انسان، تربیت و روانشناسی اخلاق

در این نوشتار، در گزینش آیات، عنایتمان در هر گفتار به بررسی نقش شکوفایی آفرینش هر بخش از وحی در طول تاریخ گذشته و هنری که در آینده برای شکوفایی دارد بوده است و نمیخواهیم آیهی تبلیغ را از همهی ابعاد بررسی نماییم. بقره/ 193) قرآن کریم در دو موضع سورهی بقره «فتنه» را بزرگتر و شدیدتر از قبل ذکر میکند : «والفتنه اشد من القتل» «فتنه، شدیدتر ازکشتن است» (بقره/191) «والفتنه اکبر من قتل » «فتنه، بزرگتر از کشتن است» (بقره/217) در کشتن انسانها که بسیار هم منفور است، حیات طبیعی از دست میرود اما در فتنه، حیات طیبه .علامه طبرسی در ذیل آیهی مذکور تفسیری بر فتنه دارند که آن را برگردان میکنیم: «و الفتنه اشد من القتل» مقصود این است که شرک ورزیدن آنها به خدا و رسولش، بزرگتر از کشتار در ماه حرام است.

در این راستا نماز خواندن خود والدین و وادار کردن کودک در سنین هفت سال به بعد به نماز و همراه بردن به مجالس دعا و ذکر اهل بیت(ع) و آموزش قرآن کریم و امور معنوی دیگر در تربیت دینی کودک تاثیر بسزایی خواهد داشت. خداوند همانسان که تربیت کننده مادی پدیدارهاست، بیشک مربی معنوی تمامی موجودات ـ به فراخور هویت، وجود و نیاز هر پدیدهای ـ نیز هست. نقش جایگاه پر اهمیت تزکیه (رشد و پرورش معنوی) در قرآن کریم و مهمترین هدفمندی بعثت که صدر فعالیتهای رسولاکرم(ص) را به خود اختصاص داده بود ما را بر آن میدارد که بیش از پیش به این موضوع پرداخته و ابعاد شناختی و معرفتی و کاربردی آن را به عنوان گفتمان عصر حاضر مطرح نمائیم.

همان سان که گذشت، قرآن کریم به صورت مکرر و افزون، شأن مربیگری انسانها، بلکه تمامی پدیدارها را از آن خداوند میداند و از این واقعیت با تعبیرهای مختلف که ویژگی مشترک همه آنها گستردگی و شمول همه آفریدهها میباشد، یاد کرده است. 1- جان استوارت میل تربیت را هر تأثیری میداند که آدمی در معرض آن است. در دانش غربی اخلاق به گزاره ارزشی گفته می شود، هر گزاره اخلاقی از موضوعی و محمولی تشکیل شده است. خداوند در دو آیه ی 162 و 262 بقره، آثار ارزشمند فقرزدایی را در قالب تشویق برای انفاق بیان نموده است تا خواستاران تکامل، به این کار ارزشمند روی کنند.

اینک به مانع بزرگ شکوفایی میرسیم که تعلقات ناصواب است .«لن تنالوا البرحتی تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شیء فان الله علیم» «هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید و از هر چه انفاق کنید قطعاً خدا بدان داناست» (آل عمران/ 29) در آیات گذشته بحثهایی دربارهی ایمان و کفر و نشانهها و آثار آن و بخشی از سرگذشت انبیاء آمده بود و در این آیه به یکی از طرف وصول به حقیقت ایمان و مقام برو نیکوکاری اشاره میکند. شأن ملکوتی و الهی انسان که وجه تمایز انسان و موجب برتری او از سایر موجودات است، بالقوه دارای جمیع کمالاتی است که خداوند متعال تنها بخشی از آن را به هر یک از انواع دیگر موجودات و مخلوقات عطا فرموده و مظهر آن کمال قرار داده است و چون استعداد و نیروی عطا شده به انسان، جامع و در بر گیرنده همه آن کمالات است، انسان را مظهر تمام کمالات آفریدههای الهی در زمین قرار داده و راه رسیدن به مقامات و کمالاتی را برای انسان هموار ساخته است که برای سایر پدیدارها میسر نیست.

کرامت یعنی والایی و برتری ویژه انسان که از عنصر روحانی و فطرت خداجو و فضیلتخواه بشر مایه میگیرد. وگرنه به لحاظ تکوینی، خداوند به همه ی موجودات احاطه دارد و به تعبیر قرآن کریم، از رگ گردن نیز به انسان نزدیک تر است: « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ ( ق، 16): ما از رگ گردن به او نزدیک تریم». هرچه این شناخت و آگاهی کامل تر باشد، درصد اعتماد به آن احکام بالاتر می رود.

