با فلسفه ازدواج در اسلام آشنا شوید

↑ دباشی و فتحی، میرداماد و تأسیس مکتب اصفهان، ۱۳۸۶ش، ص۲۸-۱۳۲. دباشی، حمید، «میرداماد و تأسیس مکتب اصفهان»، ترجمه: حسن فتحی، در: تاریخ فلسفه اسلامی، ج۳، زیر نظر سید حسین نصر و الیور لیمن، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۸۶ش. کرد فیروزجایی، یارعلی، حکمت مشاء، قم۷ انتشارات حکمت اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۳ش. ↑ نگاه کنید به معلمی، حکمت مشاء، ۱۳۸۹ش، ص۲۶. ↑ کرد فیروزجایی، حکمت مشاء، ۱۳۹۳ش، ص۲۶-۲۸. ↑ معلمی، حکمت مشاء، ۱۳۸۹ش، ص۲۶.

«آشنایی با کتاب القبسات»، حکمت رضوی، ش۱۶، ۱۷، ۱۳۸۶ش. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، تصحیح، تعلیق و مقدمه سیدمصطفی محقق داماد، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، چاپ اول، ۱۳۸۲ش. جریان ضد فلسفی در اهل سنت، در قرن دوازدهم هجری قمری توسط محمد بن عبدالوهاب به اوج خودش رسید و هنوز توسط برخی از وهابیان معاصر پیگیری میشود. صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، مقدمه، تصحیح و تعلیق سیدجلال الدین آشتیانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۸۶ش. ↑ کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ۱۳۵۸ش، ص۲۷۷؛ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۶ش، ج۵، ص۱۴۸و ۱۴۹.

↑ مصباح یزدی، «فلسفه اسلامی؛ میزگرد فلسفهشناسی۳»، ۱۳۸۳ش، ص۱۳. ↑ حائری یزدی، درآمدی بر کتاب اسفار، ۱۳۷۱ش، ص۷۰۷. حائری یزدی، «درآمدی بر کتاب اسفار»، ایرانشناسی، ش۱۶، ۱۳۷۱ش. برخی از محققان، سند این روایات را ضعیف دانسته و بر این باورند که حتی بر فرض قبول سندشان، مفاد آنها ناظر به سرزنش فیلسوفنماهایی است که از دین روی برگردانیده و مردم را گمراه میکنند؛ بنابراین، نباید چنین تلقی کرد که امامان(ع) هر فیلسوف و فلسفهای را توبیخ کردهاند؛ چنانکه نقد و توبیخ امامان(ع) درباره گروهی از فقیهان، به معنای نفی فقه و توبیخ تمام فقیهان نیست.

دو عبارت فوق نشانگر دو دید گاه متفاوت در باره فلسفه است که در طی قرون متمادی وجود داشته و گاه یکی بر دیگری چیره شده است ؛ یعنی همیشه در طول تاریخ عده ای از متفکران فلسفه را دوست داشتند خرد مندی و فیلسوف را ، دوستدار خردمندی معرفی کرده و عده ای دیگر فلسفه را هنر لفاظی وبازی کردن با واژه ها دانسته اند . چرا که توازن و تعادل در چنین مجموعه ای کار دشواری است و توان زیادی می خواهد. به نظر میآید چنین فلسفه ای برای برنامه ریزی دینی به منظور اقامه دین ضرورت دارد.

در عاديترين گفتگوها و مجادلات غيرفلسفي نيز ما مفاهيمي را كه به هر حال با مسائل فلسفي ارتباط دارد به كار ميگيريم؛ مفاهيمي مثل ماده، ذهن، علت، جوهر، عدد. زندگی مشترک مثل یه دانشگاهه که هر روز میتونید چیزهای جدید یاد بگیرید و به انسان بهتری تبدیل بشین. دو رکعت نماز زن دار بهتر از یک روز نماز و روزه عزب است. ترک ازدواج، خود دلیل بارزی بر بیتوجهی به مقام زن است. چگونه قلبهایشان از دیدن این آفرینش عجیب کور است تا آنجا که تدبیر در آن را انکار میکنند».

