اخلاق خوب – پارسی طب

ابوجعفر برقی در کتاب محاسن نیز طبق روایت کافی آورده است. بهترین رهنمودها، رهنمود پیامبر است و بهترین گفتارها، کتاب خداست و بدترین کارها بدعتها و نوآوریها در دین خداست. مهمترین نیاز بشر برای رسیدن به سعادت، شناخت دین حق است که اساس آن پرستش خدای یگانه است. بنابراین آنان کاستی ندارند، که اعمال صالحه ایشان مقبول حق قرار نگیرد. به علاوه که اسلام، علم و دانش را مایه بینش فطری دانسته، حس حقگرایی را در انسان برمی انگیزد و این دانشمندانند که حقیقت را یافته، به سوی حضرت حق رهسپار میباشند و در همین حرکت به سوی حق، شرف و کرامت انسانی و تمامی صفات عالیه را همراه دارند.

پس از آن که اعمال نیک را بر شمرده و انجام دهندگان آن را از صالحان دانسته، گوید: هر کار نیکی که انجام دهند، پوشیده نخواهد ماند، و نادیده نخواهد گرفته شد. مثلاً، احسان بر دیگران و نادیده گرفتن بستگان مستمند، برخلاف سنت الهی است و عقل و فطرت سلیم، آن را ناپسند میدارد؛ لذا کاملاً تأکید شده است، تا در انجام اعمال صالح، سنتهای الهی و رهنمود عقل و فطرت رعایت شود. شریعت الهی، کامل است و کاستی ندارد و هر گونه گمان تصحیح یا تبصره، فضولی و خروج از محدوده عبودیّت است و در واقع، پیروی از هوای نفس و نادیده گرفتن دستورات شرع بهشمار میرود.

هر که کار نیکی را انجام دهد و با ایمان باشد، کوششاو نادیده گرفته نمیشود و برای او ثبت و ضبط میگردد (یعنی ضایع و تباه نمیگردد). قرآن ادعای مؤمن بودن را بدون عمل نیک، ادعایی دروغین میداند: «میگویند: به خدا و رسول ایمان آوردهایم و اطاعت میکنیم؛ ولی بعضی از آنها روگردان میشوند. آن گاه سرمنشأ پندار نیک، گفتار نیک و رفتار نیک گردد. این، یک نوع شذوذ روانی است که در برخی افراد یافت میشود، به گونهای که همواره میل دارند در رفتار و کردار، و حتی طرز پوشیدن لباس و نحوه زندگی، برخلاف متعارف عمل کنند و خود را انگشتنما سازند.

بدعت، دخالت در سنّت الهی، و به گونهای تصحیح کردن یا تبصره زدن به شریعت الهی است که این خود، از قصور نظر، یا غرضورزی حکایت میکند. در تفسیر و توجیه این آیات، به گونهای که با آیات پیش برخورد نداشته باشد، باید گفت که این آیات جنبه منفی «قید» را نظر دارند؛ یعنی مواردی که جنبه بیایمانی، جنبههای دیگر را در آنان منتفی ساخته است. چنانچه مكاتب دیگر نیز به این امر توجه داشتهاند امّا در تشخصیص كمال حقیقی انسان به خطا رفتهاند. و نیز در بحارالانوار، ج 8، ص39، ح 19 و ص 121 ـ 122، ح 12 و ج 69، ص 158 ـ 159، ح5.

در انسان نیز اصطلاحا فرایند زمینه سازی و به کار گیری شیوه هایی جهت ایجاد، تقویت و شکوفاسازی صفات، رفتارها و آداب، و اصلاح و از بین بردن صفات، رفتار و آداب ناشایست در خود و دیگران را تربیت نامیده اند . هرگاه فهرستی از افعال خوب و بد و نیز فضایل و رذایل (هیآت و ملکات شایسته و ناشایست) فراهم اید سیمای انسان مطلوب مشخص شده است. آیاتی از این گونه، نیز بسیار است. با این ملاک ، سه نظریه ی اخلاقی اول خود علّامه که کاملاً عرفی و بشری است تنها به کار احتمال دوم می آید ، چون اگر احتمال اول را بپذیریم باید خود ایشان سه نظریه ی اول خود را رها ساخته و تنها به اخلاق دینی مطرح شده در قرآن تمسّک کند.

