بهترین شاعر معاصر ایران – لیست ۱۰ تایی

تو را هر شب درون خواب میبینم.. سهراب در سال 1356 کلیه آثار چاپ شده و چاپ نشده خود را تحت عنوان هشت کتاب به نشانه هشت بهشت به چاپ رساند. راستی من به زودی در مورد هرشعر توضیحات کوچیکی میدم و سعی میکنم برداشت و حسی که بهم میدن همراه با چند توصیه دوستانه تقدیمتون کنم. صریحاً به این غلام – معشوق ها اشاره شده است و متأسفانه با همه زشتی و پلیدی، واقعیتی است که وجود دارد. نمی کند و به همین علل نگاه او به زن نیز با شاعران همه دوره و حتی کل ادبیات فارسی متفاوت است.

غم بیاویخته با رنگ غروب. در اولین کتاب (مرگ رنگ) از مجموعه هشت کتاب، به هیچ عنوان به رگه هایی از شعر غنایی و یا مضمونی با کلمات عاشقانه برنمی خوریم. در صفحات قبل گفتم که شاعر جوان ورود به قلمرو شعر را با مجموعه ای سیاسی و عاری از عوالم عاشقانه آغاز کرد ولی ادامه سرودن در این مجموعه، گاه بارقه هایی از شعر عاشقانه را به ذهن متبادر می سازد. چهره هایی که فردوسی از زنان در شاهنامه مطرح کرده است نشان می دهد که زنان بهترین و سرآمدترین کسانی هستند که میتوانند الگو باشند. هر چه هست حکایت سیاهی است و «قیر شب» و «مرغ وهم».

تصاویر تیره و سهم، استعاره ها و تشابیه و همناک و اوزانی سنگین به کمک باور نوامیدانه شاعر آمده و منظره ای را فرا راه گشوده است که جز سیاهی نمی توان نامی بر آن نهاد. به لحاظ محتوایی نیز تغییرات محسوس است: تصاویر انتزاعی تر گشته و از آن طبیعت گرایی صرف خبری نیست، به علاوه شاعر از بیان مفاهیم مذهبی و عرفانی نیز تا حد زیادی خودداری کرده و اکثر اشعار صرفاً بیان تصویری لحظه های کشف شاعر است. ولی به لحاظ عوامل زبانی و نحو گفتاری و تصاویر و استعاره ها تفاوت چندانی احساس نمی شود. در حوزه مفاهیم نیز تشابه فراوان است و طبیعت گرایی سهراب در این مجموعه به نحو بارزی متبلور می گردد.

او به نحو وسیعی از مفاهیم عرفانی مشرق و غرب و تلمیحات ملل مختلف در شعر خود استفاده کرده است و اگر به لحاظ قالب و شکل بخواهیم بررسی کنیم، شاعری است که محتوی و مضمون سخنش بر قالب و فرم آن، چربش دارد. البته وجود استعاره های دور از ذهن و نیز بافت خاص این شعر، آن را کمی دیریاب کرده و به همین دلیل نمی توان آشکارا دربارۀ جنسیّت و هویت این موجودی که نیم پیکر او در تیرگی شب گم شده است، قضاوت کنیم، ولی بر روی هم رفته به نظر نمی رسد شعر حال و هوای عاشقانه داشته باشد، بلکه ظاهراً در پی بیان مفهوم فلسفی ذهن خویش است و در این جریان، اوّلین بار از شخص دیگری در شعر سخن به میان می آید که سهمی از روایت شعر بر عهده اوست.

لبان را گم کنیم، که صدا نابهنگام است. در ادامه بحث کتاب های دیگر شاعر را از این منظر جستجو می کنیم. گروه دیگر شاعرانی بودند که یکسره سر در گرو مبارزات سیاسی و تحولات اجتماعی داشتند و به هیچ عنوان می و معشوق را بر نمی تافتند. شهریار در روزهای آخر عمر خود به خاطر بیماری، در بیمارستان مهر تهران بستری شد و بعد از فوت، او را در مقبره الشعرا تبریز دفن کردند.

