اصول اخلاقی مدیریت – ویکیپرسش

پس نمی توان اصول و اخلاقی را که حکما تدوین کرده اند، اخلاق واقعی و زمینه ساز سعادت و کمال انسان دانست. به ویژه آن که بسیاری از اصول و روش هایی که حکما برای رسیدن به سعادت و کمال معرفی کرده اند، فاقد استحکام کامل بوده و سُست و غیر قابل اطمینان است، چون اولاً از خطا و اشتباه مصون نیستند و ثانیاً مبتنی بر اصول و قواعد علمی است که برای همگان امکان پذیر نیست، افراد عادی نمی توانند اخلاق علمی را بیاموزند. بیان کرده اند، می تواند ما را به سعادت و کمال حقیقی که هدف علم اخلاق است برساند؟

اين مبادى، كه اكنون به فلسفه اخلاق موسوم شده كاوشهاى علمى اخلاق شناسانه اى است كه از بيرون به اين علم مى نگرد; از اين رو كتاب حاضر، عهده دار تبيين برخى از مبادى اخلاق از منظر وحى است و در بخش يكم، از رابطه جهان بينى و اخلاق، در بخش دوم از رابطه انسان و اخلاق و در بخش سوم در باره اهميت و آثار اخلاق بحث مى كند.

علم اخلاق، علمی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آن ها را معرفی می کند و شیوة تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان می دهد».(2) بر اساس این تعریف، علم اخلاق علاوه بر گفتگو از صفات نفسانی خوب و بد، از اعمال و رفتار متناسب با آن ها نیز بحث می کند، و هم چنان راه کارهای رسیدن به فضیلت ها و دوری از رذیلت ها را نیز مورد بررسی قرار می دهد. پس در سلسله جبال ارزش های اخلاقی که هر کدام ارتفاع و موقعیت ویژه ای دارند کارکرد اخلاق، شناسایی این قلل و کارویژه تربیت بیان چگونگی پیمودن آنها است واگر از قله های کوتاه تر بحث کند به این عنوان است که راه رسیدن به قلل بلندتر هستند و چگونگی فتح و گذر از آنها باید در تربیت بیان شود.

9-خودخواه نیستن. فردی که خودخواه نیست، برای آرزوها و نظرات شما ارزش قائله، هدفش این نیست که از اون پیروی کنید، به زندگی شما علاقه داره و از خدمت به شما خوشحاله. رهبری اخلاقی مهارت مهمی در رهبری است که میتواند در همهی جنبههای شغلی به شما کمک کند. بر اساس حدیثی که از مستدرک الوسائل وجود دارد پیامبر اکرم هدف از نبوت و رسالتش را تکمیل فضایل اخلاقی بیان کرده است.

همچنین محمد تقی مصباح یزدی نیز گفته که اداره کردن زندگی فردی و اجتماعی انسان ها که از اهداف اصلی دین است تنها در پرتو انجام مجموعه خاصی از دستور های اخلاقی تامین می شود و به همین دلیل می توان گفت که دین بدون وجود اخلاق نمی تواند به اهداف خود که سعادت دنیا و اخرت است برسد. کلمة «اخلاق» جمع خُلق و به معنای نیرو و سرنوشت باطنی انسان است که تنها با دیدة بصیرت و غیر ظاهر قابل درک است.

هر کس این خصلتها را داراست، خدای را بر چنین مرحمتی سپاس گزارد، و هرکس چنین خوبیهایی ندارد با التماس آنها را از پیشگاه خدا در خواست کند. به نظر ایشان کتاب خدا مأخذ اصلی و سنت قطعی معصومین (علیهم السلام) مأخذ فرعی تفکرِاسلامی است و این مأخذ فرعی ، اعتبار و حجیت خود را از قرآن گرفته است. امام علی(علیه السلام) در عهدنامه حکومتی خود با صراحت بر این موضوع تصریح کرده، میفرماید:«دل خویش را از مهربانی و عشق و علاقه به مردم، پُر کن و بسان درّندهای نباش که خوردنشان را غنیمت شماری!

رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) موفّق گرديد حاكميّتى از هر جهت با شكوه و محترم برپا دارد تا همه مردم از زعامت و رهبرى او بهره مند گشته و به اوامر او ، پس از رهايى از طاعت رهبران مختلف ، گردن نهند . روش اخلاقی انبیاء، روش و راهی است که هم علی ـ علیه السّلام ـ می تواند آن را بپیماید و هم بلال حبشی، بهترین شاهد بر این که اخلاق اسلامی، اخلاق واقعی است و می تواند انسان را به سعادت و کمال برساند، مطالعة زندگی نامة بزرگان دینی و ره پویان راه شریعت محمّدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ است، سلمان و اباذر، مقداد و بلال و .

به نظر من ساخت سیاسی لیبرال هم امکان دین باوری و دین ورزی محققانه را گشوده می گذارد، و هم به دلیل حرمتی که برای حقوق و کرامت تمام شهروندان (صرفاً به صفت شهروندی ایشان) قائل است، از منظر اخلاقی در موقعیت برتری است. در عین حال میداند که با رعایت همین دو معیار اصیل اخلاق اسلامی،خود به خود انسانی بار میآید هشیار، آگاه، پرشور و تلاشگر در راه بالاترین مصالح و منافع واقعی خود و کوشا در راه مصالح و منافع واقعی همه انسانهای دیگر.در روایتی از امام صادق(ع) چنین نقل شده است؛ خدای بزرگ پیامبران را به مکارم اخلاقی خوبیهای بزرگوارانه اختصاص داده است.