می خواهم این نکته را بگویم که برای تعمیق اخلاق حرفه ای، سیستم ها باید در ابعاد مختلف تخصصی و هر چه بیشتر در اخلاقی شدن خود بکوشند. يكي از عوامل مهميكه شيطان حربه خود قرار ميدهد شبهه جبر است كه در اذهان افراد به صورتهاي گوناگون مطرح ميكند؛ گاه ميگويد: انسان، ساخته شده محيط و جامعه خود است؛ خوبي و بدي انسان بستگي به محيط او دارد. اخلاق در اسلام به تک تک جوانب گوناگون زندگی انسانی، اعم از: روحی یا جسمی، دینی یا دنیوی، عقلی یا عاطفی، فردی یا اجتماعی اهتمام جدی ورزیده و پیشروترین شیوة رفتار درست و برخورد والا را برای هرکدام از آن جوانب ترسیم کرده است.

گفتار و کردار و نیت آن گاه درست آید که بر وفق سنت، یعنی شریعت الهی باشد. از این رو نباید انتظار داشت یک عبادت شبانه، زمین و زمان را به زیر چتر تصرف ما بکشاند، دیده حقیقتبین ملکوتی ما را بگشاید و ما را به مقام یقین برساند، همانگونه که نباید انتظار داشت با نهادن یک آجر کاخ رفیعی پیش روی ما پدید آید! معلم و مربی ،پدر و روحانی و پرورش دهنده قلب و روح دانش آموز است و باید خالصانه ترین احترام ها را برایش قائل شد و او را بیش از همه کس ارج نهاد ، چرا که معلمی جانشین پیامبر و شغل انبیاست .

فردی که اخلاق خوب و پسندیده ای دارد، سعی می کند نسبت به همه احترام قائل شود. اخلاق جمع «خُلق»و «خُلق»، به معناى خوی و خصلت است به معنای صفات درونی در مقابل خَلق که هیأت و شکل ظاهرى و جسمى آدمى است که با چشم دیده مى شود. در روح، انتساب به خدا است، ولي در نفس، اينجا نسبت با يك شخص انساني و با هويت انساني منظور نظر است. 1- اخلاق بندگی: انسان نسبت به خالق و آفریدگار خود، وظایف اخلاقی دارد.

بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت كه چون كمال انسان امری واقعی و صفتی وجودی است لذا افعال و صفاتی كه بین آنها و كمال نهایی انسانی رابطه علّی و معلولی وجود داشته باشدآن افعال و صفات دارای ارزش اخلاقی بوده و در ردیف فضایل اخلاقی محسوب می گردند. بر اهل نظر روشن است كه قسمهاي مذكور قرآن كريم، هر چند معمولاً، در نظر اول ساده جلوه ميكند اما چون دقت شود روشن ميگردد كه هم بيان كننده عظمت آن پديدهها و اموري است كه به آنها سوگند خورده شده، و هم تاثيري است كهاين پديدهها در نظام خلقت دارند.

ابتدا قسم به نفس خورد، سپس به خدايي كهاين نفس را آفريده است يعني اول به مخلوق و سپس به خالق آن مخلوق قسم خورد شده، است. ابتدا لازم است درباره معاني لغوي اين كلمات توضيحي بدهيم، سپس به حكمتِ كاربرد آنها بپردازيم. خوش اخلاقی اولین نمود توانایی شخصیت انسانی و پرورش یافتگی او در حوزه ارزش های انسانی و اخلاقی است. در فرایند عینی تربیت اخلاقی بیش از هر عنصری باید بر استراتژی تربیت و برنامه آن تأکید داشت. اگرچه اکثریت این گروه، ظاهراً معتقد به دینی از ادیان هستند ولی تصور می کنند که دین یک مسئله شخصی بیش نیست و ارتباطی با جوامع بشری نداشته و تنها با فرد سر و کار دارد!

