فلسفه رمضان/ آزادی از هوا و هوس بهترین بهره انسان از ماه بندگی

در داستان حضرت آدم و حوّا (علیهما السلام) در تورات میخوانیم: «و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر درختی خوش نما و دلپذیر و دانش افزاست، پس، از میوه آن درخت خورد و به شوهرش نیز داد. به نظر کامو زندگی و جهان نه تنها معنا و هدفی خارج از خود ندارد، بلکه حتی جستجوی چنین معنایی نیز پوچ است. معرفت فلسفی: نظر حضرت استاد مصباح در این باره چیست؟ همان گونه که جناب استاد در جایی می فرمودند، ظاهر برای همه هست و آن ها که اهل معنا و تقوا هستند، به لایه هایی از باطن هم می توانند برسند.

معرفت فلسفی: اگر فرمایش جناب آقای فیّاضی را بپذیریم، لازمه اش این است که امتیاز حکمت متعالیه نسبت به مکتب اشراقی و مشّائی در روش نیست. اگر این را یک روش تلقّی کنیم همان گونه که جناب آقای فیّاضی بیان کردند حکمت متعالیه می شود یک مکتبی که با سایر مکاتب، اختلاف روش دارد. پس از دو دیدگاه حکمت متعالیه را می توان تعریف کرد: یکی از دیدگاه روش که اختلاف دارد با سایر مکاتب در اهتمام به سایر منابع شناخت. رسانهها پوششهای سنتی ما را از بین میبرند و بر روی زنان و دختران ما تأثیر دارند.

برخی بر این باورند که چنین تعبیری به طور کلی، یا واجد ابهام است یا تعبیر نادرستی است. آیت اللّه ممدوحی: بله؛ من هم به این معتقدم. آیت اللّه ممدوحی: توضیحی درباره فرمایش آقای فیّاضی دارم که می فرمایند: گاهی اوقات انسان ملهم می شود به صور عقلی؛ یعنی ملهم می شود به عقل. در مقدمه الاسفارالاربعه، در ذیل تعریف فلسفه، بیانی از ملاصدرا درباره حقیقت حکمت و فایده آن ارائه شده که میتواند در توجه ما به فلسفه پراهمیت باشد. باز به همين فن مربوط مىشود، زيرا بحث درباره اين امور نيز بحث درباره عوارض موجود بما هو موجود است؛ يعنى به اصطلاح، ماهيات از عوارض و احكام موجود بما هو موجود مىباشند.

به عبارت دیگر، این بخش از فلسفه، مستقیما انسان را در زندگی و امور عملی خود راهنمایی می کرد و به او می گفت که در شرایط خاص، چه چیزی بد و چه چیزی خوب است. فیلسوفان اسلامی خاستگاه حقیقی حکمت را ادیان الهی و به طور خاص، اسلام دانسته و تصریح میکنند که آموزه های قرآنی روایی سرچشمه بسیاری از ابداعات فلسفی در دوره اسلامی بوده است. هر متفکری از هر سرزمینی و در هر دوره ای که به تفکر عقلی روی آورد و برای آن ارزش و اعتبار قائل شود، تفکر او را در زمره حکمت یا فلسفه قرار میدهیم.

وی ادامه داد: یکی از مهم ترین فلسفه های حجاب، حفظ نیروی کار و فعالیت افراد و از همه مهمتر نشان دهنده ارزش و جایگاه والایی است که به زن داده می شود. مسلمانان همچون ایرانیان قبل از اسلام و هندیان و اهل بین النهرین و به طور کلی مشرقیان، برای عقل و تفکر عقلی ارزش و اعتبار قائل بوده و در تأملات و زندگی خود بدان روی می آوردند. پس توانایى عملى، حالتى متوجه به ساختن است که تفکر درست راهنماى آن است. این درست همان چیزی است که آن را «فلسفه» مینامیم.

