فلسفه چیست ؟

منبع: سایت مقام معظم رهبری – دیدار با بانوان، روز زن و… دارید و شب و روز یک بودایی یعنی زندگیش با آن است. تاریخ فلسفه به عنوان یک نوع معرفت و دانش، عبارت از تحقیق و بررسى در آراء و افکار و نظریات فلسفى متفکران و فیلسوفان پیشین و یا معاصر. بازگشت به سنت خلقت که هم در انسان و هم در عالم ظاهر شده است. مثلا هگل در دورانی بسیار پرآشوب و جنگ عمیقترین اثر خود را نوشت و پس از او هم نظراتش چنان اهمیتی یافت که حتی گفته میشود تمامی جنگهای جهانی پس از او جنگ هگلیهای چپ و راست بوده است!

براي مثال قانون اساسي آمريكا تا حدود زيادي يكي از موارد اعمال و پياده نمودن انديشههاي يك فيلسوف يعني جان لاك است، با اين تفاوت كه در آن رئيس جمهور جاي پادشاه موروثي را گرفته است، چنان كه بر سر سهم و تأثير افكار روسو در انقلاب 1789 فرانسه، اتفاق نظر وجود دارد. اگر افرادی که مواد خام جامعه و تشکیل دهنده جامعه هستند، خودشان تباه، فاسد، خود خواه، انحصارطلب توسعه طلب، خود پرست، سود طلب، بداخلاق و متجاوز باشند، شما هر قانون و هر دستور و هر رهبر و هر مسؤولی و هر برنامهای داشته باشید، همه چیز هدر میرود و از دست انسان کاری ساخته نیست.زور و فشار و کیفر و مجازات و تحسین و تشویق و ثواب یک مقداری میتواند جامعه را اصلاح کند و دهدرصد میتواند مؤثر باشد.

اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد، زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرائز طبيعى را نمىتوان از بين برد، و فرضا هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامى عاقلانه نيست زيرا اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است.بنا بر اين راه صحيح آن است كه آنها را از طريق معقولى اشباع و از آنها در مسير سازندگى بهرهبردارى كنيم.اين موضوع را نيز نمىتوان انكار كرد كه غريزه جنسى يكى از نيرومندترين غرائز انسانى است، تا آنجا كه پارهاى از روانكاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مىدانند و تمام غرائز ديگر را به آن بازمىگردانند.اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه در بسيارى از شرائط و محيطها، افراد فراوانى در سنين خاصى قادر به ازدواج دائم نيستند، يا افراد متاهل در مسافرتهاى طولانى و يا ماموريتها با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى روبرو مىشوند.

درست است که انسانها تاریخ را میسازند، اما سؤال از ماهیت بنیادی انسان پا بر جاست. استـرول، 2008، 178) نگرههای اگزیستانسیالیسم existentialism به لحاظ ماهیت خود دربارة سرنوشت بشر، چالشهای جدی داشته و در برخی موارد نیز نسبت به سایر رویکردهای فلسفی با موضعی انتقادی ظاهر میشوند. عدهای قائل به عدالت طبیعی میشوند و عدهای در پی عدالت قانونی میروند. این کتاب تدوینی قرآن راهنمایی برای خواندن کتاب دیگری یعنی کتاب وجود انسان است که قائل به وحدت ادیان هستند. ببینید آنها سنت را با دین یکی میدانند و قائل به دین جاویدان هستند، همچنانکه به حکمت جاویدان نیز قائل هستند.

او با تأکید بسیار بر عقل و وجدان، انسانِ منهای این دو عنصر را به انسان بیدلِ بیقلب تشبیه میکند (همو، 1379الف، ص202). از این آیات در قرآن زیاد است. بنابراین شما نمیتوانید در دین و در حکمت، یک جز مهم که صناعت باشد را مهمل بگذارید و صناعت و هنر را از جای دیگری بگیرید. انسان چند ویژگی دارد که آن را متمایز میکند، یکی حکمت نظری و دیگری شناخت. بخشی از رنجهاي زندگي، رنجهایي جدایی ناپذیر از زیستن انسان است. اما در مورد سوال اول اگر منظورتان از فلسفه زندگي، زندگي در دنيا است، بايد بگوييم كه زندگي در دنيا به هيچ وجه هدف و مقصد خلقت انسان محسوب نمي شود.

در این شماره «(از محاسبه خود ) تا (مراقبه از انقلاب) در بخش اول دفتر آمده است. بنابراین یک وجه آن سری و یک وجه این سری دارد. دقیق ترین آنها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. اما این عالم کون و فساد است. عالم یک وجه فانی و یک وجه باقی دارد. مثلا فرض کنید شما میتوانید در یک جامعهای زندگی کنید که هنر فقط در ذهن شما است.

فلسفه عملی نیز از سه قسمت تشکیل می شد: اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مد ر ن اولی در رابطه با تدبیر امور شخصی انسان بود. در همان اوایل ورود بود و قبل از رفتن به سر سفره، آقای حائری تعبیربسیار جالبی فرمودند و با اشاره به آقای روشن وجولستانی گفتند: آقایان که حکیماند… همچنین گفتنی است که سقراط کسی بود که در میدن شهر و یا در مجالس مختلف با طرح پرسش صحیح و دقیق از حاضرین و حتی با قسم دادن ایشان مبنی بر اینکه اگر حقیقتی را میدانند بر او نیز مکشوف کنند به بحث مینشست و از پس برقرار دیالوگ سعی بر انکشاف حقایقی در باب مباحث متنوعه داشت.