و باید افزود استاد شهید مطهری نیز، خود، به کارگیری این روش اذعان نمودهاند و غفلت متفکرین غربی را در عدم رعایت تفکیک بین این دو مقام(تصور و تصدیق)، در مباحث معرفت شناسی، یادآور شدهاند. از طرف دیگر او بر این باور است که چون هستی معنادار است، حتماً انسان هم معنادار است؛ زیرا انسان و جهان دو حقیقت متصل به یکدیگر هستند و تصور انسان بیمعنا در جهان معنادار، تصوری تناقضآمیز است. این قضایا که به عنوان تکیهگاه در علوم محسوب میشوند، خود دو نوعاند.

هرچند با ارائه مثالهای نقضی چون کتاب سرچشمه های فلسفهی تحلیلی که با نگاهی تاریخی به بررسی فلسفهی تحلیلی میپردازد، میتوان به این انتقاد پاسخ گفت. حال در ادامه مهمترین تاثیرات حجاب و فلسفه حجاب را مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهیم. ابوحامد غزالی(متوفای ۵۰۵ق) از عالمان نامدار اهل سنت -که یکی از مهمترین آثارش «تهافت الفلاسفه» در نقد فلسفه است- فیلسوفان را در سه دسته دهری(منکر خدا)، طبیعی(منکر آخرت) و الهی(منکر برخی عقاید اسلامی همچون معاد جسمانی) میگنجاند و بر همین اساس، تمام فلاسفه -از جمله افلاطون و ارسطو و ابنسینا و فارابی- را تکفیر میکند. ابن تیمیه(متوفای ۷۲۹ق) از عالمان نامدار اهل سنت نیز در کتابهایی همچون «الردّ علی عقاید الفلسفه»، «نصیحۀ اهل الایمان فی الردّ علی منطق الیونان» و «صون المنطق و الکلام عن فنّ المنطق و الکلام» به نقد منطق و فلسفه پرداخت.

شرح منظومه: تألیف ملاهادی سبزواری از مهم ترین آثار فلسفی پس از ملاصدراست که مباحث منطق و فلسفه را پوشش می دهد. با این حال، گروهی از عالمان شیعه در قرن یازدهم، با عنوان «اخباریگری» به نقد منطق و فلسفه پرداختند. همچنین، در دهههای اخیر، گروهی از عالمان شیعه -که با عنوان «مکتب تفکیک» شناخته میشوند- با فلسفهآموزی و یا استفاده از فلسفه در تفسیر معارف دینی، مخالفت کردند. برای نمونه،ابوبکر خوارزمی(متوفای ۳۸۳ق) از عالمان سنی، فیلسوفان را مُلحد، و فلسفه را مبنای الحاد میدانست.

و بالاخره با معرفی عبادت به عنوان هدف اصلی حیات و استناد به آیه «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (من جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند)، استاد علامه چنانچه سخن را با صراحت در انتقاد از پوچی آغاز کرد حالا بیپرده در رد ظاهربینی چنین میگوید: «مردم معمولی اغلب گمان میکنند مقصود از عبادت همان حرکات و ورد و ذکرهای خشک و حرفهای است و میپندارند اینگونه عبادتهاست که انگیزه آفرینش انسان بوده است. در علاقه و محبّت به مخالفان ما زیادهروی میکنند و شیعیان و دوستداران ما را به گمراهی میکشانند …

«زن، لوازم و لباس مرد را به کار نبرد و مرد لباس زن را نپوشد. انگيزهي حقيقي گرايش زن به حجاب، احساس فطري يا غريزي شرم و حياست. عفت زن مايه احترام و شخصيت اوست. بنابراین در زمان بعثت زردشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی حجابی کامل داشتهاند. بعد از تضعیف جریان معتزله و تسلط مسلک اشعری و اهل حدیث در میان اهل سنت، ضدیت با فلسفه، جریان فکری غالب در اهل سنت شد. اما برخلاف فرهنگ غالب در اهل سنت، جریان غالب در فرهنگ شیعه جریان عقلگرایی بود؛ به گونهای که بسیاری از فقیهان نامدار شیعه -همچون خواجه نصیر الدین طوسی، علامه حلّی، میرداماد، محمدباقر سبزواری، فاضل هندی، ملاهادی سبزواری، آخوند محمد کاظم خراسانی، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدرضا مظفر، امام خمینی، مرتضی مطهری، سید محمدباقر صدر- اهل فلسفه نیز بودند.

دیدگاهتان را بنویسید