اصلی ترین روش های تربیت فرزند

2. آرمان تربیتی برنامه درسی باید منجر به پرورش انسان خردمند شود؛ انسانی که در اثر ایمان و تزکیه، صاحب بصیرت شده و با هشیاری قدم به عرصه تربیت خویش میگذارد. در سال دوازدهم شما مهارت های شناختی و خلاق کودک و همچنین پرورش مهارت های عاطفی و اجتماعی کودکان را می آموزید. به بچه های خود بگویید که همه اشتباه می کنند و شما هنوز هم آنها را دوست دارید، حتی اگر رفتار آنها را دوست نداشته باشید. بنابراین، در طی فرایند یادگیری از یک سو اگر قصد ایجاد تحولات باطنی فرد را داریم، باید علیرغم میل باطنی فرد بر انجام برخی از اعمال و حرکات ظاهری اصرار ورزید و بر فرد تحمیل کرد.

15 بنابراین، متناسب کردن آموزش با تحول روانشناختی کودک یک ضرورت است. این تحقیق که به مدت بیست سال در یکی از دانشگاههای ایالات متحده انجام شد، تاثیر آموزش مهارتهای اجتماعی در سالهای پیش از دبستان را بسیار بااهمیت اعلام میکند. یکی از روشهای تربیتی عینی و کاربردی تعلیم و تربیت، که بر دل و جان متربیان مینشیند، روش الگویی است که از آن با عناوین الگوسازی، اسوهسازی، و تقلید یاد میشود.

یا وقتی کودک از راه عملی، در مورد اشیای عینی میتواند یاد بگیرد و به شناختی نایل شود، نتیجه یک آموزش صوری و منحصراً کلامی چیست؟ روانشناسان انگیزش را اینگونه تعریف کردهاند: «فرایندی درونی که رفتار فرد را در طول زمان فعال کرده، هدایت میکند و نگه میدارد».30بر اساس آموختههای روانشناختی، دانشآموزانی که میخواهند یاد بگیرند، میتوانند هر چیزی را یاد بگیرند.31 آن چیزی که نقش اساسی در یادگیری دارد، انگیزه است. این سیره در زمان ائمة معصومین(ص) نیز رایج بوده است. مدرسهای که کادر آن میان دانشآموزان تفاوتی قائل نمیشوند، به دانشآموزان ارزش برابری انسانها را میآموزد و آنان را متوجه این نکته میکنند که ارزش هر انسانی، در گوهر وجودی او نهفته است، یا معلمی که به انجام وظایف خود در زمان مقرر اهمیتی نمیدهد، این معلم به طور ناخودآگاه جنبة بیتعهدی و بینظمی را ترویج میکند، یا نوع برخورد و روابط حاکم در مدرسه و کلاس درس، میتواند استبدادی یا آزادمنشانه باشد.

این دو برنامه، از یادگیریهایی حکایت میکنند که در چارچوب اجرای برنامه تصریح شده و به دلیل حضور در متن فرهنگ حاکم بر نظام آموزشی، دانشآموزان تجربه میکنند. هرچه در این مرحله از تصمیمگیری دقت شود، اجرای برنامه به شرایط مطلوب نزدیکتر میشود. بر اساس دیدگاه خودشکوفایی یا ارتباط شخصی، یادگیری تنها زمانی برای فرد آموزنده، و آموختهها زمانی پایدار و ماندنی است که فرد در طراحی و اجرای آن سهیم و فعال باشد.19یکی از راهکارهای نسبتاً مفید و مؤثر در تربیت اخلاقی، پیشبینی دروس اختیاری، به تناسب سن و مقطع تحصیلی، علائق و انگیزههای فراگیران است.