حاصل اینکه برای رشد یک شجرهیطیبه، تنها تقویت و رسیدگی و آب و غذا کافی نیست؛ اینها اقتضاء را کامل میکند؛ نبودن مانع هم لازم است و آن آفتهایی است که آن را تهدید کرده و مانع رشد و شکوفایی میشود . از نگاه وی، تربیت آن کارکردی است که در طی آن، نسل بالغ، رسیده و تربیت یافته، بر نسلی که هنوز برای زندگی به اندازه کافی پختگی نیافته است، اثر میگذارد و هدف از آن، برانگیختن و گسترش حالات جسمی، عقلی و اخلاقی متربی است.

2- از دید مونتنی، تربیت تنها انباشت معلومات نیست، زیرا این فرایند، متربی را برای زندگی آماده نمیکند؛ عنصر گوهرین تربیت، سازندگی انسان است، چنانکه برای زندگی مفید و مؤثر باشد. تاریخچه انسان مداری مدرن را که می نگری، در می یابی انسان مداران چگونه و با چه انگیزهای کوشیده اند با سیمایی پیامبر گونه به القای اندیشه ها و آموزههای سکولاریستی مکتب خود بپردازند و به دور از هر نگرش آسمانی و الهی به تعریف و تعیین احکام و آیین هایی ناظر به امور جاری زندگی انسان روی آورند؛ تا آنجا که حتی برای مراسم و آداب «تشییع جنازه مردگان بدون حضور خداوند» رسالة عملیه می نویسند و توصیه می کنند چگونه به جای ادعیه و اذکار مرسوم مذهبی که به وجود و حضور خداوند نظر دارد، از عباراتی استفاده کند که هیچ تداعی کننده وجود و حضور خداوند نیست.

این چنین برای کافران اعمال (زشتی) که انجام میدادند تزیین شده است «و زیبا جلوه کرده» (انعام/ 112) گفتهاند این آیه دربارهی ایمان آوردن حضرت حمزه عموی پیامبر نازل شده است که چون از اذیت و آزار ابوجهل نسبت به رسول خدا(ص) و مکتب او آگاه شد، به حمایت از پیامبر با مشت بر سر او کوبید آنگاه گفت: من از امروز به محمد ایمان میآورم. ایمان به اصولی که تمام وجود انسان را روشن میکند و انگیزهی نیرومندی برای حرکت به سوی برنامههای سازنده و اعمال صالح است . انگیزهی اختلاف در امتها گوناگون است: گاهی به دلیل برداشتهای گوناگونی است، بدون دخالت هوای نفس و گاهی به دلیل حضور هوای نفس است که به تعبیر قرآنکریم، انگیزهی بغی دخالت میکند.

اظهار شگفتی فرعون از انکار خدایی وی و نیز نفی سنتهای جامعه فرعونی از سوی موسی و همچنین منتگذاری بر موسی و ستایش از خود به دلیل عهدهداری تربیت موسی (ع) ، جملگی میتواند بیانگر صحت و درستی همین برداشت و مدعا باشد. اما گمان میرود این برداشت دستکم دارای دو اشکال میباشد: نخست آنکه با تمامی آیاتی که خداوند عالم را به عنوان رب و تربیت کننده هستی ستایش و توصیف کرده است منافات دارد، چه از یک سو همانسان که اشاره شد، رب و تربیت از یک ریشه است و از سوی دیگر، خداوند رب، یعنی مربی تمامی موجودات است، بیشک و به گواهی عین و شهود، گستره ربوبیت خداوند هر دو ساحت ماده و معنا را در بر میگیرد.

نعمت خداوند را بر شمارید، نمی توانید آنها را شمارش کنید. اگر نیازهای خاکی انسان حاکمیت بر انسان پیدا کرد بحث تعلقات مطرح میشود و موانع فراوانی برسر راه رشد و شکوفایی ایجاد میکند. کسی که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است مییابند و آنها را به معروف دستور میدهد و از منکر باز میدارد پاکیزهها را برای آنها حلال میشمرد، ناپاکیها را تحریم میکند و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آنها بود (از دوش و گردنشان بر میدارد) آنها که به او ایمان آوردند و حمایتش کردند و یاریش نمودند و از نوری که با او نازل شده پیروی کردند، آنان رستگارانند.» (اعراف/751).

دیدگاهتان را بنویسید