123-144; Ingram, 2022, Chapters 2-7, Pp

اما هیچیک از پیشنهاددهندگان یا متعهدان، برای تحقق وعدههای خود، بهویژه عقبنشینی قوای متجاوز عراق تا مرزهای رسمی، تضمینی حقوقی ندادند و بحثها در حد مذاکرات اولیه باقی ماند و عملاً هیچیک از کشورهای ثروتمند نفتی، تعهد رسمی برای پرداخت غرامت ندادند و حتی اشارهای دالّ بر آمادگی برای کمک مالی در جهت بازسازی خرابیهای جنگ نکردند. از نظر مسئولان امر، حامیان منطقهای و بینالمللی عراق در مرحله اول بیشتر بر آتشبس تأکید داشتند تا توقف جنگ، و در خصوص تعیین متجاوز نیز اهتمامی نداشتند؛ زیرا این به معنای اعلام پیروزی سیاسی ایران قلمداد میشد. این نامه از سوی رئیسجمهور ایران بیپاسخ نماند و مقامات ایران ضمن تأکید مجدد بر اینکه در چارچوب قطعنامه 598 به صلح پایدار میاندیشند، با اظهار تأسف عمیق از تحمیل هشت سال جنگ بر دو کشور ایران و عراق، هرگونه اقدام از جمله ملاقات و مذاکره را منوط به حفظ اعتبار قطعنامه مذکور دانستند (رجوع کنید به متن نامههای مبادله شده بین رؤسای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق، ص25- 27). در 8 مرداد/ 30 ژوئیه همان سال، صدام حسین نامه دیگری فرستاد و در آن مجموعه پیشنهادهایی کرد که اولین آنها دیدار سران دو کشور بود. در این میان، شواهد متعدد بر تشدید حمایت قدرتهای بزرگ و بهویژه امریکا از عراق، پس از بازپسگیری خرمشهر، در اختیار بود: این کشورها که از موقعیت برتر ایران و حتی شکست سیاسی عراق اظهار نگرانی میکردند تمام توان خود را بهکار گرفتند تا از پیروزی ایران و سقوط عراق جلوگیری نمایند (درودیان، 1376 ش، ص 60ـ63؛ نیز رجوع کنید به امام خمینی، ج 9، ص 415). دولت ایران در این اوضاع بینالمللی و همچنین به دلیل سابقه تاریخی و شخصیتی صدامحسین، نمیتوانست صلح بدون تضمین را بپذیرد، زیرا هیچ اعتمادی به مجامع بینالمللی و بهویژه دولت عراق نداشت.

در این میان، ایران برای احقاق حق خود با مقاومت در برابر کارشکنیهای عراق، اجازه سوءاستفاده از موقعیت نه جنگ نه صلح را نداد. اعلامیههای نظامی عراق نیز نشان میدهد که ارتش عراق در روزهای نخست جنگ با مقاومت چندانی روبه رو نشد. مقاومت در خرمشهر موجب شد تا پیشروی لشکر سوم عراق با تأخیر صورت گیرد. در 1359 ش/ 1980 بودجه نظامی این کشور 63% افزایش یافت و پانزده کشور جهان بیش از شش میلیارد دلار تجهیزات در اختیار آن کشور گذاشتند و بدینترتیب، عراق در آغاز دهه 1360 ش/ 1980 بزرگترین قدرت نظامی منطقه شد (یکتا، ص 66ـ 67؛ حسین حسینی، ص 30ـ31؛ برای آگاهی بیشتر از وضع نظامی عراق در آستانه جنگ رجوع کنید به جمشیدی، ص 118ـ 121). بنا بر شواهد و قرائن، صدام حسین از آمادگی لازم برای حمله به ایران برخوردار بود و با اعلام رسمی لغو یکجانبه قرارداد الجزایر، دستور هجوم سراسری ارتش عراق به ایران را در 31 شهریور 1359 صادر کرد ( روزشمار جنگ ایران و عراق، کتاب 4، ص 19؛ درویشی، ص 147؛ در باره انگیزههای سیاسی صدام در حمله به ایران رجوع کنید به بخش اول مقاله).

