اخلاق نیکو، هدیه الهی! – سنت آنلاین

مثلاً، وقتی گفته میشود: نظام آموزشی کشور مسئول پرورش نیروی انسانی متعهد و متخصص است یا فلان سازمان مسئول واردات داروهای خاص است یا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مسئول تامین، حفظ و ارتقاء سلامت است، در همه این موارد، مسئولیت کلی و علاوه بر لزوم رعایت مبانی علوم پزشکی، پاسخگویی در عرصه های اجتماعی نیز مطرح است. مسؤولیتپذیری اجتماعی مانند انطباق پذیری اجتماعی، فراتر از پاسخگویی به نیازهای جامعه است. همانطور که عرض شد، مسؤولیتپذیری اجتماعی هم مانند انطباق پذیری اجتماعی، فراتر از پاسخگویی به نیازهای جامعه است.

این مبنا از رفتار ارتباطی فرد، به صورت اصلی برای ارتباط سازمان با محیط قرار میگیرد و سازمان با دغدغة رعایت حقوق دیگران، از تکالیف خود میپرسد. با توجه به این که آموزش نیروهای انسانی گروه پزشکی در بیمارستانهای آموزشی صورت میگیرد، مسؤولیتپذیری اجتماعی برای این بیمارستانها ضرورتی اجتنابناپذیر است. پزشکی که فقط بیماری را تشخیص می دهد و برابر ضوابط نسخه می نویسد، تعهد اجتماعی خود را تا حدودی انجام می دهد ولی اگر سوالات او را پاسخ گفت و آموزش های لازم را در جهت بهبود زندگی بیمار و پیشگیری از شدت بیماری او داد و در کل انتظارات او را برآورد کرد، به مسئولیت اجتماعی خود نیز عمل کرده است و اگر به موازات همه ی اینها، به دنبال الگوها، مدل ها و ابزارهایی رفت برای برون رفت در حداقل زمان ممکن از مشکلی که می تواند گریبانگیر او در طولانی مدت باشد، و یا مثلا به خاطر رفع مشکلی حاد، شبانه به بالین بیمار در منزل او هم می رود، در جهت انطباق اجتماعی عمل کرده است، مثل پزشکی که در واکنش به درد شدید ناشی از عمل جراحی بیمارش و انتظارات او برای کاهش فوری از شدت درد، که وظایف قانونی و حرفه ای و اخلاقی خود را در ارتباط با او به درستی انجام داده، برای اقدام متفاوت دیگری نیز در فکر و اندیشه و مطالعه است.

یک مدیر وقتی می تواند به مسئولیت اجتماعی(social responsibility) خود عمل نماید که سازمان او در انجام وظایف قانونی و اهداف اقتصادی خود سرآمد باشد، در غیر اینصورت مدیر نمی تواند به مسئولیت اجتماعی خود عمل نماید. عرضم این است که در هر صورت اخلاقی بودن یا نبودن رفتارها و عملکرد افراد و مدیران، می تواند پیامدها و آثار مثبت یا منفی را در سطح سازمان رقم زند. از مسئولیتپذیری گفتید، بفرمایید مسئولیت پذیری در سطح فردی و سازمانی چه معنی و مفهومی دارد و مسئولیت پذیری در این دو حیطه، آیا تفاوت هایی هم دارند؟ بایسته های نهادینه شدن مسئولیتاجتماعی در سطح و پوششی گسترده در جامعه ی امروز ایران چیست؟

اینک برخی از بایسته ها و نبایسته های اخلاقی را که در عالم سیاست ضرورت بیشتری دارد به اختصار بیان می کنیم . برخی اخلاق را به معنای نظام رفتاری گروهی از انسانها به کار برده اند، مثل «اخلاق نازی»؛ یعنی نظام رفتاری مورد پسند نازیها، و «اخلاق مسیحی»؛ یعنی نظام رفتاری مورد پسند مسیحیان. در این ارتباط باید شاخص های اقتصادی مانند مشارکت عادلانه خانوارها ، شاخص های قانونی مانند میزان برابری افراد در برابر دستورالعمل ها و شاخص های اخلاقی و رفتاری در حوزه های مختلف مانند میزان انتفاع و یا خسارتی که جامعه و یا سازمان از نحوه و سبک مدیریت مدیران می برد، مورد سنجش قرار گیرد.

