مبانی انسان شناختی تعلیم و تربیت اسلامی

بنابر نظریة دیگر، این امر به گرایشها و تمایلات سوء شیطانی انسان باز میگردد و در نهایت، نگرشی وجود دارد که معتقد است، هر آنچه انسان از روی اراده و آزادی خویش بر میگزیند، چون اختیاری است، خیر و پسندیده است و این ما هستیم که براساس معیارهای خودمان، حکم به بدی رفتار او میکنیم. ارسطو بر این باور بود که انسان به طور دائم در نظر خویش “خیر” را بر میگزیند، هر چند ممکن است در اثر جهل و عدم شناخت کافی، شرّ واقعی را خیر بپندارد و بر عکس شرّ مورد نظر او، خیر واقعی باشد.

طبیعی است که پذیرش هر یک از این دیدگاهها در تربیت، تأثیر زیادی در بقیه مباحث دارد.آنکه مشکل را در نقص معرفت بشری میبیند، بیشتر بر تربیت عقلانی و ارائه بینش و آگاهیهای لازم به او در خیر و شر امور تأکید میکند و در مقابل نظریهای که شر طلبی انسان را به تمایلات گرایشهای او مرتبط میداند، بر ارائه نوعی از محرکهای بازدارنده و روشهای سرکوبگرانه تأکید دارد. برخی معتقدند این مسأله به شناخت و معرفت آدمی از خیر و شر باز میگردد. وی طبیعت نیکی برای انسان قایل نبود، اما طبیعت وی را شر هم نمیدانست و بر این باور بود که انسان به لحاظ طبیعت وجودی، موجودی اخلاقی نیست.

با یک چشم به هم زدن، ۱ماهگی به ۱سالگی تبدیل میشود و بعد به خودتان خواهید آمد و میبینید که فرزندتان ۲۰ ساله شده است .حتما وقت هایی برای بیرون رفتن و تفریح و بازی کردن با فرزند خود کنار بگذارید. سوال این است که براساس آیات و روایات، هدف غایی تعلیم و تربیت اسلامی کدام یک از این اهداف است. چنانچه از نظر فلسفی، دیدگاه ما نسبت به مفاهیمی چون جهان، طبیعت، انسان، شناخت، ارزش و امثال اینها روشن نشده باشد، نمیتوانیم یک مکتب تربیتی را پایهگذاری کرده و اهداف خاصی را برای تربیت جستجو کنیم؛ زیرا معیار تعیین هدف در یک سطح کلی متوقف به نوع نگرش ما به این امور است و تا زمانی که این مسائل را به روشنی تبیین نکنیم، دچار سرگردانی خواهیم بود.مسائلی که به طور مشخص باید برای یک متخصص تعلیم و تربیت حل شود تا بتواند به تعیین اهداف بپردازد، در چهار قالب قابل خلاصه است: معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی و ارزششناسی.

با پذیرفتن این نقش باید قبول کنید که لحظاتی را تجربه خواهید که اوج لذت را میبرید. ؛ آیا حجاب وپوشش یک «حق شخصی » است که زن یا شوهر و پدر بتوانند از این حق صرف نظرکنند؟ با وجود تعاریف مختلفی که برای آن ارائه شده است و علیرغم برداشتهای متفاوت از آن، دارای یک ویژگی مشخص است و آن تجزیه و تحلیل مسائلی است که اثبات آنها به کمک علم و روشهای آزمایشی و تجربی امکانپذیر نیست. در یکی از روایاتی که به تفسیر این آیات پرداخته اند، از زبان جبرئیل (ع) چنین می خوانیم: ( ر.ک. مشترک هستند. یکی از صاحبنظران، “اصلاح رابطهها” را هدف کلی نامیده و آن را در پنج بعد مطرح کرده است: اصلاح رابطة انسان با خدا، اصلاح رابطة انسان با خود، اصلاح رابطه انسان با جامعه، اصلاح رابطة انسان با طبیعت و اصلاح رابطة انسان با تاریخ.

در اخلاق، خوبی و بدی تنها به رفتارهایی گفته میشود که از روی “اختیار” و “اراده” صادر شده باشد. بسیاری ازافراد ، زمانی که بچه هایشان گریه یا بی تابی کردند،آنها را می ترسانند تا ساکت شوند و آرام بگیرند. اغلب برای والدین و بچه ها جمع شدن برای یک وعده غذایی خانوادگی دشوار است، چه رسد به اینکه اوقات با کیفیتی را در کنار یکدیگر بگذرانند. در نقطة مقابل این دیدگاه، کسانی که تحت ملاحظات و اندیشههای اخلاقی دیگر، طبیعت سوء و شروری را برای انسان پذیرفتهاند، نوعی تربیت سختگیرانه و خشن را پیشنهاد میدهند.از مهمترین مباحثی که هم در تربیت و هم در اخلاق مطرح است، تحلیل رفتار آدمی و کیفیت بروز و ظهور آن است.