۲ – آیا تاریخ در ورای حوادث و اعمال فردی تشکیلدهنده آن، همچون یک کل دارای معنا، ساختار و خط سیر مشخص است؟ مثلا شما تعریف مثلث دارید، تعریف مثلث کلی است، هر مثلثی شامل آن است، تعریفهای بزرگ و کوچک دارید ولی تعریف یک تعریف است. اصل نبوت اصلی جهانی است، بنابراین اصل دین هم حکمت است. اين طور هم نيستيم كه مقاومت در برابر يك ميل و خواهش قوي (حتي اگر اين مقاومت به شادي و سرور خودمان بيانجامد) برايمان آسان باشد تا چه رسد كه بخواهيم براي يك خير اخلاقي چنين كنيم.

روزه چه فایده ای دارد؟ مثلا شما که مسلمان هستید روزی 5 بار نماز میخوانید، یعنی علاوه بر واجبات، مستحبات را انجام میدهید، این چیزی است که در زندگی شما وجود دارد. این اصلی در سنت الهی است که دین همان «سنت الهی» است، وجود سنت است. نقد و بررسی: در نقد مطلب دوم باید گفت که عبادی بودن حجاب را نباید امری مسلّم شمرد؛ زیرا هرچند عملی واجب است، در مورد اشتراط قصد قربت این است که در آن تردید وجود دارد و آن را عبادت بهمعنای اعم میتوان تلقی کرد. همه حقایق و هر کمالی در هستی هست، به کمالات حق منتهی میشود، این کمالات حق اسما و صفات الهی و ازلی و ابدی هستند برای اینکه ظهور دارند.

در ابتدا تحت عنوان قرارداد اجتماعی، به نظریات فلاسفهای همچون توماس هابز و جان لاک نیمنگاهی میشود و سپس تحت عنوان ارادهی عمومی، به رقیب فلسفه سیاسی هابز و لاک، یعنی فلسفه سیاسی ژان ژاک روسو و کارل مارکس، پرداخته میشود. اما از نظر تاریخی عمدتا ازدواج رو به عنوان یه واحد اقتصادی و سیاسی میشناختن که هدف از اون پیوندهای خویشاوندی، کنترل ارث و اشتراک منابع بوده است. ۱۰- زندگی دقیقا همان چیزی میباشد که شما می اندیشید: شـما تـمـام ابـزار و منابع ضروری را در اختیار دارید. در مورد حکمت جاویدان توضیح دهید.

پس از فیش بردارى، مطالب انتخابى را با توجه به عناوین پژوهش، رده بندى کرده و هر فیش را در جاى مناسب خود قرار دهید. را همه در بر میگیرد. از اصطلاحاتی که خداوند به پیغمبر گفته است: «فاقم وجهک للدین حنیفا» (اقامه کن وجه خودت را به دین حنیف). قرآن میگوید دین حنیف «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرت الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذالک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون». یا همان آیه «سنت الله التی فطرت الناس علیها لا تبدیل لخلق الله»، یا «فلن تجد لسنت الله تبدیلا» دقت کنید، سنت الهی تغییر پذیر نیست.

«سنت الله التی فطرت الناس علیها لا تبدیل لخلق الله»، این هم در خلقت و هم در دین یعنی هم در کتاب تکوینی و هم در کتاب تدوینی ظاهر شده است. این حقیقت جاودانه حق است ولی ظهورهای مختلفی دارد. بله. من نوع خاصه حکمت خالده را نمیگویم، ولی به طور کلی حکمت خالده – چنانکه حکما هم گفتهاند – اصل هستی جاویدان است، خدا جاودانه است، حقیقت جاویدان است. وجهی که الهی است همیشه جاودانگی دارد، هم در عالم هستی عنصر جاودانه است، خود حق جاوادانه است، یعنی حقایق آن طرف که رو به سوی حق دارد – هر چیزی که هستند – حقایق جاودانه هستند.

نهضت آزاداندیشیای که مطرح شد و بعضی از آقایان هم استقبال کردند، یکی از بهترین جاهایش همین جاست. یعنی دین چیزهایی را شامل میشود که فلسفه ممکن است درباره آنها انتزاعی صحبت کند. معماریهای ما را در نظر بگیرید، یعنی این خاصه اسلام نیست، بلکه خاص همه ادیان است. این فرق ناشی از چیست؟ فرق استدلالهای قیاسی و استقرایی چیست؟ انسان جز در ظرف روانی آرامش و قرار، قادر به انجام فعالیت نیست و تنها در این صورت میتواند به اهداف خویش برسد و حتی وجود خویش را حفظ نماید.

او در خانواده ای که سال ها مهد علم و فقاهت بود، پرورش یافت. دیلتای معتقد است که ابزارهای عقلانی علم هرمنوتیک برای تفسیر رفتار انسان و تاریخ نیز مناسب است. ↑ سفینة البحار، ج ۱، ص ۴۱۱ – محجة البیضاء، ج ۴، ص ۱۲۱ – علم الیقین، ص ۴۳۹. ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۲۰۲. ↑ کرد فیروزجایی، حکمت مشاء، ۱۳۹۳ش، ص۲۶ و۲۷. ۴٫ الحکمه المتعالیه فی الاسفار الأربعه (جلد هشتم ، علمالنفس) صدرالمتألهین محمد شیرازی؛ تحقیق، تصحیح انتقادی و مقدمه/ بنیاد حکمت اسلامی صدرا؛ چاپ اول: ۱۳۸۲ ش / ۲۰۰۳ م. «واشعراء یتبعهم الغاوون، الم تر انهم فی کل واد یهیمون، و انهم یقولون ما لا یفعلون» تا اینجا افلاطونی است، ولی بعدا، وحی میشود، «الا الذین آمنو و عملوا الصالحات و ذکروا الله کثیرا» یعنی اهل تذکر الهی، ذکر الهی باشد، جنبه تذکر الهی داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید