در قضیه جدایی بحرین ، چه کسی سر ایران کلاه گذاشت؟

این برای نخستین بار پس از وقوع جنگ بود که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از موقعیت نسبتاً قوی ای برای تأثیرگذاری بر نتایج سیاسی جنگ برخوردار بودند. در این هنگام، در حالی که کشورهای عضو شورا پایان جنگ را شاهد بودند، از ادعاهای پیروزی عراق و صدام به عنوان قهرمان اعراب آشکارا عصبانی بودند. کشورهای عضو شورا از حضور نظامی غربی ها استقبال کردند. حتی توان نظامی آنها برخلاف خریدهای تسلیحات پیشرفته عمده در اواخر دهه 70، هنوز ضعیف بود. مسئله من در مورد ترکمانچای هم همین است؛ شاید بهتر بود بگوییم گور پدر ارتش و امپراتور روس، آنوقت دو روز بعد، آنها تهران بودند و ایرانی وجود نداشت. این نیروی دریایی امریکا بود که پس از آن که در شرق بحرین، کشتی ساموئل روبرتز امریکا با مین برخورد کرد، در 19 آوریل، در مقابل نیروی دریایی ایران ظاهر شد، دستور انهدام دو سکوی نفتی ایران را صادر کرد و هنگامی که ایران درصدد تلافی برآمد، شش کشتی ایران را منهدم کرد. اگر دو کشور آماده جنگ نباشند از یک طرف وارد شدن آنها به جنگ ناخواسته بعید است که به دستاوردهای روشن و ارزشمندی بیانجامد و از طرف دیگر، انصراف و عقب نشینی از ادامه یک جنگ ناخواسته باعث لطمه وارد آمدن به جایگاه و منزلت کشورها شده و در نوع خود زیانبار است؛ به همین دلیل، از دید کشورهای خردمند که به دنبال بیشینه کردن منافع خود هستند، جنگ های ناخواسته، ارزش جنگیدن ندارند.

آنها با اتکا به حمایت غرب، از ایران خواستند تا این واقعیت را بپذیرد که شکست نظامی عراق امکان پذیر نیست، به ویژه عربستان در 31 جولای 1987 به زور متوسل شد و چهارصد زائر ایرانی را در مکه به به قتل رساند، روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع و از چین موشک های دوربرد خریداری کرد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دریافتند که انتظارات امنیتی آنها در صورت نبود تضمین ادامه همکاری و هماهنگی بین آنها برآورده نخواهد شد. در نهایت نیز، شورا از این که ایران قطع نامه 598 را نپذیرفته است به شدت اظهار تأسف کرد.(33) در کنفرانس خبری پس از اجلاس، وزیرخارجه عربستان اظهار کرد: درهای گفت وگو با ایران هنوز بسته نشده است؛ زیرا، هدف کشورهای شورای همکاری خلیج فارس پایان دادن به جنگ و توقف حملات ایران به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. در 3 جولای 1988، ناو وینسنس امریکا هواپیمای ایرباس ایران را هدف قرار داد. هر چند ایران آتش بس را پذیرفت، اصول انقلابی خود را ترک نکرد، اما در این شرایط، امریکا و عراق به این کشور پیشنهاد مصالحه دادند. پس از این حادثه، ایران مجبور شد تا آتش بس را بپذیرد و از این راه انقلاب را حفظ کند.

در پایان اجلاس سران شورا در سال 1987 در ریاض، سران شورا مجدداً از جامعه بین المللی خواستند تا اقدام قاطعی را برای پایان دادن به جنگ انجام دهد. این اقدام ایران، با تظاهرات مردمی جوامع شیعی و خشونت های سیاسی مکرر در عراق از جمله بمب گذاری و سوء قصد به جان مقامات عراقی و به ویژه تلاش برای ترور طارق عزیز معاون نخست وزیر عراق در آوریل 1980 همراه شد. در ۲۱ بهمن ۱۳۶۴/ ۱۰ فوریه ۱۹۸۶، ایران در یک اقدام سریع ، شبه جزیره فاو در دهانه اروندرود را در کمتر از ۲۴ ساعت تسخیر کرد. روحالله رمضانی سالها قبل از آثار مکتوب ایرانی درباره تاریخ سیاست خارجی ایران که طی سه دهه گذشته در کشورمان منتشر شده است، در سال۱۹۶۶ اثری را تحت عنوان «تاریخ روابط خارجی ایران؛ یک کشور در حال تحول در امور جهانی» توسط دانشگاه ویرجینیا منتشر کرد. علاوه بر این، صدام ارتش ایران، روحیه، تجهیزات و ذخایر آن برای یک جنگ طولانی مدت را نیز دست کم گرفته بود. پس از پیروزی اعراب در “بیوب” تمام فتوحات از دست رفته باز پس گرفته شد. پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد؟

هرچند ایران ثابت کرده بود که مین گذاری در خلیج فارس می تواند مؤثر باشد – چه مین های مدرن یا مین های روسی هشتاد ساله باشند – ولی نمی توانست به کل غرب اعتراض کند. عربستان سعودی در مقام بزرگ ترین کشور شورای همکاری خلیج فارس به تدریج یک نیروی نظامی بسیار قوی ایجاد کرد و بر فضای خلیج فارس مسلط شد. در سال 1981، رهبران شورای همکاری خلیج فارس نتیجه گرفتند تا زمانی که از نظر نظامی ضعیف باشند، همکاری در همه زمینه ها شامل مسائل دفاعی تحقق نخواهد یافت. تا سال 1988، توان نظامی شورا به 160950 نفر نیرو رسیده بود. اعتراضات اندک اعضای جامعه بین المللی نسبت به استفاده از سلاح های شیمیایی و کوبیدن اهداف غیرنظامی، عراق را در شدت عمل خود جسورتر کرد و این کشور هم چنان به حملات خود ادامه داد تا این که در یک حمله غافلگیرانه در 19 آوریل 1988، فاو را مجدداً به تصرف خود درآورد.

دیدگاهتان را بنویسید