برای مثال، میتوان از خود پرسید که یاددهی یا آموزش عدد، تا زمانی که کودک هنوز به ساحتهای شناختی لازم برای درک آن عدد نرسیده است، چه دستاورد مثبتی به همراه دارد؟ بدین ترتیب وظیفه والدین در امر تعلیم و تربیت کودک، در این مراحل سنی بسیار سنگین میباشد؛ زیرا که این دوران، مرحله مهم آموزش است و نباید فرصتهای طلائی آن را از دست داد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نگاهشان به چند کودک افتاد و فرمودند: واى بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان! بخش اول: حق فرزند فرزند، پاره تن انسان فرزندان مایه افتخار یا ذلت والدین مسؤولیت والدین محورهاى مسؤولیت شیوه ایفاى مسئولیت پاداش و كیفر مسؤولیت نمایاندن آثار اعمال نیك به فرزند نظارت بر رفتار فرزند بهرهگیرى از استعدادهاى فرزند در تربیت استمداد از پروردگار در تربیت بخش دوم: حق خردسالمهربانىتربیت كودك تعلیم و آموزش كودكعفو خطاپوشى و تغافل رفق و ملاطفت با كودك كودكان فقراى درگاه بزرگسالان مدارا با كودك ترك لجاجت با كودكامام ساجدان على بن الحسین علیهماالسلام در رساله جامع حقوقى خود، كه سند پرافتخار و گرانسنگ معارف ناب شیعى است، به بیان حقوق مختلفى كه برعهده فرد مسلمان است، مىپردازد.

فراموش نکنید خانواده، همسر و فرزندان بالاترین اولویت را در زندگی ما دارند و لازم است که با دقت و توجه بیشتری روی آنها تمرکز کنیم. برخی از شاخصها یا اصولی که باید در طراحی برنامة درسی تربیت اخلاقی مورد توجه برنامهریزان باشد، توجه به «انتخابگر بودن» و داشتن حق «گزینش آزاد» است. اما اینکه آیا این دوره آموزشی از لحاظ عاطفی، مهارتی و رفتاری هم در او تأثیر داشته یا خیر، کاری به آن ندارد. پرسش این است که با وجود اینکه فرد میداند کار او غیراخلاقی است، چرا مرتکب میشود؟ بنابراین، با توجه به مبانی انسانشناختی و روانشناختی، «مختاربودن انسان»، «مسئولیتپذیربودن وی» و «تفاوتهای فردی» موجود در فراگیران، از جمله نکات مهمی است که باید متخصصان و مجریان برنامه درسی و آموزشی، به آنها توجه خاص داشته باشند؛ چرا که توجه به این ویژگیها، در برنامههای درسی و چگونگی طراحی برنامة آموزشی تأثیرگذار هستند.

گیلیکان در سال 1982 به این رویکرد توجه نمود. در این رویکرد افراد به چند طریق به یادگیری اجتماعی و اخلاقی میپردازند. 3- امیل دورکیم نیز بر اساس گرایش و تخصص علمی خود، تربیت را با رویکرد جامعه شناختی ویژه خود تعریف میکند. بنابراین، برنامة درسی، ساختار اداری، فیزیکی و ظاهری مدرسه، تعامل معلم با دانشآموزان و نیز تعامل دانشآموزان با یکدیگر در مدرسه، نقش جدی در تربیت اخلاقی دانشآموزان ایفا میکند.

معلم در تربیت اخلاقی، باید درک عمیقی از مفاهیم اخلاقی داشته باشد. بنابراین، اگر یکی از تجارب تربیتی فراگیران، تربیت اخلاقی بود، نباید از نقش مدرسه و آنچه که در این فضا میگذرد، غافل شد. دانشآموزان، همانطور که در مدرسه از معلم الگوبرداری میکنند، از فضا و محیط مدرسه نیز تأثیر میپذیرند. امروزه در میان متخصصان برنامهریزی درسی، این پرسش مطرح است: همانطور که در طراحی برنامة درسی به هدف، روش یادگیری، محتوا و ارزشیابی دقت میشود، آیا باید به نقش فضا و محیط هم توجه شود؟ از اینرو، دانشآموز قادر به تصمیمگیری در عرصة زندگی خود نیست.بنابراین، از جمله عواملی که نقش بسزایی در تربیت اخلاقی انسانها، در سنین بزرگسالی دارد این است که از همان دوران کودکی و مقطع دبستان، به شخصیت واقعی کودکان احترام گذاشته شود و آنها متوجه شوند که به علائق آنها توجه میشود و خود آنها قادر به تصمیمگیری هستند و خود مسئول پیامدهای انتخاب خویش هستند.