میزبانی منتظر ورود مسافر است و مسافر نیز در راه رفتن به طرف او. شاید بتوان گفت این منظومه از آغاز انتشار تا کنون بیشترین تأثیر را بر روی شاعران جوان، نهاده است و هر شاعری در آغاز راه، مدّتی را به کلنجار رفتن در دقایق باطنی و ظاهری این مجموعه می گذراند. در ادامه گزیده ای از اشعار عاشقانه مولانا و عکس نوشته اشعار وی را خواهید دید. واگر می خواهید موفق شوید باید حوایج نفسانی تان را بکاهید واز بردگی نفس نجات یابید . اما گروه سوم شاعرانی هستند که هر چند دغدغه اصلی شعر آن ها عشق و معشوق نیست ولی در گرماگرم سخن از عشق نیز سخن به میان می آورند و اتفاقاً در شعر همین دسته است که دوباره معشوق خصوصیات اصلی قرون گذشته خود را پیدا می کند.

آخرین مجموعۀ هشت کتاب که در حقیقت آخرین مجموعۀ شعر شاعر است مجموعۀ «ما هیچ ما نگاه» می باشد. در این سبک به فراخور بازگشت قالب به سبک عراقی و خراسانی، و معشوق نیز همان معشوق سعدی و حافظ گشت ولی با این تفاوت که دیگر اوضاع اجتماعی اجازه آن عشق بازی ها را نمی داد و شاعران این سبک اکثراً از تجربه های نیازموده، شعر می گفتند. سهراب از سال 1337 به بعد، سفرهای طولانی و مستمر خود را شروع کرد او در این سفرها اروپا، ژاپن، هند، آمریکا را سیاحت کرده و معمولاً در هر سفر طولانی بازدیدهای دقیقی از مراکز علمی و تاریخی هر کشور داشته است، مقصود دیگر او از مسافرتها شرکت در نمایشگاه های نقاشی و نیز تحصیل آخرین فنون مربوط به این رشته بوده است.

البته سبک عراقی نیز روی در پیچیدگی گویی و ابهام گذاشت و در شعر حافظ و معاصرینش، تشخیص عارفانه یا عاشقانه بودن و جنس معشوق را بسیار مشکل کرد. مرور هشت کتاب این داوری را به منصه ظهور می رساند که نگاه اولیه سهراب به شعر و مضامین آن همراه با افزایش تجربه و سن و پختگی شاعر تغییر کرده است. تمام معشوقه های زمینی و عریان و گاه غیر اخلاقی شاعران قرون اولیه شعر فارسی تا معشوقه های پر رمز و راز و سرشار از ایهام و استعاره غزلیات عراقی، حافظ و خواجو و نیز معشوق آتش نهاد و تندر صفت مولانا، که آتش در خرمن دیوان خورشید نشان شمس زد، همه در این قلمرو می گنجند.

با پذیرفتن این نکته که آغاز هر سبک هنری از سادگی به طرف پیچیدگی و کمال است، می توانیم نتیجه بگیریم که همانطور که در حوزه کلمات و بافت نحوی و سایر اختصاصات شعری و ادبی، شعر اولیه فارسی ساده بوده و از معشوق و معشوقه های ساده نیز برخوردار بوده است. البته این بحث رو به تعدیل نهاد و کم کم معشوقه های باشکوه شعر نو از میان حجاب سیاست بافی آغاز این سبک سر بر آورده و تا کنون در حوزه عاشقانه های شعر نو خود نمایی می کنند. در این سبک کم کم استعاره ها و ایهام ها در قلمرو شعر فزونی گرفتند و معشوق نیز در لباسی از رمز و راز پنهان گردید دیگر از آن معشوقه های زمینی و عریان سبک خراسانی خبری نبود و دور هر معشوق را هاله ای از قداست و پیچیدگی گرفته بود که تشخیص زمینی و آسمانی بودن آن مشکل گشت چه برسد به مرد یا زن بودن آن.

با تغییر قراردادهای اجتماعی و نیز معیارهای شعر، به ملازمت تغییرات جامعه، جایگاه معشوق و معشوقه در شعر تغییر کرد، در شعر جدید نیز این تفاوت دیدگاه ها، حتی شدیدتر از قبل به چشم می خورد، و به جرأت می توان گفت که تمام تحولات که در خصوص نوع نگاه های معشوق را، که در ابتدای مقاله آوردیم، در همین چند دهه اخیر در شعر فارسی نمود یافته است. می دانیم که سهراب هرگز ازدواج نکرد و این تجرد او، خودش شاید عاملی باشد برای تفاوت موجود در دیدگاه او و سایرین در جهت فلسفه وجودی زن و نحوه ذکر و آوردن این جنس لطیف در شعر.

