ازدواج موقت – ویکی شیعه

این امر ناشی از آن اندیشهی مذهبی است که در آن زمان – و کما کان در حال حاضر – شایع بوده است چنانکه خود به این مورد معترف است: اگر معتقد نبودم که پس از مرگ به نزد خدایان دانا و مهربان خواهم رفت و با درگذشتگانی که بهتر از مردم این جهان هستند همنشین خواهم شد البته روا نبود به پیشواز مرگ بشتابم اگر هم این سخن را با اطمینان کامل نتوانم گفت در این تردید ندارم که خدایان مهربان مرا در پناه خود خواهند گرفت. در ابتدا تعریفی از پایان نامه ارائه نموده و بفرمایید که چرا باید پایان نامه نوشت؟

برای شروع سقراط را به علت آرا و زندگی و بیشتر از همه بخاطر نحوهی مرگش برگزیدم. آن زمانی که فرد در میانه خوابوبیداری خود را مجاب به بلند شدن و شروع فعالیت میکند، گفتگویی درونی با خود انجام میدهد. سقراط آن کس که چیزی ننوشت. وی میگوید مرگ آن هنگام رخ میدهد که روح از تن خاکی جدا میگردد و درنهایت سخن را به آنجا میرساند که در خصوص شناسایی که کار فیلسوف است سخن بگوید، سقراط میگوید که حواس آدمی که از تن است نظیر بینایی و شنوایی که قویترین آنها هستند تنها آدمی را به گمراهی میرسانند و جز فریب دادن چیزی برای آدمی ندارند (برای مثال خطاهای دیدی که انسان به آن مبتلا میشود در صورتی که واقعاً وجود ندارند).

سقراط در این کتاب در آخرین روز زندگی خویش، وقتی که فقط چند ساعت به زمان مرگش فرا رسیده، در حلقه شاگردان و دوستان و محبوس در زندانی که خودخواسته در آن به بند کشیده شده است، از مرگ سخن میگوید و از انسان و از راز حیات او. تدریس و تدرّس فلسفه و عرفان مصطلح بطور آزاد مانند فقه و تفسیر و حدیث و علوم دیگر در حوزهها و خصوصاً قرار دادن آن در برنامه دروس حوزوی و دانشگاهی بسیار خطرناک است و اجرای این برنامهها و تشویق و تأیید آنان قابل توجیه نیست و اگر کسی در این حوزهها گمراه شود علاوه بر این که خودش مسئول است ، مدرس و استاد نیز مسئول خواهند بود.

یکی از مهمترین دغدغههای متکلمان و فیلسوفانی که تلاش کردهاند تا با بهرهگیری از آموزههای فلسفی به تبیین و تفسیر معقولی از تعالیم دینی بپردازند، مسئله معاد و زندگی پس از مرگ است. او رنج می برد که چرا این تن ( که به گمان او تمام هویت و شخصیت از همین تن است ) منهدم می گردد ، لهذا اندیشه مرگ ، باعث بدبینی او به جهان می گردد . ما همواره در خود ندای مبهمی می شنویم که ما را به سوی این نخستین عشق به حکمت می خواند. کسانی که برای آنها لذتها ارزشی ندارد و آن را کوچک میشمارند، کسانی اند که تن را خوار میدانند و تنها کسانی که تن را خوار میدارند، عالم را کوچک میبینند.

این تنها سخنی است که میتوان درباره این کتاب گفت. سقراط در حالی که آخرین لحظات زندگی خود را میگذراند شاد است و معتقد است که باید شاد باشد. نمیتوان در برابر منكران معاد و غیرمسلمانان گفت كه چون خداوند در قرآن فرموده است معادی هست، پس باید معتقد شویم كه معاد وجود دارد! یک بدبختیای که قوه واهمه دارد این است که همیشه جلوی قوه عاقله سنگ میاندازد. منظور این که مبادی آنها کلا فرق دارد! و نفس آدمی هنگامی به بالاترین درجهی خود میرسد که تنها تفکر ناب کند و از حواس خود روی برگرداند و به قول خودش باید تا جایی که میشود از حواس روی گرداند، علاوه بر این تمامی مفاهیم نظیر عدالت، فضیلت و ذات و …

همین حیث ذاتی و فناناپذیری نفس است که ضامن بقا و حضور آن در حیات پس از مرگ میباشد. بنابراین، اگر شکل های بدوی اجتماع طبیعی هستند دولت نیز که ترکیبی از همین شکل هاست به ناچار طبیعی است». خصلت پرسشگری سقراط در گفتوگو شکل میگرفت. راه کار فعلی این است که مردم در ngoها و موسسات مردم نهاد ، افراد در خانواده ها به وظایف خودشان برگردند و به آموزش هایی که در صدا و سیما و آموزش و پرورش انجام می شود اکتفا نکنند و اتفاقا آن ها را هم نظارت کنند که گفتمان هایی مانند سند 2030 شکل نگیرد .

