اخلاق نیکو – پرسمان

حتی اخلاق واقعی و اثرات مثبت آن زمانی متجلی خواهد شد که آن را غیر شخصی و عینی نماییم. جایگاه واقعی مسائل اخلاقی کجاست؟ اخلاق در دین الهی جایگاه عظیمی دارد. تمامی این انسان ها بندگان خدای هستند و او است که همه آن ها را آفریده و آفریدگان خود را دوست دارد و هرگز راضى نمی شود کسی با ایشان به ناحق برخوردى نامناسب و ناشایست داشته باشد، از آن روی یکی از راه های مهم جلب رضایت خویش را در گشاده روئى با خلق و تحصیل رضایت مخلوق و خدمت به آن ها، قرار داده. دنیای امروز با ضعف جهان اخلاقی به صورت ماشین بیترمزی درآمده که غیر مطمئن به راه خود ادامه میدهد و مردم جهان عمری را با اضطراب و نگرانی طی میکنند.

چپاول ثروت بطور نامشروع و غیر قانونی و از طریق اتصال به رانت اطلاعاتی و به طرق ناشایست را زرنگی و برعکس جمع نکردن ثروت را ناشی از بی عرضگی می دانیم. قانونی دیدن برعکس اخلاقی دیدن، خیلی چیزها را عینی (غیر شخصی)، قابل پیش بینی، ساده و درنتیجه قابل کنترل می کند. متاسفانه همه چیز را به اخلاقیات و بدون خلق ترتیبات مناسب (ترتیباتی که اخلاقیات را شکوفا نماید، آن را غیر شخصی، ساده و بدون ابهام و قابل پیش بینی نماید) وا نهاده ایم. تبعات شخصی کردن اخلاقیات چیست و در نقطه مقابل، منافع غیر شخصی کردن اخلاق و ملبس کردن آن به لباس قانون چیست؟

اشتباه بزرگی است که متجمدین به هیچ وجه به تکامل روحی خود نمیاندیشند. رعیت هیچ گاه اصلاح نمی شود، مگر با اصلاح والیان. داشتن اخلاق خوب انسان را نزد دیگران عزیز خواهد کرد و با آن ارزش او در نزد دیگران بیشتر خواهد شد. جامعه ایران و انسان ایرانی لازم است خیلی در این رابطه معنادار و پارادوکس تأمل نماید. این مطلب کوتاه به این سوالات پاسخ می دهد و در صدد این است که نخبگان علمی و بویژه نخبگان حوزوی پیرامون رابطه اخلاق و قانون، تأملی نو انجام دهند چراکه برای رسیدن جامعه ایرانی – اسلامی به درجه مورد انتظار اخلاقی، این تأمل ضرورت می نماید.

به نظر می رسد که راز این امر در شخصی و غیر عینی کردن اخلاقیات است. بوده است. اما به رغم چنین مزیت های ارزشمندی، فرهنگ حاکم بر روابط نسل امروزی ما، دارای نارسایی های زیادی نیز است که به نظر می رسد از نوع رابطه اخلاق و قانون ناشی شده است. اخلاقیات را نمی توان مستقیم مدیریت کرد، مثلاً رفتار مدیر سازمان بر کارکنان و محیط کار به شدت تأثیر می گذارد، اولویت های اهداف استراتژیک مانند حداکثر کردن سود، افزایش سهم بازار، کاهش هزینه ها و… دانشمند نامی جهان دکتر آلکسیس کارل میگوید: «انسان امروزی پرداخته محیط خود و عادات زندگی و افکاری است که اجتماع به او تحویل کرده است.

توسعه هم در واقع از یک نظر سیر به سوی اخلاقیات (شکوفایی اخلاق فردی و جمعی) است. در واقع اصل هم بر اخلاقیات است. در واقع سوق دادن حوزه “اخلاق” بسوی حوزه “قانون” به معنای فروکاستن (Reduction) و یا فداکردن اخلاق نیست بلکه برعکس، به معنای تقویت آن است. اگر انسان بکوشد و سعی کند که همواره اخلاق خوب را در خود نگه دارد و آن را تقویت نماید، خیلی از این بیماریهای روحی در نزد او کمرنگ تر خواهند شد و دیگر او به بسیاری از مشکلاتی که مردم با آنها دست و پنجه نرم می کنند، مبتلا نخواهد شد.

