که با شیطان تانگو می رقصد

خطاطی شعرهای فارسی زیبا و کوتاه که در اثر هنری زیر خوشنویسی شده اند، برگرفته شده از اشعار دیوان انوری می باشند که در ضمن قصیده ای طولانی و ناب به مدح سلطان سنجر پرداخته است. شعرهای نابی که در این اثر خوشنویسی شده اند، به شاعر نامدار دوران تیموریان یعنی امیرشاهی سبزواری تعلق دارند. یعنی مرد در برابر عظمت وزیبایی زنان ضعیف است . این شاخه های تاک با مهارت تمام در هم تنیده شده و نظم بسیار دقیقی را به نگاره بخشیده اند.

البته این مسأله باز به خود زن بر نیم گدد .چون در مقابل هر زن هوسران وچشم چرانی ، مرد چشم چرانی نیز وجود دارد وزن ومرد بد اسیر هوس ونقشه های پلید شیطانی اند . خطاطی شعرهای فارسی زیبا و کوتاه باباطاهر عریان در نگارۀ زیر نشان از محبوبیت این شاعر عارف از گذشته تا امروز دارد. متأسفانه از اشعار فارسی او در خوشنویسی ها و خطاطی های ایران کمتر استفاده شده و دلیل این کمتر مورد توجه قرار گرفتن آن است که غالب خطاطان به دنبال اشعاری با مفاهیم عارفانه و عاشقانه و البته پیچیده بوده اند و جای تعجبی نیست که اشعار بسیار ساده و عامیانۀ باباطاهر مورد توجه این گروه از خط نویسان فارسی زبان واقع نشود.

در دوبیتی های باباطاهر به دفعات بسیار زیاد می توان با گویش محلی کلمات مواجه شد و به همین دلیل تلفظ کردن اشعار او برای برخی می تواند نامفهوم و سخت باشد، اما اکثر مردم همدان و لرستان به راحتی می توانند دوبیتی های او را بخوانند. فقر فخر رسول الله (ص) است اما نه فقری که باز همان رسول الله صلی الله علیه وآله آن را مرز شرک می داند . مولانا در ادامه حدیثی از رسول الله صلی الله علیه وآله را به شعر در می آورد . خيـــره از. بـــاده و.

متن دوبیتی که در ابیات زیر از آنها استفاده شده، با خط نستعلیق و با رنگی کاملاً سیاه خوشنویسی شده که با حاشیه ای ابری مزیّن گردیده است. چنانکه هنوز هم در بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس محرومیتهای عجیب وغریبی را علیه زنان می بینیم . شعر موج نوازشی، ای گرداب، به علت اهمیت بعضی از کلمات آن و کارکردهای عارفانه آن جز دسته شعرهای عارفانه سهرابند. استفاده از کلمات برای شاعر آسان نیست، زیرا نمیتواند از هر نوع کلمهای استفاده کند، هر واژهای نمیتواند پیام او را منتقل کند.

به هر آن كس كه تو را دید، حسودم یعنی… و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد / و زمان روی کلوخی بنشیند با تو / و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود / جذب کنند. انسان باید در بعد اجتماعی خود در حد نیازهای عادی زندگی زحمت بکشد وتنها عابد بودن نیازهای شخص را برطرف نمی کند چه رسد به اینکه دچار تعهد وپیمان بزرگ زناشویی شود . بنابراین چون کریمان زنان را بزرگ می دارند دچار مشکلاتی هم در مدیریت خانواده می شوند وبه اصطلاح مولوی زنان بر صاحبدلان چیره می شوند وآنها را مطیع اوامر خود می کنند وخود به خود به راه نفس اماره حرکت می کنند .

البته در برخی نقاط مثنوی وغزلیات شمس مولوی زن را چیزی شبیه سوزن عیسی می داند که جلوی پیشرفت معنوی او را می گیرد واین به دلیل دنیا خواهی زن است . یکی از دلایلی که در سوره مریم وسوره آل عمران ، عیسی علیه السلام بدون پدر متولد شد به دلیل احترام به مادری چون مریم است که چنان جایگاهی دارد که مرد هم کفو او پیدا نمی شود . مولانا در این مورد بارها اشاره دارد . این اشعار همانطوری که گفتیم بین یک رابطۀ جنسی ساده و یا مکاشفه ای ذهنی به همراه جنبه مؤنث جهان در نوسانند و جای آن دارد که در مجالی فراختر با استفاده از سایر آثار سهراب و تجربیات شخصی او مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.

مولوی آثاری به زبان های ترکی، عربی و یونانی دارد ولی بیشتر آثار وی به زبان فارسی است. زن در اندیشه های مولوی نماد زن در دیدگاه مفتیان اهل سنت وزاهدان پارسای بی خبر از جامعه یا فقیهان شیعه وسنی نیست . بنابراین زیبایی زن که نماد جمال الهی است تیر خطرناکی برای مرد وزن است . 1- وزن رمل مثمن مجنون محذوف یا فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن، البته با تقطیع و سطربندی خاص نیمایی. و البته مرد وزن باید بدانند که دائماً مورد آزمایش الهی قرار می گیرند وبرترین دام برای آزمایش مرد وزن نیازهای عاطفی وخواستن های طرفین است نسبت به یکدیگر .

