جنگ اوکراین و دیپلماسی ایران

در خلال جنگ تحمیلی، عراق از حمایت بیدریغ تسلیحاتی، مالی و سیاسی بینالمللی برخوردار بود. بغداد در خلال جنگ تحمیلی، از شبکههای بمب گذار درداخل کشورو در رأس آنها از سازمان مجاهدین خلق (منافقین) حمایت کرد. از این رو هجوم نظامیان عراق به ایران در 31 شهریور 1359، تعجب هیچ یک از محافل سیاسی مطلع جهان را برنیانگیخت، چرا که از تمامی اقدامات یکساله صدام، بوی جنگ به مشام میرسید. به همین دلیل، هنگامی که در تابستان 1369 ش.، صدام، طرح حمله گسترده به کویت را آماده میکرد، کمترین بهایی برای واکنش احتمالی عربستان و سایر شیوخ شورای همکاری قائل نبود. صدها نمونه دیگر از اقدامات مقدماتی صدام برای فراهم آوردن زمینه یک تهاجم گسترده نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است. در زمینه افغانستان از همان چند ماه پیش که طالبان در حال قدرتگیری دوباره بود، برخی رسانههای وابسته به نهادهای خاص در صدد تطهیر و توجیه رفتارهای طالبان برآمدند؛ بیآنکه حتی اشارهای به پاکسازیهای گسترده قومی-زبانی طالبان یا رفتارهای این حکومت در برابر ایران بکنند. در کنار فعالیت مستقیم کارخانجات جنگ افزار سازی وابسته به دولتها، مؤسسات خصوصی مختلف نیز در این راستا صرفاً جهت کسب درآمد هرچه بیشتر وارد معرکه شده و بدون توجه به قوانین داخلی هر کشور در مورد منع صدور ساز و برگ نظامی به کشورهای درگیر جنگ و حتی قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی ناظر بر جلوگیری از تولید و فروش سلاحهای غیر متعارف، عراق را به صورت یک زراد خانه عظیم درآوردند.

البته در کنار این جاهطلبی، صدام انگیزههای جداگانهای نیز برای جنگ داشت: صدام از تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جمعیت 60 درصدی شیعیان عراق نگران بود؛ صدام همانگونه که خود و دولتمردانش به دفعات اعلام کردند از پیمان الجزیره ناراضی بوده و در پی فرصتی برای لغو آن و حل یکسره اختلافات مرزی دو کشور مطابق میل خود بود؛ صدام ـ بعدها از زبان سیاستمداران عراقی و غیر عراقی منتشر شد ـ مایل بود در برنامه نابودی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن خطرتفکر اسلامی برای استعمارگران، در منطقه پیشقدم شود تا بتواند حمایت دولتهایی را که با پیروزی انقلاب اسلامی منافعشان خطر افتاده، جلب کند و خود رهبری جهان عرب را به دست گیرد. دولتمردان عراقی از همان ابتدای تجاوزشان تمامی توان سیاسی، نظامی و تبلیغی خود را برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی ایران به کار بستند. بررسی احتمال و چگونگی جنگ میان ایران و آمریکا مستلزم بررسی دقیق عوامل دیگری است که از نمودهای عینی و فیزیکی یک درگیری نظامی مانند اعزام ناو و پرواز بمبافکن بسیار مهمتر هستند.

مذاکرات در حال انجام است و نسبت به پیش از حمله روسیه به اوکراین تغییر و تحول منفی و غیرسازنده ای در مذاکرات مشاهده نشده است؛ اما بعید نیست که اختلافات مسکو و واشنگتن به حدی بالا رود که این تنش به حوزه های دیگر از جمله مذاکرات هسته ای ایران هم سرایت کند. واقعیت است که در این دوره، شاه از نظر وجاهت ملی در داخل کشور آنچنان در جایگاهی نبود که بخواهد بهعنوان یک قهرمان یا کسی که مذاکره بینالمللی انجام میدهد با دست بالا این کار را انجام دهد. سفر ابراهیم رئیسی به قطر که به تازگی انجام شده را میتوان در همین راستا در نظر گرفت و سفر اخیر رییس جمهور اسرائیل به ترکیه هم قطعا بی ربط به این موضوع نیست. در جبهه مقابل روسیه از جنوب در حال پیشروی شکننده در اوکراین است و در عین حال تحریمهای همهجانبه غرب را به منزله اعلان جنگ به خود تلقی کرده است و به همین دلیل غرب و دستگاههای اطلاعاتی آن هر آن ترس آن را دارند که دامنه جنگ گسترش یابد (حمله احتمالی به مولداوی) یا شدت و حدت آن غلیظتر از پیش شود. مجموعه این مسایل، امریکا و هم پیمانانش را به چالشی با جامعه ایران کشاند که هنوز بعد از گذشت نزدیک به سه دهه به پایان نرسیده است.

ایشان به مرحله فقه و عالم بودن و اندیشمند بودن و انسان حکیم بودن و انسان شجاع بودن رسیدند، بدین معنا که تدبیر و شجاعت، مهمترین ویژگی است که رهبر انقلاب در این سطح باید از آن برخوردار باشد. به گفته پارسونز، وابستگان نظامی سفارت در ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران بیشتر به کار فروش تجهیزات نظامی انگلستان به ایران یا اعزام هیئتهایی برای تعلیم استفاده از سلاحهای خریداریشده نقش داشتند و وظایف سیاسی و اطلاعاتی آنان در درجه دوم اهمیت قرار داشت. «جنگ اسرائیل و لبنان / ۲۰۰۶ Lebanon War» که در اسرائیل به «جنگ دوم لبنان מלחמת לבנון השנייה» و در لبنان به «جنگ ژوئیه / حرب تموز» معروف است، در ایران بیشتر با عنوان جنگ ۳۳ روزه شناخته میشود؛ جنگی که از ۱۲ ژوئیه تا ۱۴ اوت ۲۰۰۶ بین ارتش اسرائیل و حزبالله لبنان به وقوع پیوست و دامنه آن شمال سرزمینهای اشغالی فلسطین و سراسر لبنان را دربرگرفت. در این جنگ امریکاییها نیز سهم خود را در یاری رساندن به ماشین جنگی صدام و دشمنی با جمهوری اسلامی ایران ایفا کردند: در اسفند 1360، نام عراق از فهرست کشورهایی که واشنگتن از آنها به عنوان «طرفداران تروریسم» یاد میکرد خارج شد و در آذر 1363، امریکا به تحریم سیاسی عراق خاتمه داد و روابط سیاسی با این کشور را برقرار کرد.

دیدگاهتان را بنویسید