وجود همین عنصر علوی و برتر از ماده در وجود انسان، سبب شده است تا پس از متلاشی شدن جسم و تن و بخش مادی بدن، آدمی باز هم باقی بماند و حیات مستمر و جاودان داشته باشد. از قدیم الایام تاکنون تصویری که فیلسوفان و عالمان اخلاق از طیبعت آدمی عرضه کردهاند، از مهمترین پایههای شکلگیری تئوریهای تربیتی بوده که روشها و اصول خاص را در تربیت افراد به دنبال داشته است. تربیت در لغت به معنای پروردن و پروراندن و آداب اخلاق به کسی آموختن و پرورش روح و جسم است و در اصطلاح حقوقی ، تربیت به معنای پرورش روحی و اخلاقی اطفال استعمال شده است .

تربیت اطفال در دین اسلام موضوعی مهم و حیاتی است که ناظر بر پرورش روحی و اخلاقی اطفال است و به این جهت ، با حضانت که ناظر بر حمایت جسمی از کودکان است تفاوت دارد . در طول چندین دهه جنگ در کشور ما هیچ فامیلی وجود نخواهد داشت که از گزند این حوادث جان سالم بدر برده باشد.بهر حال یکتعداد از اطفال و نو جوانان ما که از افغانستان دور گردیده اند. این همان وجه اختلاف تربیت اسلامی با تربیت پیشرفتهای است که جان دیویی، دانشمند آمریکایی، مدعی آن است. جان دیویی بر مربیانی خرده میگیرد که معتقدند عملیات تربیتی دارای هدف نهایی است؛ چرا که تربیت به گمان او عملیات رشد است و هیچ چیز تجدید رشد نمیکند مگر رشد بیشتر.

دیویی با توضیح نظریۀ خود در این خصوص میگوید: اندیشهای که معتقد باشد رشد و پیشرفت به سوی هدف نهایی تغییر و تبدل نمیپذیرد، اوج بیماری عقل بشر در انتقال از دیدگاهی ثابت به دیدگاهی بزرگ و پویا به زندگی است. انسان برای هر گونه بدی آمادگی طبیعی دارد؛ زیرا در حالی که فرد او را به یک سو میبرد، سرشت و تمایلاتی در اوست که وی را به سوی دیگر میکشاند. در این جا ما برآنیم توضیح دهیم که هدف تربیتی اسلام هدفی متمایز از هدفهای دیگر مکتبهای تربیتی است؛ لذا شکی نیست که برتری هدف تربیتی در اسلام به آن است که این تربیت از سوی خالق متصف به کمالات صادر شده است.

براساس جهان بینی توحیدی، جهان از یک مشیت حکیمانه پدید آمده است و نظام هستی بر اساس خیر بودن وجود و رسانیدن موجودات به کمالات شایسته ی آنها استوار است (مطهری، ص83). هر یک از این سه منبع، مبنایی برای گزینش اهداف تربیتی انسان میتواند باشد و استحکام بنیانهای تربیتی تنها در صورتی حاصل میشود که از هر سه مبنا برای رفع نیازها و ارائه اهداف، استفاده گردد. تربیت در صورتی که بر مدار نیازها و ویژگیهای انسان باشد، مستلزم هیچ گونه فشار و نادیده گرفتن واقعیت های موجود در او نیست.

بنابراین والدین باید به این امر آگاهی داشته باشند که هر گونه دلسوزی نا آگاهانه که در چهره ملامت کردن و نصیحت گوئی برای تربیت جوانان ابراز گردد، نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه رابطه والدین و جوان را مکدر خواهد نمود. براساس اخلاق مذهبی، عبودیت و کمک به الهی شدن انسان، مهمترین معیار در نظام ارزشگذاریهاست و تعلیم و تربیت نیز باید در جهت تحقق این مهم تلاش کند. مادر باید از ایده هایی که فرزندش می دهد استقبال کند.

بنابراین برای آن که بتوانیم کودکی آگاه و در عین حال باهوش نسبت به علوم و ابزارهای روز داشته باشیم ، ابتدا باید به عنوان پدر و مادر، آگاهی خود از تکنولوژی های جدید را بالا ببریم تا کودک برای استفاده از این دست ابزارآلات متکی به راهنمایی ما باشد. کتاب با کودک بدقلق و ناآرام چه کنیم؟ اینکه الگوی رفتار مناسب، محترمانه و خوب باشید خیلی بهتر جواب میدهد تا اینکه بخواهید آنها را با حرفهایتان تربیت کنید. در شماره قبل به مفهوم شناسی، پیشینه و ضرورتهای موضوع مبانی تعلیم و تربیت پرداختیم. فلاسفه، اساسیترین نقش را در تدوین مکاتب تربیتی ایفا کردهاند.

دیدگاهتان را بنویسید