متن های زیبا درباره اخلاق خوب + عکس نوشته – تــــــــوپ تـــــــــاپ

حتی آنهایی که می گویند اگر کسی بدون آنکه اعتقادی به خدا و پیامبر داشته باشد و تنها اخلاقش نیکو باشد جایگاهش بهشت است، باید بدانند که برای تکامل نفسانی، صرف رعایت مسائل اخلاقی بدون اعتقاد به خدا، کافی نیست؛ چون تردیدی نیست که رکن اساسی اعمال آدمی، همان عقاید است. پس از این كه ویژگی اخلاق را مورد بررسی قرار دادیم اینك به گفتارهای رسول اكرم در این خصوص توجه فرمایید:1-بعثت لا تمم حسن الخلق؛ من برای تكمیل خوبیهای اخلاق مبعوث شدهام.2-اكمل المومنین ایماناً احسنهم خُلُقاً؛ كاملترین مومنان از نظر ایمان كسی است كه اخلاقش از همه بهتر باشد.3-إن اثقل شی یوضع فی میزان المومن یوم القیامه خلق حسنٌ؛ روز قیامت سنگینترین چیز در ترازوی مومن اخلاق خوب خواهد بود.4-إنّ من خیاركم احسنكم اخلاقاً؛ بهترین شما كسی است كه دارای بهترین اخلاق باشد.5-عن رجل من مزینه قال: قالوا یا رسول الله!

شما باید در اجتماع باشید، که با برخورد شما مردم چیز بفهمند. همه بخش های اخلاق باید در نهایت به یک هدف ختم شوند و آن هدف، قرب الهی است. از نظر مردم چنین فردی یک مسلمان کامل است و برای خصوصیات اخلاقی آن فرد در این قسمت، حسابی باز نمی شود! یکی از عمدهترین دغدغههای مدیران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ایجاد بسترهای مناسب برای عوامل انسانی شاغل در تمام حرفههاست تا آنها با حس مسئولیت و تعهد کامل به مسائل جامعه و حرفة خود بپردازند و اصول اخلاقی حاکم بر شغل و حرفة خود را رعایت کنند. بسیاری از مردم اگر ببینند کسی شراب خواری می کند از او متنفّر و منزجر می شوند و او را فردی لاابالی و بی اعتنا به دین می دانند، امّا اگر بدانند کسی روزی چند تا دروغ می گوید، یا تهمت می زند، یا غیبت می کند، یا مال مردم را می خورد کمتر مورد تنفر و انزجار آنان قرار می گیرد!

به دیگر تعبیر، آیا حکم اخلاقی و گزاره های اخلاقی، به حسن و قبح فعلی اشیاء بستگی دارد یا آن که حسن و قبح فاعلی نیز باید مورد توجه باشد و نقش انگیزه و نیت اشخاص نیز مورد توجه قرار گیرد؟ رهبری اخلاقی یکی از سبکهای رهبری است که اصول اخلاقی، تمامیت و احترام به ارزشها از مفاهیم بنیادین آن هستند. ملاک مقبولیت این پنج نظام در میان دهها نظریه و نظام اخلاقی، توانایی آنها در بیان سیستماتیک فضایل و رذائل اخلاقی، ارائه نظام سازگار، فراگیر و کاراست.این پنج نظام اخلاقی (نظریههای عمده) عبارتند از: فایدهگرایی، وظیفهگرایی، عدالت فراگیر، آزادی فردی و زیبا و خیر مطلق.

این نکته را هم بیفزایم که کسانی که معتقدند با نفی آزادی و حقّ انتخاب آدمیان، و نیز سرکوب و تضییع حقوق شهروندان باید از “انحراف” در دین جلوگیری کنند، در واقع نسبت به حقانیت دین یا دست کم توانایی عقل در دفاع از حریم دیانت تردید دارند. باید اذعان کرد که در میان اندیشمندان دینی، مباحث «فلسفه اخلاق» در مقایسه با سایر معارف اسلامی، کم تر مورد توجه بوده است. 6 – يكي از ويژگي هاي اخلاق اسلامي اين است كه مسير رشد اخلاقي را بر همه انسان ها به طور مساوي گشوده مي داند اين ويژگي ناشي از انسان شناسي اسلامي و تربيت اسلامي است تربيت اسلامي شرايطي سني و محيطي و معرفتي افراد را در نظر دارد به همين دليل و پاداش و كيفر هر فرد به تناسب شرايط اوست تناسب پاداش و كيفر با شرايط هر فرد موجب مي شود هيچ گاه انسان حركت به سوي كمال را دير نشمارد و گمان نكند به سبب شرايط ويژه اي كه دارد به كمال نخواهد رسيد.