براي نمونه، با اين كه پيامبر(ع) هادي امت است، مع ذلك قرآن ميگويد: “انك لاتهدي من احببت و لكن الله يهدي من يشاء”. مراد از تربیت اخلاقی چگونگی به کار گیری و پرورش استعدادها و قوای درونی برای توسعه و تثبیت صفات و رفتارهای پسندیدة اخلاقی و نیل به سعادت و فضایل اخلاقی و دوری از رذیلت ها است.(4) تربیت اخلاقی در واقع بخشی از علم اخلاق را تشکیل می دهد و چون مباحث آن عمدةً ناظر به راه کارهای عملی و ارایة توصیه هایی در باب عمل و رفتار است، از آن به «اخلاق عملی» نیز یاد می شود.

در مقابل آن به بخشی از مباحث اخلاقی که به توصیف خوبی ها و بدی های اخلاقی می پردازد، «اخلاق نظری» گفته می شود. گزاره های اخلاقی به گونه ای منطقی به یکدیگر مربوط می شوند. از این نمونهها در دو قطب مثبت و منفی فراوان داریم و شاید بتوانیم کلیه مسائل اخلاقی را تا حدودی به اصل کرامت انسان مربوط بدانیم. پاسخ این سؤال با توجّه به هدف علم اخلاق و تربیت اخلاقی به دست می آید.

در روش اخلاقی اسلام، تحسین و تقبیح مردم در رسیدن به بهشت و دوری از جهنّم، اهداف اصلی نیست، بلکه هدف اصلی رضایت خداوند است.(7) و چون هدف علم اخلاق، رسیدن انسان به سعادت و کمال است و از سوی دیگر سعادت و کمال انسان نیز در تحصیل رضای الهی است، پس اخلاق واقعی همان اخلاق اسلامی است چون زمینة کمال و سعادت انسان را فراهم می کند و دست یابی به آن برای همگان امکان پذیر است. اصول اخلاقی که از سوی انبیاء تدوین شده است، چند ویژگی اساسی دارند.

اصولاً سؤال مهم و اساسی این است که معنای سعادت و کمال چیست؟ معنای فعل اخلاقی هم فعلی است که از منظر یک جامعه خوب با بد شمرده می شود. انسان مسلمان، با صرف نظر از هر گونه سود که در یک کار یا یک خلق و خوی برای خود با دیگران بیابد، و با صرف نظر از هر نوع زیان که در یک کار یا خوی برای خود یا دیگران ببیند، همواره در پی آن است که بداند آیا این کار یا این خصلت با کرامت و ارج انسانی او سازگار است و به او در راه تقرب و سیر به سوی حق کمک میکند یا نه.

اسلام می گوید: ای انسان هر کاری که می کنی ببین آیا رضای خداوند در آن کار هست یا نه؟ بر اساس این تعریف اخلاق فرد بخیلی که با تامل دارایی خود را می بخشد و یا بردباری که گاه گاهی دچار خشم می شود در دسته این تعریف قرار نمی گیرند. ابتدا باید مفهوم سعادت و کمال حقیقی روشن شود، سپس باید دید چند گونه اخلاق وجود دارد و کدامین روش آن انسان را به سعادت و کمال حقیقی اش می رساند، آن گاه می توانیم اخلاق واقعی و مورد نظر اسلام را خدمت شما پرسش گر محترم معرفی کنیم.

فرا اخلاق گاه شامل هر سه اصطلاح تحلیلی ، هنجاری و توصیفی می شود ، گاه فقط به اخلاق دستوری و تحلیلی و گاهی نیز تنهابه اخلاق تحلیلی اطلاق می شود. در پاسخ به قسمت اوّل سؤال، لازم است علاوه بر تعریف اخلاق، برخی دیگر از مفاهیم و اصطلاحات نیز مانند «علم اخلاق»، «هدف علم اخلاق» و «تربیت اخلاقی» توضیح داده شود. علم اخلاق از ارزش مندترین و ضروری ترین علومی است که انسان به آن ها نیازمند است. برخی از ارزش هایی که قرآن کریم بر آن بسیار تاکید دارد شامل قسط و عدل،صبر،نیکوکاری نسبت به والدین،صله رحم،انفاق به یتیمان،رحمت و مهربانی،ادای امانت،وفای به عهد و درست کاری در انجام معامله می شود.

به نظر می رسد عنصر اراده و اختیار در انتساب ارزش اخلاقی به فعل دخالت تام دارد. وظیفه مدیریت منابع انسانی در زمینه اخلاق سازمانی، شامل شناسایی و اولویت بندی ارزشها برای هدایت رفتارهــا و تدویـن خط مشی ها و رویه هایی برای مطمئن شدن از انجام این رفتارهاست و با برنامه ریزی دقیق به ترویج فرهنگ اخلاق سازمانی در سازمان تلاش کند و روح توجه به فضائل اخلاقی و انسانی را در میان افراد نهادینه کنند. شرایطی مانند استخدام، اخراج، خرید یا تبلیغ را که به نظر میرسد مشکلات اخلاقی را در شرکت رقم میزنند، شناسایی کنید. 2. اعمال و رفتاری که از این خلقیات ناشی گردد نیز اخلاق و یا رفتار اخلاقی گفته می شود.

دیدگاهتان را بنویسید