگر اينكه؛ همچون ساير فرايندهاي مبتني بر فعاليتهاي اجتماعي بشري، هيچ چيز نميتواند براي همه مناسب باشد. اخلاق و تربیت انسان ها از مهم ترین مباحث قرآنی است و اهمیت و جایگاه آن بر کسی پوشیده نیست.

به فرموده حضرت علی(علیه السلام):«هرگاه دستت از جبران -اعمال و قدردانی عملی- کوتاه شد، با زبانت سپاسگزاری کن». مربی باید در صرف انرژی ارزشمند خود بخل ورزد و نیروی گرانبها و مغتنم خود را برای یافتن اهداف کوچک هرز ندهد و امکانات محدود و فرصتهای کوتاه خود را صرف امور درجه دو نگرداند. 9-خودخواه نیستن. فردی که خودخواه نیست، برای آرزوها و نظرات شما ارزش قائله، هدفش این نیست که از اون پیروی کنید، به زندگی شما علاقه داره و از خدمت به شما خوشحاله. یا آن که صفات نفسانی اکتسابی و تغییرپذیر بوده، اساسا بر اثر تربیت خانواده و جامعه و پیروی از عادات موروثی، حاصل گشته، قابل تبدیل میباشند؟

شما در این دعا معارف اخلاقی همچون ایثار، مسئولیتپذیری و مدیریت درست، همکاری با دیگران و خدمت به جامعه را ملاحظه میکنید و همچنین توصیه به تبدیل دشمنی نزدیکان به دوستی نیز از توصیههای امام است و یا آنکه دعا برای اصلاح بداندیشیهای دیگران از فرازهای مهم این متن است آنکه حسد به موّدت تبدیل گردد. «بهشت را هشت در است که اولین در، برای انبیاء و صدّیقین است. برای مثال، کمکاری میتواند در محیطی به صورت یک هنجار شغلی درآید؛ در حالی که کمکاری در هیچ نظام اخلاقی پسندیده نیست و در فرهنگ اسلامی به منزلة مصداقی از کمفروشی نکوهیده شده است.

10-برنده شدن شما برای اونها هم به منزله بُرد هست. اين هم نمونهاي از رعايت اخلاق حرفهاي است. به عنوان مثال ، می توان از آن برای جلوگیری از تقلب یک جوان در آزمون مدرسه برای گرفتن نمرات خوب استفاده کرد. مثلاً در مکتب کانت، اگر انجام کاری فقط برای اطاعت از حکم عقل و ندای وجدان باشد ارزشمند است، اما اگر اطاعت از حکم عقل، همراه با ارضای عواطف باشد، دیگر ارزشی نخواهد داشت، بنابراین، فداکاری مادر برای فرزندش، از آنجا که برای ارضای عواطف مادر است، عملی بی ارزش است. ما همچنان مکلف هستیم که آرمان عدالت را (برای مثال) در جامعه خود تحقق بخشیم، اما باید مصداق عادلانه بودن، و شیوه متناسب تحقق آن مصادیق را در متن جامعه امروزین خود بیابیم، و به آن متعهد شویم.

دیدگاهتان را بنویسید