سخن ما درباره ي اسلام است

پژوهشگر میگوید: در آییننامه برای من ننوشته بود. یعنی در بحث نمرهدهی، واقعاً این باید در همان بحث آییننامهی جلسات دفاعیه نوشته شود و جدی گرفته شود که وقتی میخواهیم نمره دهیم، بندهای که پژوهشگر هستم و کار من تمام شد، استادی که داور هستند، ایشان زحمت کشیدهاند و وقت گذاشتهاند و این را دیدهاند. این را چندین بار خود بنده در جلسات هم گفتهام. بزرگترین اندرز فیلسوف به ما این است: خود را به نیرویی که درون خودت است تسلیم کن تا نیرومند شوی، زندگی خود را از نو بساز تا خود را از نو زنده کنی و تخم جهل را در خود بکش تا بر سرنوشت خود چیره گردی، پس فلسفه ما را به زیباترین و بهترین چیزهای زندگی آشنا می کنند، مثلا روزی کسی ارسطو را سرزنش کرد، چرا اینقدر با افلاطون مخالفت می کنی، مگر او را دوست نمی داری، ارسطو در جواب گفت: استادم را دوست دارم ولی حقیقت را بیش از استادم دوست دارم، روح فلسفی در این گفتار نهفته است افلاطون گفته است: «فلسفه با حیرت شروع می شود، یک فرد عادی کمتر از خود می پرسد، کیستم؟

هر چند بیانصافی هم نباید بکنیم و آن اینکه در دانشگاه هم ما اگر فردمحور باشم واقعاً پژوهشهای بسیار قوی و قابل توجهی داریم ولی به صورت کلی صحبت میکنیم. تولید کننده با توجه به ذائقه مشتری، تولید میکند ما مشکل فرهنگی داریم و این از ضعف ماست که باید اصلاح شود. موفقیت و عزت شما را از خداوند مسئلت داریم . برای مثال خدمت شما عرض کنم که یک عنوان کلی مثل «عوامل وحدت در بین مسلمانان در اندیشهی امام خمینی(ره)» را انتخاب نموده و خواسته مطابق با این موضوع، پایاننامه بنویسد و این عوامل را به عوامل اخلاقی و تربیتی و غیره جدا کرده است.

چون از جهت محتوا، همانطور که جناب آقای موسوی گفتند، ما یک مبانی متقنی داریم، مخصوصاً با رویکردهای اسلامی، قرآن و سنت، یقیناً هیچ مرکزی مثل حوزه که روی طلبه ۱۰-۲۰ سال کار میکند، اینقدر سرمایهگذاری نکرده است. خود حوزه یا از طریق مدارج علمی و یا در امور صیانتی تدبیری اندیشیده شود که ببینند چنین موردی هست یا نیست، ولی ممکن است اتفاق بیافتد و این کار صورت بگیرد. دکارت در نامه خود به وئتیوس در سال 1648، خواهان تساهل مذهبی و حقوق فردی شد.

به جای اینکه این «دوری از حزبگرایی» ارتباط با اصل موضوع پایان نامه پیدا کند، یک بحث مستقل می شود. یعنی معیارهای دیگری هم حتماً باید در کنار پایان نامه باشد؟ آیا چنین معیاری، یعنی کاربردی بودن در حوزه رعایت میشود؟ یک آقایی گفت: اتفاقاً بنده آییننامهی حوزه را نوشتهام و من در آنجا این را نگفتهام. از گذشته مشاهده شده که برخی از اشخاص و مؤسسات وجود دارند که برای افراد پایاننامه مینویسند و تبلیغات آنان در فضای حقیقی و مجازی وجود دارد؛ آیا در حوزه هم شاهد چنین چیزهایی هستیم؟ نه میفهمید که مقدمه را گفته و نه میفهمید که نگفته است و آیا کلیات را جزء مقدمه میداند یا نمیداند، یعنی شفاف نیست.