بنا بر پارهای منابع، سران دولتهای عربی برای تشویق دولت ایران به قبول آتشبس، اعلام آمادگی کردند مبلغی بیش از صد میلیارد دلار از طریق صندوق بازسازی اسلامی برای ترمیم خرابیهای ناشی از جنگ به ایران بپردازند (رجوع کنید به پارسادوست، 1371ش، ص488؛ همو، 1378ش، ص 21). برخی، به استناد این خبر، تأکید کردهاند که اگر هم برای ایران مقدور نبود که مبلغ ادعایی مذکور را از دولتهای عربی استحصال کند، یا در یک بررسی منصفانه و بیطرفانه، کلیه خسارات خود را تعیین و دریافت کند، نفس برقراری آتشبس و پذیرش صلح بعد از بازپسگیری خرمشهر، مانع گسترش و افزایش خسارت و تلفات میشد و این به مصلحت کشور، بود (رجوع کنید به سحابی و صابر، ص 23ـ26؛ پارسادوست، 1371 ش، ص 488ـ489)؛ پذیرش صلح، فرصت مهمی برای فعالیتهای سیاسی فراهم میآورد (رجوع کنید به هیوم، ص 45) و دولت ایران میتوانست با توجه به جایگاه مطلوب خود، در شرایط رفع مناقشه تأثیر گذارد. در مورد پیشنهاد غرامت نیز اگرچه اظهارنظرهای مختلفی مطرح شده و آمار و ارقام مختلفی (از 25 تا 150 میلیارد دلار) ارائه گردیده (درودیان، 1384ش، ص208؛ نیز رجوع کنید به پارسادوست، 1371 ش، ص 488؛ همو، 1378 ش، ص 21)، اما تاکنون هیچ سند معتبر و مشخصی ارائه نشده است و بهگفته مسئولان و تصمیمگیرندگان جنگ، اینگونه مطالب، در حدّ شایعه و اظهارات رسانهای بوده است نه سند رسمی (رجوع کنید به هاشمی رفسنجانی، ص 273؛ درودیان، 1384 ش، همانجا).

در این میان پرسش از سبب ادامه جنگ پس از استرداد خرمشهر در مقایسه با سایر پرسشها و مباحث، بیشترین حجم و حساسیت را چه در زمان جنگ و چه پس از آن داشته است. در مقابل، استدلال شده که این احتمالات و اظهارنظرها با رویکردی سیاسی ـ مدیریتی و متأثر از نتایج، مطرح شده است، نه با رویکردی دفاعی ـ استراتژیک و بر اساس شرایط؛ حال آنکه به دلیل طولانی شدن جنگ و گسترش دامنه آن و مهمتر از همه تحقق نیافتن تمامی اهداف موردنظر پس از استرداد خرمشهر، باید از نظر دفاعی ـ استراتژیک به بررسی ابعاد جنگ پرداخت. فقدان آمادگی جنگی ایران را میتوان از نبود قرارگاه فرماندهی عملیاتی ایران در مناطق مرزی جنوب کشور به خوبی دریافت. وی پس از مذاکره با چند کشور عربی، مبلغ ده میلیارد دلار را به عنوان غرامت تعیین کرد که از نظر دولت ایران پذیرفتنی نبود، چرا که حتی یک دهم خسارات جنگ را نیز جبران نمیکرد. مرز آن ها با پاکستان تقریبا سه برابر بزرگتر از مرز افغانستان با ایران است؛ که باعث می شود این کشور دست بالاتر را برای تاثیرگذاری در افغانستان که راهی به دریا ندارد در اختیار داشته باشد. ۸. به همین دلیل در دوگانه حق طلبی و مصلحت اندیشی، باید از ورود به جنگی ناخواسته در افغانستان پرهیز کرد و از راه های قانونی و سیاسی و رسانه ای کار را پیگیری نمود.

دیدگاهتان را بنویسید