به همان اندازه می تواند در لبه پرتگاه حیثیت انسانی قرار بگیرد . نگاه مولوی در مثنوی اینگونه است . زن در اندیشه مولوی نیمه واقعی پنهان در آیات محکمات قرآن مبین است . همه وهمه نشان دهنده این است که در بینش مولوی زن نماد مهربانی ومهرورزی خداوند کریم است . همچنانکه در بعد الهی زن دارای نماد مقدس جمال الهی است . یعنی زن نماد عشق می شود ومرد نماد عقل . در روی دیگر سکه یعنی وقتی از ورای تعلیم وآموزش کنار می رویم وپرده از بسیاری از حقایق برداشته می شود . دیدگاه قرآنی او نه آنچنان که دیگران از قرآن برداشت ناصحیحی دارند .

قسمت اول این شعر که به فانی بودن غم اشاره میکند انگیزه بخش بوده و شاید بخش دوم آن را که بیانگر کوتاهی عمر و از دست رفتن سریع فرصت هاست؛ می توان به عنوان یک نهیب برداشت کرد تا بیشتر از قبل حواسمان جمع لحظه های زندگی باشد و بدانیم روزی که می گذرد دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. جالب است که در هر یک از این دیدگاه ها قصد مولانا هرگز نه تهمت ونه تکریم زیادی از مقام زن است . يعني : « شما هرگز نمي توانيد در ميان زنان به عدالت رفتار كنيد هرچند كوشش نماييد …

ما در اپلیکیشن گام برتر آموزش های رایگان فوق العاده ای در این رابطه برای شما قرار داده ایم که مشاهده آن ها حتماً می تواند تأثیر بسزایی در افزایش انگیزه شما داشته باشد. در این مطلب مجموعه ای از شعرهای عاشقانه زیبا ، متن های زیبای ابراز عشق، عکس نوشته های عاشقانه، شعر و متن های غمگین، شعرهای عاشقانه غمگین، عکس های عاشقانه، متنهای رمانتیک ، شعرهای دلتنگی ، متن و شعر غمگین ، شعر تنهایی، اشعار عاشقانه را گردآوری کرده ایم که امیدواریم مورد پسند شما قرار گیرد. در این مطلب نیز ما چندین شعر، جمله و متن در مورد کار و تلاش ارائه داده ایم که خواندن آن می تواند به شما در این راه انگیزه دوچندان دهد.

همه ما تو زندگیمون دوست داریم که همیشه در رفاه و آرامش و آسایش باشیم و طبیعت و سرشت ما آدمها راحت طلبی است. که به بالای تو آمد چون کَپی ؟ واین در دیوان شمس هم مشهود است، چون در دیوان شمس مولانا تنها به سمت وسوی جمال ومحبت زن است که از دیدگاه مردان متعصب زمان دیده نمی شود و آن همان هویت الهی زن است . چنانکه مریم مقدس در زمان خود سرآمد همه پیامبران زمان وقبل از زمان خود بود چون در این صورت زن هم می تواند به درجات عالی انسانی دست یابد و مقام زهد وعبادت تنها برای مرد نیست .

در بینش او زن طفیل مرد نیست . دریـــــــاب ضعیـفـــان را در وقــــت تــــوانـایــــی… درباره این شعرها می توان گفت که شاعر هنوز آن جسارت را نیافته تا معشوق را با تمام اختصاصات وارد شعر کرده و درباره او بسراید. این نگارۀ زیبای فاخر، دارای امضاء و نام خوشنویس نیست و حتی تاریخ دقیق خلق آن نیز نامشخص است اما با توجه کردن در سبک هنری به کار گرفته شده در این اثر می توان تاریخ تقریبی ساخت آن را به دوران صفویه نسبت داد. بنابراین در یک جمله وبه قول مولانا می توان زن را اینگونه معرفی کرد : « نور الهی ومحبت وموهبتی که خداوند کریم بر انسان نازل نمود و در جایگاه متعالی انسانی هیچ تفاوتی با مردان ندارد بلکه نمادهایی از صفات جمال وجلال الهی است که سراسر نور زندگی هم از آنجا تابیده می شود .

بلکه موهبت ومحبتی است که خداوند کریم بر اساس آیه مودّت ورحمت ( روم -21) زن را مایه آرامش وعزّت وآزادی انسانیت قرار داده است . از طرفی دیگر مقام مادری ، مقامی الوهی وبسیاربزرگ است که فقط مختص زن است وخداوند کریم آن را جایگاهی رفیع می داند . او هیچ گاه زن را موجودی اضافی که فقط در حیطۀ تمتّع های جنسی کاربرد دارد، نمی بیند هرچند که از این مقوله نیز صحبت به میان می آورد و در اینگونه موارد نیز هیچ گاه پا را از دایره حجب و حیای ذاتی مشرق زمین فراتر نمی گذارد دقیقاً همانند اشعار پاک و منزه فردوسی در هزار سال قبل: منیژه منم دخت افراسیاب/ برهنه ندیده تنم آفتاب.

دیدگاهتان را بنویسید