آیا در وجود خدا شک است که آفریننده آسمان و زمین است. حجاب در ادیان و اقوام پیش از اسلام وجود داشته و آیاتی در قرآن و احادیثی از ائمه (ع)، از لزوم و اهمیت آن سخن گفته اند. به علاوه این سبب می شود که در موارد دیگر حجاب را فراموش نکند. پس اسلام هیچ هدفی را فراموش نکرده و در پرتو خانواده به تمام اهداف خود از ازدواج دست مییابد. بعضی از آنها صرفاً میخواهند یک موضوعی را اخذ کنند و کار تمام شود. یعنی میخواهم بگویم که چون دروس ما هم پژوهشمحور نیست، صرفاً طلبه به کلاس میرود و استاد از طلبه خروجی نمیخواهد.

استاد محترم میدانند که در خیلی از جلسات اینطور است، مثلاً استاد موسوی بیان می کنند که به نظر من باید بالای صفحات به این صورت باشد. عمدهی دلیل آن هم همان نکتهای است که استاد مظلومی زاده بیان کردند که طلبه نویسندگی بلد نیست. وی اظهار داشت: قرآن میفرماید مراقب گوهر خودتان که همان عفاف ورزیدن و محجبه بودن است، باشید؛ چراکه بدین واسطه رسالت خود را در برابر پرودگار متعال به خوبی انجام دادهاید. ایشان فرمودند: «وَ مَنْ أَکْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ»؛ کسی که یتیمی را تکریم کند، خداوند روز قیامت او را مورد لطف و تکریم خود قرار میدهد.

دانش اساسی در مورد جهان در انحصار نگاه تجربی و تحلیل منطقی است، به همین دلیل فیلسوفان تحلیلی تاریخ درباره معنا و ساختار تاریخ که قبلا مطرح شد، کنجکاو نیستند. تازه کارهای خوب اینطوری هستند، کارهای ضعیفتر که در محتوا مشکل دارند، در ساختار مشکل دارند، در ویراست مشکل دارند، بعضاً جملهبندیها خیلی اشکال دارد. مثلاً اگر میخواسته فلسفه یا کلام انتخاب کند، خیلی سخت بوده و به همین خاطر به سراغ موضوع تربیتی و اخلاقی رفته که خیلی راحتتر باشد ولی میبینید که توانمندی ندارد و در آن میماند.

یکی هم بحث توانمندی شخص در آن رشته است. بنده در یکی از جلسات دفاعیه از آن فرد پرسیدم: شما درباره این موضوعی که نوشتید، چه مقدار مطالعه داشتید؟ آقا میرزا یوسف اردبیلی و ثقةالاسلام شهید در کربلا بعد از فوت مرحوم فاضل اردکانی مدت مدیدی به درس شیخ زین العابدین مازندرانی رفته بودند – در جلسه صبح جمعه منزل ایشان که عدهای از علمای عصر همیشه حاضر بودند یکی از دوستان گفتند که آقای دکتر مهدی حائری یزدی از آمریکا به ایران تشریف میآورند چون آنجا مشغول به تحصیل بودند و صحبت کاندیداتوری ایشان برای ریاست جمهوری مطرح است.

بعد آییننامه را میبینید و مشاهده می کنید که در آنجا بحث را متشابه و دو پهلو مطرح کرده است. با این حال، وجود این دو مفهوم در تاریخ تفکر بشری غیرقابل انکار است. این مساوات یک نظام عملی است که از بهترین نظام های مساوات و عدالت به شمار می آید، روزه یک عبادتی است که اسلام آن را بر همه مسلمانان بالغ و عاقل واجب کرده است، تا همه آنان از لحاظ نخوردن و ننوشیدن یکسان باشند، این عمل عبادی است که اسلام به وسیله اجرای آن در بین مردم مساوات و هماهنگی و اتحاد شعور و احساس را به وجود می آورد.

یقیناً در نظام شوروی سابق و دیگر نظامهای مارکسیستی اگر دستگاه فلسفه برای کودکان و جوانان بود، چیزی بود که مثلاً به فلسفهی علمی «مارکس» منتهی شود. بنابراین لازم است که در جهت تحقق کاربرد تام فلسفه کوشش شود. در بحث مؤسسات حوزوی، هم مهارت و روش و شکل قوی است که یقیناً قویتر از دانشگاه است و هم از جهت محتوا قویتر است. در بحث حوزهی سنتی بحث محتوا قوی است و از جهت شکلی ضعیف است.