مسئولیت هم مربوط به تکتک افراد و شهروندان است که برابر ارزش های مورد قبول خود در این رابطه پاسخگو هستند و هم مربوط به گروهها، سازمانها و شرکتها ست که بر اساس تکلیف و متناسب با اختیار و با ساختار معلومی که دارند در قبال فرد و جامعه، دارای مسئولیتند. یک مدیر از یک طرف در فعالیت ها، باید برابر با قانون، آیین نامه ها و دستورالعمل ها، استانداردهای حقوقی و اقتصادی و …

انطباق پذیری اجتماعی، عمل گراتر از بقیه است و به همین جهت تمرکزش بر ابزارهاست و تاکیدش بر واکنش ها و رخدادهاست و با الگوهای اجتماعی هدایت می شود و به دنبال آن است که در کوتاه مدت و میان مدت تصمیم گیری صورت گیرد. مدیریت بیمارستان باید در هدفگذاری و برنامهریزی، به نیازها و انتظارات جامعه، با نگاه به منافع کوتاه مدت و بلند مدت بهداشتی و درمانی و سیاستهای ملی و منطقهای توجه کند. با این توصیف، مثلا منصبی مانند ریاست جمهوری یک مسئولیت اجتماعی کلان، نهادی و دولتی است و به همین دلیل افراد ذیصلاح که ویژگی ها و توانایی های خود را در موقعیت های قبلی به خوبی نشان داده اند، نمیتوانند از زیر بار آن شانه خالی کنند، فلذا در قبال مردم و کشور به لحاظ همان توانایی ها و مهارت هایی که در خود سراغ دارند، احساس مسئولیت می کنند و برای گرفتن زمام تدبیر و سیاست جامعه، خود را در معرض انتخاب قرار می دهند.

فرصت ها را به باد می دهد، تهدیدها را نمی شناسد و یا در جهت مقابله با آن ها بر نمی آید، ضعف ها را برطرف نمی کند و یا آن ها را به غیر واقع قوت معرفی می کند و یا قوت ها را نادیده می گیرد و یا با سوء تدبیر آن ها را بلااستفاده می گذارد، مسئولیت پذیری لازم را ندارد. عدالت و رعایت حقوق افراد در بنیان “اخلاق سازمانی” یک از اصول اولیه بشمار میرود و بدون آن سازمان متزلزل خواهد بود و هر نوع فسادی گریبانگیر آن میشود، حاکمیت عدالت در سازمان و حفظ حقوق دیگران حافظ سلامت و قوت سازمان است و رعایت این قاعده باعث مصونیت سازمان از بسیاری از مشکلات خواهد شد.

همچنین سلمان فارسی نقل می کند: روزی بر پیامبر(ص) وارد شدم، در حالی که بر متّکایی تکیه زده بود. درواقع موضوع مشخصههای کفایت در نظریه اخلاقی، امروزه بهشدت مورد نزاع هستند و حلوفصل آن درگرو توانایی ما در به توافق رسیدن بر سر برخی از امور است. ممکن است فردی به نظریه لیبرالیسم باور نداشته باشد، اما بنابه ملاحظاتی (از جمله ملاحظات عمل گرایانه) ساخت سیاسی لیبرال را دفاع پذیر بداند.

وجود چنین اسوه هایی که در بدترین شرایط تاریخی بر تعهدات اخلاقی خویش پایداری کرده اند امکان پذیر بودن عمل به دستورات اخلاقی اسلام را اثبات می کند. از جمله اقتضائات این امر آن است که نهادهای سیاسی و اجتماعی در جامعه چنان سامان یابد که امکان تحقیق، مطالعه و تعقل آزاد و مستقل در جامعه فراهم باشد، و افراد جامعه بتوانند آزادانه خرد بورزند. قبل از پرداختن به این موضوع لازم می بینم به معنی و مفهوم سه واژه اشاره کنم.

گفت: مدت ها طبابت نکرده ام و درست نیست، در این کار دخالت کنم. قبل از پرداختن به این سوال باید مقدمه ای عرض کنم. قبل از پرداختن به پاسخ این سوال باید مفاهیمی تعریف شود. اما برگردیم به سوال شما، به نظر اینجانب مسئولیت پذیری اول فردی ست و بعد نهادی و یا دولتی. میتواند معضلات جدی را برای سازمان ایجاد کرده و مقبولیت و مشروعیت اقدامات آن را مورد سوال قرار دهد و درنتیجه توان و بازدهی و جو سازمانی را تحت تأثیر و تنش قرار دهد.

