پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت علامه مصباح یزدی

اما همین جا نخستین ملاحظه ای بدان اشاره کردیم مطرح می شود یعنی اینکه به دلیل متکثر بودن اخلاق در سطح جوامع مختلف و در سطح هر جامعه، فرهنگ ها نیز نمی توانند به شکل یکسانی با اخلاق انطباق داشته باشند. اگر در جامعه ای اخلاق بر آن باشد که تمام ضوابط اخلاقی ، برای مثال در حوزه های خلاقیت هنری و ادبی را تعیین کند، آن جامعه بدون شک نه فقط دچار فروپاشی فرهنگی و هنری بلکه همچنین دچار فروپاشی اخلاقی خواهد شد، برعکس ، اگر در جامعه فرهنگ و از جمله خلاقیت های هنری و ادبی خواسته باشند به هر شکل و در هر قالب و زمان و مکانی با تکیه بر اصل آفرینش فرهنگی، اخلاق را نادیده بگیرند، بی شک با واکنش شدید اجتماعی ای روبرو خواهد شد که نه تنها به بازتولید گسترده اخلاق نفی شده منجر خواهد شد، بلکه خود آن آفرینش و خلاقیت های هنری و ادبی را نیز تا حد نابودی پیش خواهد برد و شرایط بازگشت آنها را شاید برای مدتهایی طولانی غیر ممکن می کند.

با توجه به آنچه گفته شد، بدون شک انتظار می رود که فرهنگ یکی از پایه های اساسی و مهمی باشد که اخلاق هر جامعه چه در قالب عمومی آن و چه در قالب های گروهی و اقلیتی بر آن تکیه بزند. اخلاقیات و مسئولیت محیط اجتماعی عناوین مهمی در دنیای کسب و کار امروز هستند. روی این اصل مشخص میشود که پرورش اخلاقی کودکان در محیط خانه، به طور عملی صورت میگیرد. اخلاق در هر جامعه ای به مجموعه ای از فرایندها، باورها، ارزش ها و کنش های اجتماعی اطلاق می شود که بتواند از خلال فرایند آموزش غیر رسمی (تربیت) و رسمی (آموزش مدرسه ای) به افراد منتقل شده و آنها را برای مشارکت و جای گرفتن در جامعه به مثابه یک عنصر سازگار و همراه با دیگران و نه مخرب و ضد دیگران، آماده کند.

با سقوط اخلاقی اخیر انرون و تخلفات اخلاقی ورلدکام، شهروندان نسبت به سرمایه گذاری در بازارهای ایالات متحده محتاط شدهاند. شرکتها دریافتهاند که در شرایط بعد از انرون برای دستیابی به پایداری، باید از نظر اجتماعی هشیارتر و از نظر اخلاقی حساستر باشند. اکنون که مشخّص گردید اجتماع یک صحنه گریز ناپذیر برای انسانها بوده و آدمیان به شدت نیازمند آن هستند، باید مشخص کنیم که در یک جامعه، اصالت با فرد است یا اجتماع یا هر دو؛ و اصولاً رابطه فرد با جامعه چه نوع رابطهای است و ترکیب اجتماع چگونه ترکیبی است. بر اساس این خطبه، انسان در حیات اجتماعی، که صحنه سود و زیان است، نیازمند یاری دیگران است و این «نیاز» او را به سوی دیگران میکشاند و هر انسانی به خاطر ناملایمات و سختیها نیازمند دوستی و مودت با خویشان است.

چرا معمولا سود فردی خود را بر سود جمعی تقدم می داریم؟ بنابراین توصیه ای که می توان به عنوان متخصص اجتماعی در این زمینه کرد آن است که از هر گونه رویکرد رادیکال وتندروانه در یک جهت یا در جهت معکوس پرهیز کرده و به خصوص از به کار بردن اراده های فردی یا جمعی با استفاده از ابزارهای آمرانه پرهیز کرد. آگاهی از فرمولهای حاکم بر آن توانمندی، استفاده از تجربه دیگران، مشاوره و برخورداری از استاد، مدت زمان تحصیل ملکه را کوتاه میکند و افت و خیزها و اشتباهات را به کم ترین مقدار کاهش میدهد.

هر نظام اخلاقی می توان از منابع فرهنگی متعددی برای ساختن و باز ساختن خود استفاده کند، اما اینکه بتوان میان اخلاق و فرهنگ یک هم پوشانی کامل به وجود آورد، امری تقریبا محال است که همانگونه که گفتیم بیشتر به مثابه عملی ضد اخلاقی و مخرب عمل می کند تا عملی اخلاقی. بدین ترتیب ، یافتن رابطه ای منطقی و متعادل میان اخلاق و فرهنگ، یکی از مهم ترین وظایفی است که بر دوش روشنفکران و نخبگان اجتماعی سنگینی می کند ، چه برای کسانی که بیشتر نماینده اخلاق در جامعه خود هستند و چه برای کسانی که در سویه فرهنگ قرار می گیرند.