یعنی واقعاً طلبه با یک برآیند قوی پایاننامه را مینویسد. چقدر خوب میشود که ما بتوانیم این محتوای خود را با اسلوب و شکل و روش قوی تر ارائه کنیم. بعد وارد عناوین سیاسی میشود. یک مشکل رایجی که اگر من اغراق نکنم، در ۹۸ یا ۹۹ درصد پایاننامهها دیدهام، این است که وقتی یک موضوع و عنوانی برای پایاننامه بعد از تأیید کمیته انتخاب میشود و فصل بندی برای آن صورت می پذیرد، طلبه وقتی میخواهد فیشبرداری کند – تعبیر من این است و در جلسات دفاع هم عرض میکنم – به صورت جزیرهای هر کدام از این عناوین را جدا از عنوان میبیند.

الان در خیلی از جلسات ایراد گرفته میشود که چرا پایاننامهی شما مقدمه ندارد؟ غیر از اینکه اسلوب کار که در پایاننامه چه شکلی است، طلبهها متأسفانه با این هم آشنا نیستند، مثلاً نمیدانند که در چکیده چه محورهایی باید رعایت شود، لذا در عمدهی جلسات پایاننامه اساتید میگویند که چکیده ایراد دارد. اصلاً یک معضلی است که مقدمه، چکیده و نتیجه به چه نحو باید نوشته شود؟ همان طور که هر دانشی بر پیش فرضی فلسفی استوار است، هر جنبش اجتماعی و هر مکتب انسانی نیز بر فلسفه ای استوار می باشد. فلسفه تاریخ جدید با تبیین اجتماعی دست و پنجه نرم میکند، یعنی با موضوعاتی که برای نسل امروزی مورخان علمی- اجتماعی مهم است.

مقولات یعنی جمعِ مقوله و مقوله به معنیِ «گفته شده» است و در منطق به عنوان محمول به کار میرود. با این حال این دیالوگ با عامه مردم ممکن است خطر هم داشته باشد که خطر رواج نوعی درک نادرست از آراي روشنفکر است. اینجا بحث وحدت است، شما باید حواستان باشد که این را میخواهید بگویید به آن ارتباط بدهید که با وحدت مسلمین چه ارتباطی دارد. نمیدانم شاید در سؤالات بعدی شما هم باشد و من همینجا خدمتتان عرض کنم.

بدون فرض این گزاره، شما به تلفن جواب نمی دهید، زیرا آن را موهوم و در خواب و رویا می دانید. فرض میکنیم مری در اتاقی سیاه و سفید زندگی میکند و از دیدن رنگها بی بهره است؛ او از راه تلویزیونی سیاه و سفید و با کتابها و مجلاتی سیاه و سفید «همهٔ» آنچه را که دربارهٔ جهان فیزیکی و ویژگیهای فیزیکی هر چیزی می شود دانست، میداند. من تو را از این که وحدت مسلمانان را به هم بزنی و خونریزی میان آنان به راه بیندازی، باز میدارم. این دسته از نظریهپردازان معتقدند که چون حجاب از احکام تکلیفی و فردی است، پس یکتکلیف شخصی محض است نه یکمسئله اجتماعی، و حکومت دینی حق الزام در اینگونه اعمال و فرایض را ندارد؛ زیرا اعمال عبادی به قصد قربت وابسته است و چنین قصدی باید از روی اعتقاد قلبی صادر شود و حجاب از احکام تکلیفی غیر قابل الزام است.

4ـ حجاب به معنای حکمی اضافه بر پوشش است که مخصوص همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) بوده است. به همین دلیل هیچ مسلمانی نمی تواند در مورد فلسفه حجاب تردید کند. با پیشرفت علم مشخص شد که بشر می تواند این حیوان را در مکان های بهداشتی طوری پرورش دهد که به هیچ وجه ناقل انگل مزبور نباشد . حتی اگر انسانی به زندگی در تنهایی علاقهمند باشد، باز هم نیاز به دوستی دارد که در مورد خوبی های زندگی در تنهایی با او صحبت کند.

دیدگاهتان را بنویسید