کودک در سنین اول زندگی خود فاقد هر گونه ادراکی است. این شیوة کار انبیا(ص)، یادآور این نکته کلیدی است که فضای معنوی و محیط یادگیریای که روح معنویت در آن حاکم است، از قبیل حضور در مسجد و دیدن جلوههایی از کارکردهای تربیتی، اخلاقی، جامعهشناختی و روانشناختی اسلام، نقش بسزایی در آشنایی با بایستههای زندگی یک دانشآموز مسلمان دارد. از جمله دلایلی که موجب حذف دروس اختیاری در برنامه درسی شده، نگرش غلط نسبت به دروس اختیاری است؛ به این معنا که این دروس، در عرصه زندگی فردی، اخلاقی و اجتماعی فرد مفید نیست. اما در مواردی که خطری ندارند لازم نیست مدام «نه» بگویید.

زمانی معلم میتواند به عنوان الگویی تربیتی معرفی شود که به خود عشق بورزد و با علاقه مسائل شغلی خود را دنبال کند. تشویق و تنبیه، پاداش و جزا و بالاخره بهشت و جهنم در تعابیر دینی نمادی روشن و عاملی اساسی برای ایجاد انگیزش در انسان از رهگذر نوعی بیم و امید و ترس و عشق است. خداپرستی که اصل اساسی و نخستین تمامی ادیان الهی به شمار میرود، فطری انسان است؛ پیامبران آمدهاند تا خدای واحد را با صفات جلال و جمال او بدان گونه که هست، یادآوری و معرفی کنند و انسان خداجو را از اشتباه در مصداق و تطبیق سرشت خداخواهی بر موجود شایسته وابستگی و دلدادگی برهانند؛ چنان که اصل معاد و عشق به حیات ابدی، فطری است و مربیان آسمانی جایگاه و چگونگی آن را مشخص میکنند؛ کمالجویی و زیبا دوستی فطری است و پیامبران در جهت صحیح، آن را به فعلیت میرسانند و به ماوراء طبیعت و به کمال و جمال مطلق که مبدأ تمام کمالات و زیباییهاست گسترش میدهند؛ نوعدوستی و عدالتخواهی فطری است و مربیان آسمانی حد و مرز و مفاهیم آن را بیان میکنند.

انسانها را که ابتدائاً یک موجود ضعیف ناقص هست، لکن قابل این است که ترقی کند، انسان را مترقی کند. 2. تقدم تزکیه بر تعلیم؛ امام خمینی(ره) تقدم تزکیه بر تعلیم را به عنوان یک اصل راهبردی بارها یادآور شده است: کوشش کنید که تربیت بشوید و تزکیه بشوید، قبل از این­که تعلیم و تعلّم باشد. بر اساس این الگو، یادگیری زمانی اتفاق میافتد که تکلیفها یا مسائلی که محرک دستیابی دانشآموز به الگوی جدید تفکر است، به وی عرضه شود.13با توجه به این اصل از اصول تربیت اخلاقی علامه مصباح، یعنی «توجه به توان مخاطب»،14 نکتهای که در برنامه درسی تربیت اخلاقی باید رعایت شود، توجه به مراحل رشد و توان فراگیران است.