ولی واقعیت آن است که در همه ی این بخش ها، حرکت به سمت کیفیت و پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتری و اصلاح فرایندها و ارتقاء مستمر وضعیت کم و بیش وجود دارد که باید سرعت گیرد و عمق پیدا کند و تبدیل به فرهنگ شود. ميوه درخت آفرينش، موجودي است كه از همه موجودات عظيمتر است و خداوند آن را به دست خود آفريده و تربيت كرده است. انسان مسلمان با نظر در سیره عملی داعیان و عالمان ربانی در آینه صفحات تاریخ شوق کمال معنوی را در خود می یابد و با امید و اطمینان به امکان پذیر بودن کمالات معنوی روی به تلاش می آورد.

امام سجاد (علیه السلام) میفرماید:« روز قیامت ، خداوند از یکی از بندگانش میپرسد؛ آیا سپاس فلانی را گفتی؟ مثلاً، یکی از رفتارهایی که برای کودک ارزش ارگانیزمی مثبت دارد، بازی با گِل و خاک است. سنّت همان است که پیامبر اکرم تشریع فرموده و بدعت، نوآوریهای پس از اوست. انتخاب به دست اوست. اخلاق نیکو به شما کمک می کند که بتوانید به هدف های زیادی دست پیدا کنید. ۱۶. ↑ پژوهشکده تحقیقات اسلامی، آخوندی، مصطفی، اخلاق مدیریت، ص ۴۵-۴۶، قم، کوثر غدیر، ۱۳۸۲ش.

↑ فرق میان اخلاق و علم اخلاق چیست؟ برای درک بهتر علم اخلاق به بررسی دیدگاه متفکران غرب در خصوص علم اخلاق می پردازیم. اصطلاح قرآن اعم از اصطلاح فلسفه است؛ در قرآن گاهي نفس بر همان معناي فلسفي منطبق است، چنان كه ذكر شد، و گاهي معناي ديگري منظور است؛ مثلاً، در آيه “اِنَّ النَّفسُ لَأَمّارَه بِالسَوءِ” (يوسف: 53) نفس به معناي روح نيست، بلكه حثيت خاصي از روح در آن مراد است والا روح گرايش به خير هم دارد، چنين نيست، كه روح، فقط گرايش به بدي داشته باشد.

در اين كه ميگويند (عقلش بر نفسش قالب شده) همين معني مراد است نهاين كه عقل بر روح قالب شده است. راه دیگری که وجود دارد مطالعه در احوال مردمان است. مسافری که قصد زیارت حرم امام هشتم (ع) را دارد اگر تنها یک قدم پیش رود، نزدیک شدن خود به مشهد مقدس را مشاهده نمیکند، اما به هر صورت، واقعاً نزدیک شدهاست. حتّى وقتى که عمیقاً غمگین و ناراحت هستید، سعی کنید خود را شاد نشان دهید و تبسم نمایید. و هر که به همان اندازه کار بد کند، آن را خواهد چشید. وقتی او در سال 1933 به شوروی سفر می کند، جامعه ای می بیند به کلی آشفته و درهم ریخته.

اخلاق ورزشی یعنی اینکه شما به کسی ظلم نکنید، به کسی زور نگوید، مال کسی را نخورید و به صورت کلی یک اخلاق خوب و نمونه داشته باشید. اخلاق خوب فقط درون آدم هایی وجود داره که خوبی رو میبینن، زیبایی ها رو میبینن و سعی میکنن که به قشنگی ها توجه کنن. آیا خودتان دوست دارید که دیگران به صورت مصنوعی و دروغی با شما خوب باند؟ اگر آدميزادگان بخواهند با فكر و تدبير اهميّت تزكيه نفس را بيان كنند هرگز به تعبيري بهاين رسايي دست نخواهند يافت.

دیدگاهتان را بنویسید