بدان که هرمس بزرگ بود که حکمت را در اقالیم و سرزمینها نشر داد و آنرا بر بندگان خدا آشکار نمود. ابن سینا نیز بر این مطلب تصریح دارد. این یک حالی است پیشآمدها که برای من شده ـ یک وقتی هم باز داشت شدیم و به زندان رفتیم ـ حالاتی پیش میآید که انسان تنهاست، بیکار است و خلوتی هست. پیش از آنکه به بررسی تفصیلی مدعیات خود بپردازم، لازم میدانم دو مسئله اساسی را شرح دهم: نخست، درستی تعبیر فلسفه اسلامی و دوم، روش توجیه درستی آن. بدینترتیب، «مطلق جسم» موضوع بخش طبیعی از فلسفه قدیم، و «جسم مطلق» موضوع نخستین بخش از طبیعیات (سماع طبیعی)، و هریک از اجسام خاص مانند جسم کیهانی، جسم معدنی، جسم زنده، موضوعات کیهانشناسی، معدنشناسی و زیستشناسی را تشکیل میدهند و به همین ترتیب «مطلق جسم زنده»، موضوع علم زیستشناسی عام، و «جسم زنده مطلق»، موضوع علمی که از احکام همة موجودات زنده بحث میکند، و انواع موجودات زنده، موضوعات علم زیستی جزئی را تشکیل میدهند.

اگر ما تمام کوششهای لازم را براى آگاهى از فلسفه یک حکم به کار بردیم ولى مطلب قابل توجهى به دست نیاوردیم، هرگز نمى توانیم آن حکم را نادیده بگیریم و یا بگوییم این حکم هیچ فایده و مصلحتى در بر ندارد، زیرا عدم درک مصلحت غیر از آن است که مصلحتى نداشته باشد. « رب هب لی حکما»(۷) ملاصدرا معتقد است علت اینکه فلاسفه الهی به پیروی از پیامبران، فلسفه را تشبه به خداوند دانستند، این است که خداوند در آیات قرآن هم خود را با وصف حکمت و حکیم یاد میکند و هم در آیاتی نظیر آیه ۲۶۹ سوره بقره «و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا» آیه ۸۱ سوره آل عمران «وإذ أخذ الله میثاق النبیین لما آتیتکم من کتاب و حکمه» و آیه ۱۲سوره لقمان «ولقد آتینا لقمان الحکمه» پیامبران و اولیا را با ویژگی حکمت توصیف مینماید.

از این رو، من معتقدم وقتی که ملاصدرا می گوید: «من از این آیه الهام گرفتم» یعنی بطن اول این آیه را فهمیده است. توجه بیش از پیش رماننویسان صاحب نام به فلسفه (از سارتر تا کوندرا) و نیز فیلسوفان به رمان (از برگسون تا دلوز و..) و پویش ادبیات در فلسفه و فلسفه در ادبیات از دوران باستان گواه این حقیقت انکارناپذیر است که رمان در سایه تفکر پویای فلسفی بر تحولات سیاسی و اجتماعی تأثیر گذار بوده و فلسفه از رهگذر خلق اشکال ویژه هنری و به ویژه رمان جای خود را در افکار عمومی و حافظه مشترک مردم هر جامعه باز کرده و پیش برنده آن جامعه به سوی مدنیت و تعالی اجتماعی بوده.

و آیا برای بدست آوردن این معارف، راهی جز استدلال و اقامه برهان در پیش دارد؟ برخی دیگر از فیلسوفان اخلاق بهویژه فیلسوفان تحلیلی، معتقدند كه حوزة فلسفة اخلاق منحصر در مباحث فرااخلاق است.(2) این گروه از میان سه بحث متفاوت فرااخلاق، یعنی مباحث معناشناختی، معرفتشناختی و روابط منطقی گزارهها و مفاهیم اخلاقی، بیشتر به جنبه معناشناختی آنها میپردازند؛ «زیرا اعتقاد دارند مسائل فلسفی تنها از طریق تحلیل زبان و آشكار كردن معنای كلمات حل میشود».(3) كسانی مانند آر. وی به نقل از حضرت علی(ع) می آورد که دانشی چون اندیشیدن نیست، یا اصل و اساس حکمت، پیروی از حقیقت است.(۴) بر این اساس تصریح میکند که فهم حقیقت فلسفه بدون تأمل صحیح و ژرف در این آموزه ها و بنیانها میسر نخواهد بود.

