مکاتب فلسفه اسلامی

تطبیق کند و آنها را به هم نزدیک و بلکه متحد کند. از این رو، چون در جوامع غربی، اختلاف فلاسفه در مبانی و بین اثبات ماده و ماورای ماده بود، مکاتب فلسفی زیادی گسترش پیدا کرد و فلسفه ها بیش تر فرد محور شدند، ولی در عالم اسلام چون فلسفه در خدمت دین بود، اختلافات بیشتر در روش ها بود و تفاوت سه گرایش عمده فلسفه اسلامی در روش آنهاست، بر خلاف مکاتب فلسفه غرب که علاوه بر اینکه به روش واحدی پای بند نیستند، در مسائل هم دچار اختلاف و پراکندگی اند.

شاید تعبیر دقیق تر این باشد که نظریّه های فلسفی را که صدرالمتألهین به آنها قائل است و آنها را هم با استدلال عقلی و هم با مکاشفات تأیید می کند، «حکمت متعالیه» بنامیم. اما در غرب، فلسفه هایی که در اروپا مطرح می شد، صرف نظر از اختلافات و کشمکش هایی که با کلیسا داشتند، بیش تر صبغه مشّائی داشت و از کتاب های ابن سینا گرفته شده بود. فلسفه با امکان کشف تنوع جریانهای فکری در جهان، گفتوگوی بین فرهنگی را تحریک میکند.

اگر موافق باشید، امروز به تنوع نظریّه ها در فلسفه اسلامی نگاهی بیندازیم و نظر استادان محترم را در این باره جویا شویم. این گفت وگو، به رمز و راز محدودیت مکاتب فلسفه اسلامی و تنوع مکاتب فلسفه غربی می پردازد. مىدانیم که برخى خوانندگان از اینکه مثلًا مسأله «وحدت وجود» یا قاعده «بسیط الحقیقه» را جزء مسائل مستحدثه شمردیم تعجب خواهند کرد، خواهند گفت وحدت وجود مسألهاى است قدیمى با سابقه چند هزار ساله در هند و یونان، و اساساً فکر وحدت وجود از نو افلاطونیان مخصوصاً افلوطین به مسلمین رسیده است. ما اگر بخواهیم دقیقاً وارد این بحث شویم، مقالهاى مستقل باید بنگاریم، اینجا همین قدر مىگوییم اگر بنا باشد سرسرى در مسائل قضاوت شود مطلب همان است که معترض مىگوید، ولى اگر عمیقاً بخواهیم این مسأله را تحت مطالعه قرار دهیم مىبینیم وحدتى که عرفاى مسلمین و سپس فلاسفه مسلمین در جهان مىدیدند و از آن به «وحدت وجود» تعبیر مىکردند با وحدتى که در سایر مکاتب هست و اروپاییان همه آنها را به نام «وحدت وجود» مىنامند کاملا متفاوت است.

قوام این نظریه «اصالت وجود» و «تشکیک وجود» است. این کتاب مضمونش یکی از درخشانترین مضامین فلسفی است و روش پرداختن به آن بیسابقه است. ابتدا کتاب هاى معرفى شده و یا منابع دیگر را مطالعه و مطالب مورد نیاز و گزینش شده را در برگه اى یادداشت کنید. در هر صورت تلاش آنها، چون برای کشف حقیقت است، در قلمرو فلسفه جای میگیرد. برای فارغ التحصیلان این رشته زمینه تخصصی پیرامون مباحث فلسفه تطبیقی ایجاد میشود . فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی ارشد این رشته می توانند علاوه بر ادامه تحصیل در این رشته در تمامی رشته های مرتبط با رشته الهیات، رشته فلسفه وکلام و رشته فلسفه شرکت نمایند.

در عین حال، آشوب فکری در فلسفه غرب که نتیجه دو عامل، کنار گذاشتن منطق، به ویژه منطق ارسطویی و رها کردن مبانی دین بود، از جمله عوامل تکثر مکاتب فلسفی غربی است. مارکس در این مورد میگوید: «بالابردن غنای سرشت آدمی هدفی است در خود». پس از نقل روایت مزبور، برخی از نویسندگان میگویند: پیش از اسلام، حجاب و نقاب بوده و بشر در بدو خلقت، پیش از آنکه شرایع آسمانی گوشزد کنند، آن را رعایت میکرده است. در فلسفه اسلامی، سه مشرب معروف است: یکی مکتب مشائی است؛ همان فلسفه ای که از ارسطوییان مأثور است و دو تن از بزرگان فلسفه اسلامی فارابی و ابن سینا آن را تبیین کردند و مطالبی بر آن افزودند.

بر عکس، ممکن است در مورد درستی یا نادرستی یک کار، عقل حکمی داشته باشد اما در شرع (در متون دینی) درباره آن صحبت نشده باشد. افلاطون در مهمانی، هفت خطابه درباره اروس یا عشق نوشته است. لذا جبهه حق – یعنی همه انبیا – در هر برههای از زمان که فرصتی پیدا کرده و توانسته است خود را نشان دهد و قدمی به جلو بردارد، کاری که کرده، این بوده که حقایقی را که انسانها باید بدانند تا به فلاح و رستگاری نزدیک شوند، این حقایق را در ذهن انسانها و در واقع زندگی انسانها تحقّق بخشیده است. ادبیات خیلی قوی دارد، همه در سخنرانی ایشان شرکت میکنند.

پس از مطالعهی کتابهایی که در بالا معرفی کردم، سعی کنید این کتاب را تهیه کرده و مطالعهاش کنید. همچنین سعی کرد نظریّه های فلسفی را، که از روش عقلی و یا شهودی بهره می بردند، بر مضامین آیات و روایات تطبیق کند و بگوید بین عقل و نقل، اختلافی نیست؛ چنان که بین عقل و شهود تعارضی نیست. استاد دانشگاه تصریح کرد: فلسفه اسلامی میتواند به حل مسائل اسلام کمک کند، به عنوان مثال ابن سینا در رابطه با معاد بحثهای مفصلی دارد، هرچند که به گفته وی من به معاد عقلی معتقدم و نه به معاد جسمانی و…

در ادامه حیطه هایی از علوم و فلسفه های مضاف که سه فیلسوف مذکور در کتب فلسفی خود بدان پرداخته اند بررسی می شوند. 7- مفاهيم فلسفه از قبيل معقولات ثانيه فلسفي هستند كه از راه حس و تجربه حسي به دست نميآيند و از اين روي مسائل آن با روش تجربي قابل اثبات نيستند و نميتوان قوانين فلسفي را از تعميم قوانين علوم تجربي به دست آورد . دومین رکن «مطلق انگاری» است بدین معنی که فقط یک زندگی خوب برای آدمی قابل تصور است. وی خاطرنشان کرد: امروزه در حوزه دین، اعتقادات و باورها که اساس زندگی انسان را تشکیل میدهند و نیز ارزشها که پایه و چارچوب رفتار انسان هستند، سخت مورد هجمه مکاتب الحادی قرار گرفتهاند و پایه و اساس آنها سخت متزلزل گشته است.

این روحیه کنجکاوی مایه تکامل و ترقی شماست.البته، مشروط به اینکه جامعه ما در سطحی از فرهنگ باشد، که جواب این سؤالات و این چراها را شما درست بگیرد. رحيم پور ازغدي: حجاب امري است مربوط به جامعه لذا قانون بردار است؛ در عرصه حقوقي زن و مرد داريم اما در عرصه عمومي نه زن داريم و نه مرد فقط انسان. یعنی کسی چیزی را به یک معنا اثبات میکند و دیگری همان چیز را به معنایی دیگر نفی میکند و بهواقع اختلاف اساسی بین آن دو وجود ندارد و اختلاف میان آنها لفظی است.

آیا چنین معنایی که توسط ما برای زیستنی بامعنا شکل میگیرد، توانایی لازم برای تابآوردن در برابر ناملایمات و دلواپسیهای مسلم هستی را دارد؟ او در سن 53 سالگی و در 11 فوریه 1650 در استکهلم سوئد درگذشت. پس از او هم، کسانی این روش را دنبال کردند. معنایش آن است که ملاصدرا در حاصل کار هم، به وحی توجه دارد. جمع بین روش های فلسفی و عرفانی و نقلی ممیزه فلسفه صدرالمتألهین است.

پس آن جوهر صوری که طبیعت نامیده می شود، چون مبداء حرکت است، امری سیال است و اگر امر سیّال و متجدّد الذاتی نبود، صدور حرکت از آن محال می گردید، چرا که صدور متغیّر از ثابت محال است( یعنی باید بین علت و معلول سنخیتی باشد) . مسائل عمده وجود یعنى اصالت وجود، وحدت وجود، وجود ذهنى، احکام عدم، امتناع اعاده معدوم و همچنین مسأله جعل، مناط احتیاج شىء به علت، اعتبارات ماهیت، معقولات ثانیه فلسفى، برخى اقسام تقدم، اقسام حدوث، انواع ضرورتها و امتناعها و امکانها، برخى اقسام وحدت و کثرت، حرکت جوهریه، تجرد نفوس حیوان، تجرد برزخى نفس انسان علاوه بر تجرد عقلى، جسمانیة الحدوث و روحانیة البقا بودن نفس، فاعلیت بالتسخیر، وحدت نفس و بدن، نوع ترکب ماده و صورت، وحدت در کثرت قواى نفس، بازگشت ارتباط معلول به علت به اضافه اشراقیه، معاد جسمانى برزخى، بُعد رابع بودن زمان، قاعده بسیط الحقیقه، علم بسیط اجمالى بارى در عین کشف تفصیلى.

معرفت فلسفی: در نشست های گذشته، درباره مفهوم فلسفه اسلامی و اینکه آیا چنین فلسفه ای داریم یا نه، مشخصات آن چیست و چه چیز این فلسفه را از فلسفه های دیگر متمایز می کند، سخن گفتیم. در متون دینی اسلام به وضوح مضامین بسیاری درباره خدا، جهان و انسان وجود دارد که هر چند به زبان فلسفی بیان نشدهاند، اما میتوان آنها را بهصورت فلسفی تقریر کرد و از آنها برای پدید آوردن اصول و نظریات فلسفی جدید استفاده نمود. الحق اگر مرگ پایان زندگی باشد، دیگر میل و آرزوی جاویدان ماندن فوق العاده رنج آور است و چهره مرگ در آینه اندیشه روشن و دور نگر انسان بینهایت وحشتزاست.

در این نوشتار با توجه به مفاد خطبههای عید فطر و قربان، مباحث اخلاقی، تربیتی و عرفانی مندرج در آنها مورد شرح و بررسی اجمالی قرار گرفته است. توضیح کتاب:در کتاب حاضر بعد از معرفی اجمالی برخی آثار که موضوعشان بررسی تاریخ فلسفه اسلامی بوده، نگارنده قصد دارد خواننده را با سه مکتب فکری – فلسفی مهم در تاریخ اسلام آشنا کند. علاوه بر این، سعی کرد بین گرایش های رایج عرفانی آن زمان که در مواردی با نتایج بحث های فلسفی اختلاف داشتند و نظریّه های فلسفی آشتی برقرار کند. پژوهشگر فلسفه گفت: یکی از ویژگیهای برجسته و ارزنده انسان و یکی از ممیّزات او تعقل است و نمیشود باب تعقل را مسدود کرد؛ البته باید با سعی و تلاش عقلانی از اشتباهات مباحث عقلی و فلسفی کاست.

مطالبی را درک کند، بلکه اعتماد به اینها، بیش از استدلالات عقلی است. به این ترتیب، دو نحله فلسفی بین فلاسفه مسلمان رواج یافت؛ یکی نحله مشّایی، که مأثور از ارسطوییان بود و مبین و مفسر و مکملش فارابی و ابن سینا بودند، و یکی هم نحله ای، مشابه نحله افلاطونیان که بیش از استدلال عقلی به مشاهدات ومکاشفات اعتماد می کرد وبه نام«فلسفه اشراقی»معروف شد. در كتاب كافى در شان نزول نخستين آيه از آيات فوق از امام باقر ع چنين نقل شده است كه جوانى از انصار در مسير خود با زنى روبرو شد- و در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوشها قرار مىدادند- (و طبعا گردن و مقدارى از سينه آنها نمايان مىشد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد و چشم خود را به او دوخت هنگامى كه زن گذشت جوان هم چنان با چشمان خود او را بدرقه مىكرد در حالى كه راه خود را ادامه مىداد تا اينكه وارد كوچه تنگى شد و باز هم چنان به پشت سر خود نگاه مىكرد ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزى استخوان يا قطعه شيشهاى كه در ديوار بود صورتش را شكافت!

ای جوانان بر شما باد ازدواج و نکاح، (که برای اجرای این سنت نبوی بشتابید) و هر گاه بعضی از شما قدرت بر ازدواج ندارد، پس روزه بگیرد، زیرا روزه کنترل کننده و مهار کننده است (که باید با روزه نفس سرکش را از طغیان و تجاوز و به گناه افتادن حفظ نمود)». هیچ مانعی برای آنها وجود نداشت . 1-” آنها نبايد زينت خود را آشكار سازند جز آن مقدار كه طبيعتا ظاهر است” (وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها). و در منطق: تقسیم علم به تصور و تصدیق که ظاهراً اولین بار توسط فارابى صورت گرفته است، اعتبارات قضایا، تقسیم قضیه به خارجیه و ذهنیه و حقیقیه که از با ارزشترین مسائل منطقى است و اولین بار وسیله بوعلى صورت گرفته است، تکثیر موجّهات که در اثر غور و کنجکاوى در قضیه مطلقه ارسطو صورت گرفته است، مثلًا قضیه عرفیه عامه به نقل خواجه نصیر الدین طوسى اولین بار وسیله فخرالدین رازى عنوان شده است، و از این قبیل است تقسیم قیاس به اقترانى و استثنائى، و دیگر اینکه نقیض قضیه مرکبه جزئیه، حملیه مرددة المحمول است بر خلاف نظر قدما که مىپنداشتند نقیض آن، منفصله مانعة الخلوّ مرکّب از دو نقیض دو جزء اصل است، بیان نوعى دیگر از عکس نقیض غیر آنچه معروف است، تفکیک قضیه سالبة الطرف از معدولة الطرف.

دیدگاهتان را بنویسید