این بینش عرفانی و فلسفی شاعر به مدد روحیه خاص شرقی او، موجب گشته تا نگاهش به همه جهان و طبیعت، نگاهی زیبا، لطیف و از سر اعجاب باشد. سهراب به هیچ یک از قواعد طبیعت ریشخند نمی زند و برای همه موجودات و مخلوقات احترام قائل است و آن ها را معمولی می داند که برای علتی مهم و از سوی علت العللی بزرگ آفریده شده اند. خبری نیست. این شاعران باز بنا به تحولات اجتماعی اکثر کامجویی ها و لذت ها و تمنیات عریان و صریح خود را در شعر آورده و بنیانگذار سبک خاصی از شعر عاشقانه گردیدند.

اکثر سطور این منظومه حالت تمثیل پیدا کرده و در زبان مردم کوچه و بازار جای گرفته است. مولوی آثاری به زبان های ترکی، عربی و یونانی دارد ولی بیشتر آثار وی به زبان فارسی است. اینجورى خیلى بیشتر به طرفت مى چسبه! استفاده از کلمات خاص با کارکردهای ویژه موجب گشته تا شعر از حیطه شعر عرفانی خارج شود و مخاطب شاعر در شعر، زمینی به نظر آید. خطاطی شعرهای فارسی زیبا و کوتاه عنوانی است که ما برای این مطلب در نظر گرفته ایم تا در ضمن آن تعدادی از بهترین آثار خوشنویسی به خط زیبای نستعلیق و نگاره های مرتبط با ادبیات گرانقدر فارسی را قرار دهیم.

حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است، ولی این را در نظر گرفت که روغن حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی است و او باید خرج سه چهار ماه خانواده اش را تامین کند. از نظر ادیبان و اساتید ادبیات انتخاب یک تعریف مشخص برای شعر بسیار دشوار خواهد بود و نمیتوان تعریف ثابتی برای آن در نظر گرفت. استفاده از کلمات برای شاعر آسان نیست، زیرا نمیتواند از هر نوع کلمهای استفاده کند، هر واژهای نمیتواند پیام او را منتقل کند. و من زمزمه خون را در رگ هایم می شنیدم. که نداری خبر از من…

یعنی معشوق این شاعران نه عریان است و نه انقدر پیچیده که نتوان آن را تشخیص داد و از سوی دیگر بین معشوق آسمانی و زمینی نیز در نوسان است و همین ویژگی ها باعث شده است تا شعر این شاعران و عشقشان زبانزد گردد. در سال 1340 سهراب سوّمین و چهارمین مجموعه شعر خود با عنوان های آوار آفتاب و شرق اندوه را منتشر ساخت. شرق اندوه نهاد بشری. مجموعه به لحاظ زبانی عمیقاً با سایر آثار شاعر تفاوت دارد و بسیاری از اشعار، در حوزه شعر سپید جای می گیرند، در صورتیکه می دانیم فضای عمومی شعرهای قبلی سهراب، نیمایی بوده است.

او در سال ۱۳۲۵ با نیما ملاقات کرده و به سبک او روی می آورد. در این شعر برای اوّلین بار از (او) سخن گفته شده و کلماتی را در شعر می آورد که بار معنایی تغزّلی دارند. چایت را تلخ ننوش! خیلی از زنان سرزمین خودشان را دست کم میگیرد و احساس میکنند همواره باید کسی مواظبشان باشد، پناهنده باشند و … شاعر دیگر صرفاً در پی تحولات عاشقانه ی صرف و عشق بازی نبود و این کار حتی در نزد خیلی از نوسراها مذموم شمرده شد. همچنین مقاله ای با این نام از خانم مهدیه صفاری نطنزی در سایت کتابخانه ملی است که احساس میشود حق مطلب را ادا نکردهاند و هنوز آنطور که شایسته یک زن ایرانی است از دیدگاه حافظ سخن نگفتهاند و میطلبد که پیرامون این موضوع بیشتر کار شود و مطالب آن بزرگواران را کاملتر کرد بنابراین ضرورت دانستم که همان مطلب را از دیدگاه شاعران دیگر بطور اجمالی و خلاصه بیان و بررسی کنم و در نهایت با تورق دیوان خواجه ی شیراز ابیاتی که در آن جنسیت بکار رفته استخراج کرده و تحلیلی گذرا براینگونه ابیات داشته باشم.

دیدگاهتان را بنویسید