است. در آخر پیشنهاد می کنیم مقاله با چه کسانی نباید ازدواج کرد؟ به گزارش خبرنگار مهر، «محسن عباسی ولدی» در برنامه «بدون توقف» با اشاره به اینکه درست است سن ازدواج بالا رفته ولی به این کلیت نمیشود قبول کرد که جوانان نمیتوانند ازدواج کنند، گفت: در واقع موانعی سر راهشان است که برخی نمیخواهند آن موانع را بردارند و مطلب دیگر اینکه هر چیزی که در خصوص مدارا و آسانگیری گفته میشود ربطی به تلاش و کوشش مسئولان ندارد برنامه و وظیفه و کار مسئولان متفاوت است و باید تمام تلاششان را بکنند که ازدواج سهل و آسان شود.

دو تمرین برای تمرکز وجود دارد؛ اول اینکه فرد از عدد 100 به صورت معکوس تا عدد یک شمارش کند و تمرین دیگر تمرکز این است که فرد در ذهن یک شیء را تصور و به آن نگاه کند. یکی از راه هایی که برای نجات از غفلت و استمرار یاد خدا به آن سفارش شده، ذکر کثیر است: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا؛ (أکثروا ذکرا الله ما استطعتم فی کل ساعة من ساعات الیل و النهار، فإن الله أمر بکثرة الذکر له)؛ (أحب الأعمال إلی الله أن تموت و لسانک رطب من ذکر الله)؛ (أکثروا ذکر الله تعالی حتی یقولوا مجنون).

قرآن کریم وقتی امروز از بنی اسرائیل (نیای صهیونیستهای امروز ) نکوهش میکند، از فرهیختگان علمی اینها به عظمت یاد می کند: « مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ… کارکرد این شبکه مفهومی این است که مفاهیم پایه فلسفی را در حوزه علوم کاربردی تنزل داده و مفاهیم کاربردی را خلق نماید و در واقع یک شبکه مفهومی هماهنگ از فلسفه تا علوم ایجاد می گردد. تمام رساله فایدون بدون هیچ گپنه مبالغهای در خدمت این است که فلسفه را تنها کسانی در مییابند و میفهمند که از تن عاری شده باشند. از این رو نه تنها از مرگ نمیهراسم بلکه شادمانم که پس از مرگ زندگی دیگری هست و چنانکه همواره گفتهاند نیکان سرانجامی بهتر از بدان دارند.

باید توجه داشت که فلسفهی تحلیلی یک رشته نیست، یک رویکرد است. فلسفه در تلقی ما رویکرد عقلی به دغدغههای بشر و بسط عقلانیت در همهٔ ساحتهای حیات آدمی است. انقلاب اسپینوزا در فلسفه اخلاق تغییر این رویکرد به اخلاق مبتنی بر کردار بود. فلسفه و حكمت عملي چه نسبتي دارند؟ ما دموکراسی را به مردمسالاری ترجمه کردهایم ولی عموم مردم تصوری ذهنی از این مفهوم دارند و این بسیار خطرناک است. سی، 1375، تاریخ فلسفه یونان 3، فیثاغورس و فیثاغوریان، ترجمه مهدی قوامصفری، تهران، فکر روز.

8. نوسبام، مارتا، 1374، ارسطو، ترجمه عزتالله فولادوند، تهران، طرح نو. طرح این بحث توسط ارسطو و تبیین قوّه به «قابلیت تغییر در شی ء متحرّک» کمک بزرگی به او در حل مسئله حرکت و پاسخ به دیدگاه های پارمنیدس و مگاری ها کرده است. در آخر هر بخش از کتاب سوالهایی پژوهشی طرح شده است تا هم خواننده مطالب هر بخش را جمعبندی کند و هم خودش بعدها بهطور جداگانه این سوالها را مبنای تحقیقش قرار دهد.

در فلسفه سقراطی مرگ از چه تعریف، شان و جایگاهی برخوردار است؟ روش فلسفه سقراطی «مامایی روح» است: گفتوگو برای داناتر شدن. نام سقراط در تاریخ فلسفه با نام پرسش و زایش همراه است. همانطور که مشاهده کردید سقراط در اینجا به تمامی منکر حواس میشود و کاملاً به طرد معرفت تجربی میپردازد، این در حالی است که اگر آدمی منکر این نوع معرفت شود (که از جملهی آنها میتوان تاریخ و جغرافیا را نام برد) دیگر حتی نمیدانستیم، آتن کجاست و سقراط در چه زمانی میزیسته است و بر او چه گذشته است و حتی از شجاعتی که او در زمان مرگ داشته است نیز آگاهی نداشتیم.

دیدگاهتان را بنویسید