یک بازاندیشی مجددی که در نتیجه آن یکی، دیگری را تقویت خواهد کرد. به عبارت دیگر؛ وجود آن به شخص وابسته نیست، بلکه ابزاری در دست جامعه به عنوان یک کل برای ارشاد و راهنمایی افراد و گروه های کوچک تر است. تعابیری چون «عقل» «جان»، «نفس» و «قلب» که گاهی برای انسان به کار می رود با اعتبارات مختلف همه نام های همین روح است. باید دید چه ترتیباتی سیاسی، اقتصادی و حقوقی برای مهار این ویژگی می توان ایجاد کرد که نتیجه آن شکوفایی توامان جمعی و فردی باشد..

باید بدانیم که توسعه و شکوفایی فردی و جمعی زمانی میسر است که ترتیباتی خلق کنیم که شخصی شدن اخلاقیات را به حداقل برساند. اخلاقی دیدن امور در ایران، باعث شخصی شدن، عدم عینیت، پیچیدگی، ابهام، فاقد پیش بینی و در نتیجه فاقد کنترل شدن حیات در ابعاد مختلف شده است. در حقیقت این کار باید به صورت بنیادی انجام گيرد و اين کار را از تربیت کودکانمان آغاز کنيم و مباحثی درباره فواید داشتن یک جامعه با اخلاق میان همه افراد جامعه از قشرهای مختلف از همسایه و همکار گرفته تا اعضای خانواده و دوستان؛ پیش کشید.

حقیقت این است که ما در اصول اخلاقیمان با یکدیگر توافق نداریم و، بهعلاوه، اگر ظاهراً چندین اصل در یک مورد خاص، کاربرد داشته باشند، در کاربرد اصولی که بهوسیله آنها به سنجش و متعادل کردن اصول متعارض برای تصمیمگیری میپردازیم، دچار اختلافنظر میشویم، این امر برای همه طرفهای چنین منازعهای روشن است. رهبران اخلاقی همیشه کار درست را انجام میدهند؛ نه فقط وقتی انجام این کار ساده باشد یا کسی آنها را نگاه کند. پرسش این است : در صورتی که کسی به انگیزه ی موفقیت در امور روزمره ی زندگی دنیا صبر پیشه کرد و شخص دیگر صبر خود را به انگیزه ی ثواب اخروی انجام داد ، هر دو ، مرتکب کار اخلاقی شده و هر دو به یک اندازه از ثواب اخروی برخوردار خواهند شد؟

زیرا فکر به کمک علم تسلّط بر همه چیز را تأمین میکند. ترقّی علم در جهانِ متمدّن به منزله تکامل روز افزون قدرت موتور محرّک اجتماع است و سجایای اخلاقی به منزله ترمزی است که بشر را در لب پرتگاه از سقوط و نیستی حفظ میکند. یک مهندس دانا در ساختن اتومبیل مراعات موازنه را بین قدرت موتور و قدرت ترمز میکند. به هر نسبتی که موتور را در جهت مثبت یعنی حرکت قویتر بسازد بر قدرت ترمز که عامل منفی و توقّف است میافزاید، تا در لحظه و نقطه پرتگاه ماشین را نگه دارد و از خطر سقوط آن جلوگیری کند.

یکباره کشورهایی که آنها را متمدّن مینامیم دیدند که تنها یک اتّحاد اخلاقی میتواند آنها را در برابر این خطر حفظ کند. رهبرانی که به همتایان و کارفرمایان خود احترام میگذارند، به آنها احساس ارزش ذاتی و فردیت میدهند. مقصود از روشهای تربیت، دستورالعملهای جزئی و فنون کاربردی و رفتارهای عملیای است که اصول و اهداف تعلیم و تربیت را به ثمر میرساند و به آنها عینیت میبخشد. توسعه جمعی و شکوفایی فردی و جمعی، در سایه عینیت بخشیدن به اخلاق و غیر شخصی کردن آن است. در ادامه، با اشاره به عوامل پایهای اخلاق حرفهای، چگونگی اشاعه و ترویج آن در جهت توسعه سازمانی بیان میشود.

دیدگاهتان را بنویسید