در قضیه جدایی بحرین ، چه کسی سر ایران کلاه گذاشت؟

راه دیگرش این بود که با وضعیت پیشآمده مقابله کند که نتیجهاش بدتر بود و دنیا را با خود دشمن میکرد. «ما خودمان به صدام پول دادیم و او را مجهز به سلاحهای کشتار جمعی کردیم، اما هرگز فکر نمیکردیم که صدام روزی قرار است دشمن ما شود. یعنی از همان دوران دولت مرکزی نمیتواند نسبت به بحرین اعمال حاکمیت کند و نقش حکمرانی خود را ایفا کند؟ دولت وقت ایران در این مقطع مهم تاریخی، احیای تفوق ایران در خلیجفارس را در صدر اولویتهای خود قرار داد. مذاکره برای فروش این تانکها تقریبا از سال ۱۳۵۰ آغاز و به صورت معامله تهاتری با نفت صورت گرفت. در مورد ایران اینطور مطرح شد که خواهان ادامه استعمار بحرین برای خودش است؛ یعنی بحرین را از استعمار بریتانیا خارج کرده و به استعمار خودش دربیاورد. یادتان باشد هیچکدام از اپوزیسیونهای ایرانی در داخل و خارج کشور ایران از جمله روحانیون، ملی و مذهبی و چپ به جز پانایرانیستها هیچگونه مخالفتی با نظر شاه در مسئله بحرین نکردند. تصور بریتانیا این بود که به مرور نیروهایش را از خلیج فارس خارج میکند و این 10 شیخنشین بهعنوان یک دولت متحد با هم باقی بمانند. آلترناتیوهای دیگر، ماندن تحت استعمار بریتانیا بود یا بازگشت به ایران بعد از 20 سال که سازمان ملل طوری تحت تأثیر بریتانیا بازی کرد که مردم بحرین استقلال میخواهند و هیچ بنیبشر بیطرفی در دنیا، از استقلال یک قوم که 200، 300 سال مستعمره بودهاند، بدش نمیآید.

در عصر مدرن یعنی از ابتدای قرن ۱۶ میلادی، ایران به عنوان بزرگترین قدرت منطقهای همواره در تضاد و تعارض با قدرتهای جهانی قرار گرفته بود که یکی بعد از دیگری بساط هژمونی خود را در منطقه میگستردند. موضوع پیروزی در بازپسگیری جزایر اهمیت دیپلماتیک داشت؛ آنهم بعد از شکست بحرین. شاید اولش گول میخورد ولی بعد به جایی میرسد که عملا میخواهد شر دردسر بحرین را کم کند و با متحدان خود مدیریت تنش و بحران کند. تا سال ۱۳۵۵ به خاطر قیمت بالای نفت، مشکلی در مناسبات نظامی دو کشور پیش نیامد، اما با رکود قیمت نفت در سال ۱۳۵۶، بار دیگر مبادله تهاتری با نفت در قبال خریدهای نظامی جایگزین شد. اگر ایران زیر بار این قضیه نمیرفت تا همین الان باید با همه دنیا وارد جنگ میشد. تا جایی که من میدانم تیمی که در ماجرای بحرین کار میکردند، از اردشیر زاهدی گرفته تا فریدون زندفرد، معاون امور خلیج فارس، دکتر مهاجر یا آقای رضا قاسمی در این زمینه فعال بودند و تا زمانی که شاه مصاحبه کرد، براساس منویات شخص اول مملکت، دنبال این بودند که ایران بحرین را پس بگیرد؛ از طریق مذاکره، چانهزنی و کمپین بینالمللی یا حتی آمادگی برای حمله نظامی، یعنی این گزینه همیشه بود.

بهخصوص دنیس رایت سفیر بریتانیا در تهران که در مسئله بحرین بسیار فعال بود، فشار زیادی میآورد. در قرار ایران و سازمان ملل کلمه رفراندوم آمده است؛ اما بلافاصله با تحریک انگلیس و در واقع با اصرار شیخ بحرین این تغییر میکند؛ یعنی استدلالی که شیخ آل خلیفه میآورد این است که اگر مسئله رفراندوم از روز اول جا بیفتد، در آینده ممکن است مردم بر سر سلطنت من هم بخواهند رفراندوم برگزار شود؛ بنابراین برخلاف قولی که به ایران داده بودند، رفراندوم با کلک و حقهبازی و بدونشک با سیاست خارجی ضعیف ایران به نظرسنجی تبدیل میشود. ایران با ورود به جنگ با جنبش ظفار در عمان وارد مذاکره با انگلستان برای خرید تانکهای چیفتن شد و موفق گردید قراردادی برای خرید هشتصد تانک منعقد نماید. انگلستان در دهه ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۰، تمرکز خود را روی گرفتن امتیازات نفتی از ایران گذاشته و کمتر در پی فروش تسلیحات بود، اما بهتدریج، تسلیحات بخش اعظم مناسبات شاه با آمریکا و اروپای غربی گردید.

الجلاهمه پیش از این معاون سفیر بحرین در آمریکا بوده است. تصور اولیه ساواک و حتی برخی برآوردهای وزارت خارجه و شاه این بود که امکان دارد ایران مداخله نظامی کند یا موضوع را کلا نادیده و حلنشده فرض بگیرد اما در عمل چنین نشد و امکانش پیش نیامد. با توجه به این نکته که در موضوع بحرین همه علیه ایران بودند و میگفتند ایران کشوری اشغالگر است که میخواهد خودش را به زور به کشوری تحمیل کند که میخواهد مستقل شود و جلوی استقلالش را بگیرد. در قسمت دوم میگوید هنر سیاست این است که شما تشخیص دهید بهترینِ بعدی کدام است، چون همیشه ممکن است بهترینها گیر ما نیاید اما بهترین دوم یا بهترین بعدی است ممکن است مطلوب شما قرار بگیرد. چیزی هم نداشته باشد از نظر حیثیتی برای ما مهم است. جدایی بحرین یکی از حسرتهای تاریخی است که به ویژه با توجه به اهمیت قلمرو در ملیت ایرانی، طی ۲۰۰ سال گذشته بر دل ما ایرانیان نشسته است. مسئله این است که توجه کنیم خرابیها بیشتر است یا دستاوردها. مأموریت الیس و موریه تعدیل بیشتر این پیشنویس با هدف تأمین حداکثر منافع بریتانیا در ایران بود. در واقع سیاست ایرانزدایی از خلیج فارس برای بریتانیا به طور جدی از دو سده قبل مطرح بود که شامل همه جزایر بود.

دیدگاهتان را بنویسید