همچنین طبق گزارشی که در سپتامبر 2005 توسط دولت استرالیا منتشر شده، رشد اقتصــادی ایــن کشـــور از سال 1998 تا 2005 به رقم متوسط سالانه 6/3 درصد رسیده که بیشتر از بسیاری از کشورهای توسعه یافته، مانند امریکا، آلمان، ژاپن و انگلستان است. و لذا ارتباط انسانی اطلاعات و مفاهیمی که میان دو انسان رد و بدل میشوند را میتوان در یک بیان کلی ارتباط انسانی قلمداد کرد. عفت در میان دو حالت افراطی و تفریطی شره و خمود قرار دارد. برای نمونه، در سیستم مسیحی، میان سبک زندگی لاتین (بر خاسته از مذهب کاتولیک) ، سبک زندگی اسلاو (برخاسته از مذهب ارتدوکس) و سبک زندگی پروتستان( برخاسته از مذاهب لوتری و کالونی) که به ترتیب در اروپای جنوبی، اروپای شرقی و اروپای غربی دیده می شوند، برغم آنکه هر سه متعلق به مسیحیت هستند و هر سه در اروپا قرار دارند، تفاوت های بی شماری وجود دارد.

این نکته شاید بیش از همه موارد دیگر اهمیت داشته باشد، زیرا اراده معطوف به قدرت، تقریبا همیشه از امکان دستکاری و خود دستکاری بسیار بالایی برخوردار است و به دلیل کارایی کوتاه مدتش (بر خلاف عدم کارایی دراز مدتش) همواره برای کنشگران اجتماعی جذاب و وسوسه برانگیز می نماید و اخلاق نیز زمینه ای است که به دلیل درگیر بودنش با سیک زندگی و زندگی روزمره همه کنشگران اجتماعی در صورت عدم مدیریت مناسب می تواند به شدیدترین آسیب های اجتماعی دامن بزند.

هم زمان با تولد ایشان پدرشان عبدالله از دنیا رفتند کسانی که می خواهند رسالت عظیم الهی را به مردم ابلاغ کنند از همان زمان کودکی مورد امتحان و آزمایش قرار می گرفتند، شش ساله می شوند معمولا فرزندان در سن شش سالگی نیاز مبرمی به مادر دارند و وابسته به مادر هستند باز خداوند متعال مادرشان را از این دنیا می برد و تحت سرپرستی جدشان عبدالمطلب قرار می گیرند و هشت ساله که می شوند جدشان فوت می کنند و باز تحت سرپرستی عمویشان قرار می گیرند.

امروزه بسیاری از کشورها در جهان صنعتی به این بلوغ رسیدهاند که بیاعتنایی به مسائل اخلاقی و فرار از مسئولیتها و تعهدات اجتماعی، به از بین رفتن بنگاه میانجامد. متکلمین بر اساس ملازمه ی بین حکم عقل و شرع معتقدند: انسان اگر محروم از پیامبر و دین هم باشد با ادراک شهودی خود قادراست حسن و قبح یاخوب و بد را تشخیص دهد و خیر و شر را بشناسد و پس از این تشخیص ، نسبت به آن مسؤولیّت اخروی نیز پیدا می کند . در پرتو رحمت و لطف خدا، با آنان مهربان و نرم خو شده ای و اگر خشن و سنگ دل بودی، از گردت پراکنده می شدند.

«اگر کسی از شما در خویشاوندان خود خلل و کمبودی مشاهده کند مبادا از رفع آن سرباز زند، چون اگر نبخشد مالش افزون نمیشود. 2. جنبه سازمانی: عواملی مثل رهبری، مدیریت، ارتباط با همکاران، ارتباط با زیردستان و فرادستان، نظام تشویق و تنبیه، انتظارات همکاران، قوانین و مقررات و رویهها، جو و فرهنگ سازمانی در این حیطه قرار میگیرند. از دیدگاه نهج البلاغه نیز، انسانها چون زندگی اجتماعی را امری متناسب با طبیعت عقلانی خویشتن میدانند، آن را برمیگزینند و این گزینش، به خاطر جبر یا از روی درماندگی نیست، بلکه از سر شعور و درک است.