انسان مسلمان با ايمان هيچ گاه نمي تواند شرايط سني خود را بهانه اي براي سستي در مسير كمال قرار دهد. این مبنا از رفتار ارتباطی فرد، به صورت اصلی برای ارتباط سازمان با محیط قرار میگیرد و سازمان با دغدغة رعایت حقوق دیگران، از تکالیف خود میپرسد. این سخن شانفور نشان می دهد که اگر کسی می خواهد در بین انسان ها زندگی کند و یک زندگی اجتماعی خوب داشته باشد، باید اخلاق خوب و نیکو را در خود به وجود آورد. به همین دلیل، بسیاری از شرکتهای موفق برای تدوین استراتژی اخلاقی احساس نیاز کرده، و به این باور رسیدهاند که باید در سازمان یک فرهنگ مبتنی بر اخلاق رسوخ کند.

این عامل مانند اخلاق در هر نظام حرفهای دیگر باید منعکسکنندة هنجارهای درونی حرفه و احساس تعهد اخلاقی از سوی خود حرفهایها و نهادهای تخصصی آنها باشد، نه آنکه در قالب بایدها و نبایدهای اخلاقی به آنها تحمیل و قبولانده یا گوشزد شود. امروزه در اخلاق حرفهای، تلقی «شما حق دارید و من تکلیف»، مبنای هر گونه اخلاق در کسب و کار است. محدودبودن مسئولیتها و الزامات اخلاقی فرد در شغل، که به نظر میرسد این نگاه به اخلاق حرفهای، نوعی تحویلینگری و تقلیل دادن اخلاق حرفهای است؛ زیرا هویت جمعی و سازمانی در نهادهای مشاغل در کسب وکار، بسی فراتر از شغل فردی اشخاص است.

پاسخی که ارائه می شود با توجه به این است که مراد شما از اخلاق اسلامی، علم اخلاق باشد. زمانی که اخلاق مناسبی داشته باشید، در همه جا خواستار شما هستند و می خواهند که با شما همکاری کنند. 3. اخلاق حرفهای رشتهای از دانش اخلاق است که به مطالعة روابط شغلی میپردازد. مسئولیتهای اخلاقی که مسئولیتهای اخلاقی بنگاه بسیار پییچیدهتر از مسئولیتهای اخلاقی فردی ـ شخصی و فردی ـ شغلی است. تربیت اخلاقی از چنان حساسیتی برخوردار است كه نبی مكرم اسلام مجاهد واقعی شخصی را معرفی میكند كه با رذایل اخلاقی به مبارزه برمیخیزد. خواجه نصیر الدین طوسی درباره آن گفته است: «حکمت، قیام نمودن به کارها است چنان که باید» این، تعریف اخلاق به معنای عام آن است.

در قول معروف نيز انسان مركب از روح و جسم دانسته شده است. وجود انسان مركب از نیروهای متضادی است از سویی هوسهای سركش و غرایز و امیال حیوانی او را به طغیان، تعدی نسبت به حق همنوعان، هوسبازی دروغ و خیانت دعوت میكنند و از طرفی نیروی عقل و ادراك، عواطف انسانی و وجدان او را به عدالت، نوع دوستی، پاكدامنی، درستكاری و تقوی فرامیخوانند.همانطور كه در ساختمان جسم انسان یك عضو بیمصرف و بیكار آفریده نشده در ساختمان روح و جان او نیز هر غریزه و انگیزهای نقش حیاتی دارد و تنها در صورت انحراف از وضع طبیعی و بر هم خوردن تعادل به صورتهای خطرناك و كشنده بیرون میآیند.

كشمكش این نیروها در همه انسانها وجود دارد و پیروزی نسبی یكی از این عوامل موجب میشود كه افراد از نظر ارزشهای انسانی در سطوح كاملاً مختلفی باشند، گاهی از مقربترین فرشتگان بالاتر و زمانی از خطرناكترین درندگان پست میشود.ولی نكتهای كه در اینجا لازم است به آن توجه شود این است كه غرایز و امیال و شهوات به صورت اصلی و طبیعی و متعادل نه تنها زیانبخش نیستند، بلكه وسایل ضروری ادامه حیات خواهند بود.به عبارت دیگر، همانطور كه در ساختمان جسم انسان یك عضو بیمصرف و بیكار آفریده نشده در ساختمان روح و جان او نیز هر غریزه و انگیزهای نقش حیاتی دارد و تنها در صورت انحراف از وضع طبیعی و بر هم خوردن تعادل به صورتهای خطرناك و كشنده بیرون میآیند.مثلاً چه كسی میتواند نقش «غضب» را در حیات انسان انكار كند؟

اما همین خشم و غضب اگر از محورهای اصلی خود منحرف گردد و مهار آن از دست عقل رها شود انسان را به صورت حیوان درندهای بیرون میآورد كه هیچگونه حد و مرزی را به رسمیت نمیشناسد .بنابراین همان طور كه به هم خوردن تعادل جسمی همیشه با عوارض ناگواری همراه است كه نام بیماری به آن میدهند، به هم خوردن تعادل قوای روحی و غرایز و امیال نیز یك نوع «بیماری روحی» محسوب میگردد كه علمای اخلاقی به آن «بیماری قلب» میگویند. بنابراین خاستگاه ، عقاید ، اخلاق و کلیات و جزئیات احکام دین را می توان از ظواهر دینی به دست آورد.