این ویژگی ها به هر حال بر روی میزان کارایی و اثر بخشی سازمان در هر شرایطی تاثیر می گذارند. ریشه ی اغلب مشکلات آنجا که مسئولیت پذیری فردی وجود دارد، به سیستم ها برمی گردد. به ظرایف و عمق مسئولیت پذیری، هم در حوزه خرد (فردی) و هم در بعد کلان (اعم از ملی و یا بین المللی) و هم در ساختار سازمان ها، باید از این منظر نیز، نگاه شود و مهمتر از همه اینها، عمل کردن بر این اساس است و گرنه بدون مستندات، نمی توان دم از مسئولیت پذیری اجتماعی زد. خوانندگان عزیز مستحضر هستند که ریشه ی اغلب مشکلات آنجا که حد متوسطی از مسئولیت پذیری فردی وجود دارد، سیستم ها هستند و اینجاست که، اگر این زمینه ها به خوبی فراهم شود، بستر مناسبی برای مسولیت پذیری سازمانی ایجاد می شود.

اگر بذل و احسان را آشکارا انجام دهید، بسی خوب است، ولی اگر پنهانی به مستمندان برسانید، بهتر خواهد بود و پوششی بر گناهان (قابل آمرزش) شما خواهد گردید. آنچه مشخص است اینکه اگر عنصر فرهنگ به حال خود رها شود، هنجارهای بازدارنده اخلاقی، توان مقابله با فشارها و اختلافات ناشی از پدیدههای نو را نداشته باشند، طبیعی است که نظام سیاسی جامعه از تعادل و توازن خارج و وحدت و امنیت به مخاطره میافتد.

این گفته به این معناست که مثلا یک بیمارستان آموزشی علاوه بر درمان بیماران، باید با مردم تحت پوشش خود در تماس باشد و با جلب مشارکت جامعه، انتظارات و نیازهای آنها را شناسایی و اولویتبندی کند و براساس نیازها و مشکلات جامعه، خدمات خود را عرضه کند. اخلاق کریمانه، صفتی است که انسانِ مسلمان باید به آن مزیّن باشد تا بتواند به وسیلهٔ آن اقشار مختلفی را بهسوی خود جلب کرده و بدبختترین انسانها را گرویدهٔ خود کند. به تعبير ديگر، اين دسته از آيات، يك سلسله بيانات توحيدي است براي جلب توجه مردم بهاين كه فوق اسباب و مسبباتي كه ميشناسيد دست ديگري هم در كار است.

در هر نوع مدیریتی، توجه به سه مفهوم “مسئولیت اجتماعی”، “تعهد اجتماعی” و “انطباق پذیری اجتماعی” که به رغم درصدی تشابه معنایی، مرزبندی مشخصی با هم دارند، حائز اهمیت است. در ابتداء عطف توجه به دیدگاه هایی است که فاقد ملاک قانونمنداند و در ادامه به دیدگاههایی خواهیم پرداخت که برای ارزشهائی اخلاق و خوب و بد افعال ملاک و معیار قائل هستند و آنها را مورد ارزیابی قرار میدهیم. خود مشرکین هم که امیدی به کارهای بدشان نداشتند؛ پس مقصود این است که آن کارهایی را که خیال میکردند خوب است و باعث نجات آنها میشود هباء منثورا قرار دادیم.

ارزشها (Value)، خواست و تمایل دایمی به سمت چیزهایی است که به خودی خود، خوب هستند و در واقع پاسخی ست که ما به چراهایمان می دهیم. انطباق پذیری اجتماعی، عمل گراتر است و تمرکزش بر ابزارهاست و تاکیدش بر واکنش ها و رخدادهاست. عمل کند، تا “تعهد اجتماعی” خود را به جا آورده باشد، یعنی هنگامی که یک سازمان مسئولیت های قانونی خود را در فعالیت ها لحاظ می کند، به تعهد اجتماعی (ُSocial obligation) خود عمل کرده است. اما یک اصل مهم دیگر اینکه؛ همچون سایر فرایندهای مبتنی بر فعالیت های اجتماعی بشری، هیچ چیز نمی تواند برای همه مناسب باشد.

دیدگاهتان را بنویسید