آنها گمان میبرند که پرورش فکری معادل با تربیت روانی است و هنوز ندانستهاند که در کنار عقل فعالیّتهای معنوی قرار دارند که برای مشی زندگی لازم است. در پاسخ به این سؤالات باید گفت که در این باره چهار نظریه «نظریه اَصاله آلفرد محض، اَصاله آلفرد صناعی، اَصاله الاجتماع، اَصاله آلفرد و الجمع»(مطهّری، ۱۳۷۷، ص ۳۳۹) وجود دارد که بعد از بررسیهای انجام شده میتواند با توجه به نهج البلاغه نتیجه گرفت که «در نهجالبلاغه، اخلاق اجتماعی تا آن قدر اهمیت یافته و از دیدگان امام متقیان علی علیه السلام به دور نمانده و آن حضرت در کنار اخلاق فردی، در بسیاری موارد اخلاق اجتماعی را نیز بیان کردهاند.» (مطهّری، ۱۳۷۷، ص ۳۴۲) در مطالب و مقالات دیگری به موارد خاص اخلاق اجتماعی اشاره خواهد شد.

آنچه به مسائل فقهی در معنای ریشه ای این کلمه بر می گردد، دقیقا به نوعی اخلاق در سبک زندگی استناد می کند که پدیده ای فرهنگی است و بنا براینکه فرد مومن چگونه و از خلال کدام فرایندها و با کدام سرمایه های اجتاعی، از اخلاق دینی تفسیر کند او را در طیفی گاه بسیار گسترده از کنش های اخلاقی – اجتماعی قرار می دهد. از این روی، باید نخست مشخّص کنیم که از دیدگاه نهج البلاغه زندگی اجتماعی بشری و مدنیت او آیا علّتی بیرونی و خارجی داشته یا عاملی درونی و داخلی؟ سؤال اصلی برای او این می شود که آیا فرد مسلمان می تواند به عنوان یک مسلمان از ساخت سیاسی و اجتماعی ای دفاع کند که در آن فرد محترم است، و می تواند آزادانه بر مبنای تلقی خود از نیکی و سعادت زندگی خویش را سامان دهد، و نقش دولت تأمین و تضمین حقوق و آزادیهای اساسی شهروندان باشد یا خیر؟

سازمان ها همچنین دریافتهاند که یک شهروند سازمانی خوب بودن میتواند برای درآمد شرکت مفید باشد و همچنین از تخریب شهرت آنها در صورت بروز کوچکترین تخلف اخلاقی جلوگیری میکند. اگر تمایل افراد و لذت آنها معیار خوب و بد باشد در حقیقت نمیتوان معیاری برای خوب و بد پیدا کرد، زیرا هر کسی برای خود معیار و ملاک خاصی دارد که در خور تعمیم به دیگران نیست. اخلاق به صفات درونی انسان گفته میشود که در او به صورت عادت در آمده است. حس کنجکاوی و دانشجویی بهطور طبیعی در انسان هست، اما معلمی لازم است تا درس بدهد و تشویق کند تا انسان را به راه انداخته و راه علمآموزی را به انسان بیاموزد.

شما می ­توانید بارها و بارها به یک کارمند بگویید اینچنین باشد یا جور دیگری رفتار کند اما اگر او انظباط و نظم ­پذیری لازم را برای تابع قوانین بودن نداشته باشد، هیچ راهی برای یک کارمند سازنده و خوب بودن باقی نمی­ ماند. اساساً اگر احکام اثر دارند و یا اگر اخلاقیاتی هست، به اعتبار این است که انسان، خدا، معاد، نبوت و امامت را پذیرفته است؛ بنابراین، اساس و پایه ی دین همین عقاید است. اگر اخلاق همانند تعریفی است که حکما بیان کرده اند راهی بسیار مشکل است زیرا روش هایی سست و فاقد استحکام کامل هستند.

رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) ، روش هاى جديدى را در جنگ ، حكومت ، مديريت ، سياست ، اقتصاد و مسائل اجتماعى به وجود آورد . از این لحاظ هیچ جامعه ای را نمی توان یافت که در آن شکلی از اخلاق وجود نداشته باشد. نظام ارزش های اجتماعی که در همین ستون پیشتر از آن سخن گفته ایم به همین کار می آید. « افلاطون، ۱۳۸۸، ص ۱۱۴» در دیدگاه ارسطو، «انسان حیوانی اجتماعی است.»(ارسطو، ۱۳۸۱، ص ۵) و ارسطو بر روی این نکته تأکید میورزد که «نیازمندیهای آدمی، او را ناگزیر از اجتماعی بودن مینماید.

دیدگاهتان را بنویسید