علامه طباطبایی در رسائل و نوشته های چندی از این دیدگاه دفاع کرده که روی آوردن به عقل، تفکر عقلی و داوری عقل در اندیشه ورزی و حیات، از نخستین باورهای بشری و ریشه دارترین معارف انسانی است.(۱) به باور او انسانها همواره کوشیدند تا در تمام شئون زندگی خود از عقل برای فهم و تحلیل سود ببرند. ائمّه اطهار علیهم السلام وقتی در این کتاب سخنی می گویند، عقل صرف است. البته رسیدن به همه بواطن مخصوص معصومان علیهم السلام است و انسان های معمولی نمی توانند به همه آنها برسند. کارخانه انسان سازی این ماه ما را به جایگاه معنوی و ظرفیت های استعدادی خود آشنا می سازد.

من احساسم این است که ایشان چون چشم باطن داشته، بطن قرآن را فهمیده است. اصول فقه با این فرض که از کلام و فلسفه گرفته شده است، آغاز میشود و در پی منابع معرفتی این دین گام برمیدارد؛ این منبع یا عقل است یا نقل و در هر دو صورت شرایط و اقسام آن را بررسی می کند؛ برای مثال نقل یا قرآن است یا سنت؛ اگر سنت باشد، کاشف از سنت، یا خبر است یا اجماع است یا شهرت؛ اگر خبر کاشف بود، خبر یا متواتر است یا غیر متواتر؛ اگر اجماع کاشف از نقل بود، یا محصّل است یا منقول؛ اگر شهرت کاشف بود، یا فتوایی است یا روایی.

اگر اسم فلسفه ملاصدرا را «حکمت متعالیه» می گذاریم، به این خاطر است که او به عقلانیت دین بیشتر از دیگران پی برد؛ یعنی آنچه را دیگران می پنداشتند راه اثباتش فقط تعبد محض است، ایشان گفت از راه استدلال عقلی محض قابل اثبات است. ضمن این که مشکلات روحی و روانی را تساعدی می کند؛ بنابراین چند همسری هیچکدام از این مشکلات را حل نمی کند. علامه در دفاع از این حقیقت بیان تفصیلی دارد و مینویسد: دین یک سلسله معرف اصیل است. لذا ایشان در اثر انسی که با عقلانیت اسلام داشت و با قرآن و حدیث عجین بود، بیشتر به عقلانیت دین پی برد.

در برخی از محافل، نمونههایی از تعارض عقل و دین یا علم و دین مطرح میشود که اغلب فاقد یکی از این دو شرط هستند. پاسخ این است که معمولاً اینگونه مسائل را نیز در علمی مورد بحث قرار میدهند که موضوعش مطلق است و احکام (عوارض ذاتیه) موضوع مطلق را به این صورت تعریف میکنند: احکامی که برای ذات موضوع ثابت میشود، قبل از آنکه مقید به قیود علوم جزئی گردد. زمانی که فردی روزه داری میکند و برای ساعتها این مشقت و سختی را متحمل میشود در ایمان و خلوص، خود در برابر پروردگار را به چالش میکشد و با سربلندی از این مرحله عبور میکند.

این در حقیقت الهام از آیه است. حکمت در شرق و نیز در آموزه های اسلامی بیش از هر چیزی بر عقل و تأمل عقلی و تفکر آزاد حکمی تأکید دارد. مهمترین دلیلی که این گروه عرضه کرده و قابل تأمل است، تمایزی است که میان الهیات و فلسفه قائل میشوند. عنوان سخنرانی این بود: ماشین هوشمند؛ دیدگاهی نوآورانه. این موضوع رو میتونیم به عنوان یکی از مزیت های ازدواج هم عنوان کنیم. آیا این برداشت بنده صحیح است؟ از آنجایی که انسان آمیزه ای از دو وجه و خلط یکی صورت معنویه امریه و دیگری مادی و خلقی است.

دیدگاهتان را بنویسید