واسه تربیت کودکت، این چیزها رو هیچ وقت بهش نگو

در فرایند عینی تربیت اخلاقی بیش از هر عنصری باید بر استراتژی تربیت و برنامه آن تأکید داشت. تأکید بر این اصل، موجب تفکیک مربیان و سیاستگذاران تحلیلگر تربیت اسلامی، از طرفداران اجتماعی افراطی میشود. در واقع اصل، حاصل مشارکت این سه عامل اساسی در نظام تربیتی است؛ بنابراین، ارائه ی هر گونه تعریفی از اصل، بدون توجه به مشارکت عوامل سه گانه مذکور، نمی تواند یک تعریف کامل و جامع باشد. به این ترتیب، فرد و محیط بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند.»20 بنابراین، نقش محیط و فضا را در تربیت به طور عام، و در تربیت اخلاقی به طور خاص، نمیتوان منکر شد.

از آنجا که ادب پیامبر(ص) بر محور محبت بوده و ایشان اسوه و الگوی عملی ماست، برای تحقق هدف تربیت اخلاقی، موظفیم در ارتباط با خدای سبحان و در ارتباط با خَلق، بر مدار «محبت» حرکت کنیم؛ یعنی روح محبت باید بر تمام روشها سایه افکنده باشد، نه اجبار و تحکم. اول اینکه، رشد اخلاقی با کارهای اختیاری و عمدی سر و کار دارد؛ یعنی به کاری میتوان نسبت اخلاقی یا غیراخلاقی داد که از روی اختیار و قصد باشد. کودک در سنین اول زندگی خود فاقد هر گونه ادراکی است.

۵-عملی است مداوم که استعداد و دوام از مختصات آن است. و اگر از این فرصت به طور شایسته بهرهبرداری شود بهترین نتایج و ثمرات تربیتی به دست خواهد آمد. از این رو این بهترین نوع تنبیه است. وتعلیمه.از دیگر حقوق مهم فرزند سوادآموزى و فراگیرى دانش است. همچنین توجه داشت که در برخی مسائل اگر فرصت را از دست دهیم دیگر راه برگشتی وجود ندارد. دورهی بسیار کامل و جامع تربیت درمانگر کودک را تهیه کردم و از آموزش شما بسیار استفاده کردم. هرچند نمیتوان به طور دقیق و کامل برای تدریس مطلوب، یک برنامه درسی مشخص تعیین کرد، با وجود این راهبردهای تدریس اغلب به منزلة بخشی جداییناپذیر از فعالیتهای دانشآموزان و با توجه به همان الگویی که برنامة درسی طراحی میشود، طرحریزی میشوند.

برنامة درسی وسیلهای برای حرکت دادن گامبهگام انسان به سوی زندگی متعالی و کمال نهایی است. آنان كه در حیات تربیتى فرزندان اولین نقش را بر جاى مىنهند، نخستین و اساسى ترین وظیفه را نیز به عهده دارند و ضرورى است بیش از هر حق دیگرى بدین حق اساسى كودك توجه كرده، در انجام دادن درست آن از هیچ كوششى دریغ نكنند. عمل کتک زدن یا هل دادن برای رسیدن به مقصود برای او روش بسیار مفیدی را تداعی میکند. در حقیقت باید زمینهای فراهم گردد که فرزند به راحتی و با اشتیاق، مشکلات و سئوالات خود را با والدین مطرح کند اگر آنان نتوانند این وظیفه را به خوبی انجام دهند، جوان برای دریافت پاسخ سئوالات خود به راههای نادرست و منابع غیر مطمئن روی آورده و دچار گمراهی و مشکلات روحی و فکری میگردد.

هرچند تربیت را به فراهم کردن زمینههای گزینش و شکوفاسازی فطرت تعریف کردهاند، اما اگر بخواهیم تدریس موفق داشته باشیم، عرصه و زمینة گزینش باید به دست دانشآموز باشد. در دهههای اخیر متخصصان برنامة درسی، به منظور پر کردن خلأهای موجود در برنامة درسی، رویکرد تلفیق یا درهمآمیختن موضوعهای درسی را (حوزههای محتوایی)، که اغلب به صورت مجزا از یکدیگر در برنامة درسی قرار داده میشود، به عنوان راه علاج انتخاب کردهاند. در این راستا نماز خواندن خود والدین و وادار کردن کودک در سنین هفت سال به بعد به نماز و همراه بردن به مجالس دعا و ذکر اهل بیت(ع) و آموزش قرآن کریم و امور معنوی دیگر در تربیت دینی کودک تاثیر بسزایی خواهد داشت.

پرسیدند: نماز خوانده­اى؟ من فکر کردم چون الآن آقا سرحال هستند دیگر نماز خواندن من هم برایشان مسأله­ای نیست. بنابراین، برنامة درسی، ساختار اداری، فیزیکی و ظاهری مدرسه، تعامل معلم با دانشآموزان و نیز تعامل دانشآموزان با یکدیگر در مدرسه، نقش جدی در تربیت اخلاقی دانشآموزان ایفا میکند. افزون بر اینکه معلم پیش از همه باید خود مهذّب و خودساخته باشد تا کلام او در فراگیران تأثیر بگذارد. یکی از مبانی بسیار تأثیرگذار در برنامة درسی، مبانی انسانشناختی است که بر اساس این مبانی اصول، روشها و اهداف طراحی میشوند.

بنابراین، با توجه به مبانی انسانشناختی و روانشناختی، «مختاربودن انسان»، «مسئولیتپذیربودن وی» و «تفاوتهای فردی» موجود در فراگیران، از جمله نکات مهمی است که باید متخصصان و مجریان برنامه درسی و آموزشی، به آنها توجه خاص داشته باشند؛ چرا که توجه به این ویژگیها، در برنامههای درسی و چگونگی طراحی برنامة آموزشی تأثیرگذار هستند. اما به نظر میرسد، به دلیل تنوع مبانی دیدگاهها، این راه چاره نیست. اما اینکه این وسایل، شامل پرسشهای کلاسی، آزمونها و امتحانات میباشد و کاربردهای دیگر ارزشیابی چیست و بر مبنای چه اصولی باید انجام شود، خارج از این بحث است و باید در جای خود توضیح داده شود.

سخن از تأثیر محیط طبیعی بر تربیت دینی و اخلاقی، دارای پیشینه بلند میباشد.طرفداران نظریة شناختی ـ اجتماعی، معتقدند که رفتار فرد تحت تأثیر نیروهای اجتماعی است، ولی چگونگی برخورد و چگونگی تأثیرگذاری بر نیروهای اجتماعی در اختیار فرد است. مدرسه و کلاس درس، به وجود آورنده فضایی است که دانشآموزان در آن تربیت میشوند. مدرسهای که کادر آن میان دانشآموزان تفاوتی قائل نمیشوند، به دانشآموزان ارزش برابری انسانها را میآموزد و آنان را متوجه این نکته میکنند که ارزش هر انسانی، در گوهر وجودی او نهفته است، یا معلمی که به انجام وظایف خود در زمان مقرر اهمیتی نمیدهد، این معلم به طور ناخودآگاه جنبة بیتعهدی و بینظمی را ترویج میکند، یا نوع برخورد و روابط حاکم در مدرسه و کلاس درس، میتواند استبدادی یا آزادمنشانه باشد.

الف. نقش آموزشی: منظور از نقش آموزشی این است که معلم آگاهیهای لازم را به دانشآموزان انتقال دهد و سطح دانشی آنها را افزایش دهد. یکی از خصوصیات طبیعی انسان این است که از مشاهدة رفتار دیگران بیشتر تأثیر میپذیرد تا از گفتار آنها. اخلاق یک پدیده انسانی است. در نظر كانت، اين اخلاق و رفتار اخلاقي است كه سعادت هر انسان و مجموعه بشريت را تضمين مي كند و اين شايد به نوع تربيت و زندگي او ربط داشته باشد. به گفتة كانت، اگر بنا باشد خدا و مذهب را مبناي اخلاق بدانيم، خودآيين بودن اخلاق معنايي نخواهد داشت، يعني انگيزه عمل به قانون اخلاقي پاداش يا ترس از مجازات خواهد بود و چنين اخلاقي «ديگرآيين» محسوب مي شود و ارزشي ندارد عمل اخلاقي «خودآيين»كه اراده در آن نقش دارد، از امر مطلق ناشي مي شود و جنبه عقلاني دارد، در صورتي كه انسان براي آگاه شدن از تكليف نيازي به دين ندارد، البته به تربيت گفتة كانت قانون اخلاقي سرانجام به دين منتهي خواهد شد .

اگر فرزندان نیك باشند، مایه نیكنامى و افتخار والدین مىشوند و اگر درست تربیت نشوند، مایه خوارى و بد نامى آنان خواهند بود. حساسیت و ظرافت موضوع، امام ساجدان را بر آن داشت تا در منشور حقوقىاش دو بخش را، با عنوانهاى «حق الولد» و «حق الصغیر»، به حقوق فرزندان و خردسالان اختصاص داده، راهنماى تربیتى والدین باشد و شیوههاى مطمئن و ره توشههاى تربیتى ماندگار را فرا روى آنان قرار دهد. و بالاخره در جنبهی معنوی تربیت ضروری است چرا که در سایهی آن رابطهی انسان با آفریدگار و با پدیدههای مادی و ماوراء مادی بر اساس ضوابطی قرار گیرد و در کشاکش زندگی آدمی با تکیه بر آن ضوابط به ساحل آرام رسد.

بر اساس دیدگاه خودشکوفایی یا ارتباط شخصی، یادگیری تنها زمانی برای فرد آموزنده، و آموختهها زمانی پایدار و ماندنی است که فرد در طراحی و اجرای آن سهیم و فعال باشد.19یکی از راهکارهای نسبتاً مفید و مؤثر در تربیت اخلاقی، پیشبینی دروس اختیاری، به تناسب سن و مقطع تحصیلی، علائق و انگیزههای فراگیران است. هر دیدگاهی بر اساس نگاهی که به برنامة درسی دارد، یک مدل ارزشیابی را پیشنهاد میکند.

کانت در تبیین علت اکتسابی بودن فضیلت نیز بدون استناد به بحث های تجربی برخاسته از انسان شناسی ان را بر خود مفهوم فضیلت مبتنی میسازد و چنین مینویسد«زیرا استعداد اخلاقی انسان ، اگر معلول قدرت تصمیم گیری او در مقابل تمایلات قدرتمند مخالف نبود ، فضیلت محصوب نمیشد. در برخی دیدگاهها، از جمله دیدگاه اجتماعی، بر ایجاد فضای عاطفی در کلاس تأکید شده است، تا دانشآموزان در سایة فضای ایجاد شده، به بحث و گفتوگو بپردازند.

اما آنچه که بر عهدة برنامهریزان و مجریان برنامة درسی است، چگونگی برنامهریزی برای حمایت از انگیزش دانشآموزان است. در دیدگاه رفتاری، معلم به تعریف قابلیتها پرداخته و برای اینکه دانشآموزان به سطح مطلوب قابلیتهای مختلف دست یابند، به طراحی برنامة تقویت کننده میپردازد.27 در مجموع، نقش معلم در برنامة درسی تربیت اخلاقی را به سه عنوان میتوان دستهبندی کرد: آموزشی، ایمان آفرینی، و شکلدهی به رفتار دانشآموزان. امروزه در میان متخصصان برنامهریزی درسی، این پرسش مطرح است: همانطور که در طراحی برنامة درسی به هدف، روش یادگیری، محتوا و ارزشیابی دقت میشود، آیا باید به نقش فضا و محیط هم توجه شود؟

دیدگاهتان را بنویسید