6به علایق فرزندتان توجه کنید. از جمله غرایز بسیار مهمی که از اوان کودکی، بلکه طفولیت، باید بدان توجه شود غریزهی «مذهب گرائی» است. بر عکس، نظریههایی که رشد اخلاق را بیشتر به عنوان رشد طبیعی تواناییهای مادرزادی تحلیل میکنند، مربوط به سنّت عقلگرایی میباشند که معتقدند ذهن یا عقل انسان نقش مهمی در دانش بشر ایفا میکند. همین کارهای کوچک در ذهن کودکان اثرات مثبتی برجای خواهند گذاشت. یعنی در واقع، هرچه هست مخلوق ذهن بشری است. در دیدگاهی دیگر، از روش تفکر قیاسی آزوبل استفاده میکنند، و در دیدگاهی دیگر، معلم در فرایند اکتشاف نقش کمک کننده دارد؛ یعنی معلم در ابتدا زمینهای را فراهم میکند که دانشآموزان بتوانند به فرضیهسازی، بررسی فرضیهها و نتیجهگیری بر اساس کاوش به عمل آمده بپردازند.28 حاصل اینکه در بحث روشها و فرایند تدریس، پرسش این است که تدریس چگونه باید باشد، تا اهداف از پیش تعیین شده جامة عمل بپوشد؟

ضعف و فتور معلم میتواند موجب از هم پاشیده شدن این زنجیره و شکست در دستیابی به اهداف مورد نظر باشد. داستان ها : منظور داستان های مربوط به پیشوایان مذهب است که ذکر آن ضمن بالا بردن سطح فکر و معرفت کودکان سبب ایجاد عُلقه ( دلبستگی ) و تلاش برای همانندی هم خواهد بود. مراحل تحول، مرجعهایی برای تعیین محتوای آموزشی به حساب میآیند. نظریهپردازانی که به شناسایی مراحل رشد و تحول در ابعاد گوناگون وجودی انسان مبادرت کردهاند، اغلب بر این باورند که این نظریهها، سیر یکسان رشد و تکامل را تأیید نمودهاند، ولی سرعت طی این مسیر، در افراد متفاوت است.

رشد(تحول) شناختی، و اخلاقی زمانی به وقوع میپیوندد که فرد از طریق مواجه شدن با تعارضهای شناختی یا معماهای اخلاقی به تجدد ساختار الگوی تفکر خود میپردازد. به عنوان نمونه، در دیدگاه رشدگرا، یادگیری با رشد مرتبط است. به همین دلیل، وی در پی آن است که یک شکل قابل قبولتری از نظریه یادگیری اجتماعی را در یادگیری اخلاقی رشد و گسترش دهد. برخی رویکردها از یک فرایند آموزشی دارای ساخت و از پیش تعیین شده استفاده میشود. آمادگی ابتدایی کودک او را برای تبدیل شدن به یک محصل پیشرو در فضای مدرسه حاضر میکند. وی در نوشته خود از پدران و مادران، چنین گلایه میکند: «من تا کنون نشنیدهام کسی برای این روز بسیار بزرگ و فراموش نشدنی ارزشی قائل باشد و حق چنین روزی را ادا کرده باشد و یا برای از دست رفتن چنین روزی، لحظهای غصه خورده باشد.

بیدار کردن کودک در سحر ماه مبارک رمضان ،اعطای صدقه از طریق وبا دست کو دکان و … یادگیرنده فردی است که قادر است از طریق مشاهده و تفکر به لایههای عالم پیببرد و به کمک تزکیه نفس، به شناخت عمیقتر برسد. منظور از باطن، همان شئونی هستند که قابل مشاهده نیست؛ مثل افکار و نیات، و منظور از ظاهر، همان رفتار خارجی است که از انسان سر میزند و قابل مشاهده است. ظاهر انسان دستاندرکار نقشزنی بر باطن اوست؛ یعنی هر عملی را که فرد در خارج انجام میدهد، تأثیر خود را بر باطن خواهد گذاشت و سایة خود را بر باطن خواهد انداخت.

دیدگاهتان را بنویسید