اگراسلام ما را به ترک تعلقات دنیوی و توجه به خدا و آخرت وارزشهای معنوی فرا می خواند، عقل حسابگر نیز، که همواره سود و زیان و مصالح و مضار انسان را در نظر می گیرد و انسان را به انجام کارهایی که بیشترین سود و کمترین زیان را برای اودارد، دعوت می کند، وآن فراخوان وحیانی را تایید می کند.صریحا می توان گفت که اسلام تنها از ما خواسته است که عاقل باشیم و عاقلانه عمل کنیم.

در این مورد فرد پاسخگوست و مسئولیت تصمیمها و پیامدهای آن را میپذیرد؛ سرمشق دیگران است؛ حساس و اخلاقمند است؛ به درستکاری و خوشنامی در کارش اهمیت میدهد؛ برای ادای تمام مسئولیتهای خویش کوشاست و مسئولیتی را که به عهده میگیرد، با تمام توان و خلوص نیت انجام میدهد. مخالف ریاکاری و دورویی است؛ به ندای وجدان خود گوش فرا میدهد؛ در همه حال به شرافتمندی توجه میکند؛ شجاع و با شهامت است. دلسوز و رحیم است؛ در مصائب دیگران شریک میشود و از آنان حمایت میکند؛ به احساسات دیگران توجه میکند؛ مشکلات دیگران را مشکل خود میداند. نوع مردم نیز به همین سیره، عمل می کنند و در موارد بسیاری برای خود و دیگران نسخه های اخلاقی ــ که عمدتاً هم پشتوانه درستی ندارند ــ می پیچند!

وجود چنين اسوه هايي كه در بدترين شرايط تاريخي بر تعهدات اخلاقي خويش پايداري كرده اند امكان پذير بودن عمل به دستورات اخلاقي اسلام را اثبات مي كند. گروه اول کسانی هستند که نسبیت را در تمام هستی قائل هستند; هنگامی که وجود و عدم نسبی باشد، اخلاق مشمول نسبیتخواهد بود. امروزه اخلاق حرفهای نقش راهبردی در بنگاهها دارد و متخصصان مدیریت استراتژیک، اصول اخلاقی شایسته در سازمان را از پیششرطهای مدیریت استراتژیک خوب دانستهاند.2 در اخلاق حرفهای، مسئولیتهای اخلاقی سازمان در قبال محیط داخلی و خارجی است و این متمایز از حقوق کار است؛ اما حقوق کار نیز در آن وجود دارد.

برای نمونه، چگونه ممکن است سیستم یک بیمارستان یا دانشگاه فاسد باشد، اما از پرستاران بخواهیم اخلاقی باشند. در یک دید کلی « هر چه ما را به سعادت برساند خوب است» و همه مکاتب در این قضیه اتفاق دارند. اخلاق در قرآن با رویکرد آخرت شکل میگیرد، البته نه به این معنا که دنیای انسان نادیده گرفته میشود و یا آسیب میبیند، بلکه آخرتگرایی سعادت و آرامش زندگی دنیای ما را نیز تأمین خواهد کرد که برای توضیح بیشتر میتوانید به مقاله «نقش ایمان به آخرت در زندگی انسان» مراجعه کنید.

امروزه شاهدیم عدهای که در دنیا با خدا بیگانهاند با آخرت نیز بیگانه شدهاند و نظام اجتماعی خود را بر اساس دنیامحوری شکل دادهاند؛ این نگرش بسیاری از ارزشهای اخلاقی را سست میکند. بر این اساس روشنفکران و نخبگان جامعه، باید برای ریشهیابی تهدیدها و مسائل اجتماعی با دیدی آسیبشناسانه به پدیدههای نو بنگرند. اساساً اگر احکام اثر دارند و یا اگر اخلاقیاتی هست، به اعتبار این است که انسان، خدا، معاد، نبوت و امامت را پذیرفته است؛ بنابراین، اساس و پایه ی دین همین عقاید است. امروزه نیز عدهای از نویسندگان اخلاق حرفهای، از معنای نخستین این مفهوم برای تعریف آن استفاده میکنند.

دیدگاهتان را بنویسید