اخلاق اسلامی؛ مبانی و غایات

اسلام نگاه ویژه ای به بشر دارد؛ اولاً تئوری فطرت ـ که از مهم ترین ارکان معارف انسان شناحتی اسلامی است ـ بر سرشت واحد انسان در طول تاریخ تأکید می کند و ثانیاً اسلام همان طور که نگاهی مثبت به جهان دارد (به معنای غلبه و ستیزه نیروی خیر بر شر در عالم) نهاد بشر را نیز تحت تأثیر ظرفیت های شناخیت و گرایش خیر و در نتیجه مثبت ارزیابی می کند. بنابراین، نظام اخلاق اسلامی را باید نظامی اخلاقی بر مدار عدالت و احسان دانست که مهمترین غایت آن عبارتست از قصد قربت و تقرب به خداوند.

در واقع تنوعجویی و نوگرایی ارضای یک شهوت است که انسان را از تحول باز میدارد. در واقع تعدیل سه قوه واهمه، شهویه و غضبیه همان تسلط عقل بر آنها است. کسب حرام ، علاوه بر این که کاری زشت و نادرست است ، بر افکار و اعمال حرام خوار نیز آثار نابهنجاری می گذارد که سبب تباهی دین و دنیای او می گردد. همه انسان ها متفکرند؛ یعنی می اندیشند و به چیزی می رسند، ولی کمتر انسانی را می توان یافت که منطقی، منضبط، روشمند و بر اساس اصولی مشخص بیندیشد.

آن گاه اگر با قرائن و شواهدی برایش معلوم شود که عمل کوچک او چنان اثر سترگی در پی نداشته، به جهت توقع نادرستی که شیطان از آن عمل، ایجاد کرده مأیوس و سرخورده میشود، از تکرار عمل دست برمیدارد و از تکامل یا اصلاح خود صرف نظر میکند و یا اینکه مقامات بلند انسانی را در قیاس با همت خود انکار میکند. آموزههای وحیانی کاملاً با عقل و سرشت انسانی هماهنگ است و انسان طبعاً به مسائل اخلاقی گرایش دارد اما آموزههای الهی این مسیر را برای انسان ساماندهی میکند و راه را مشخص میکند. یعنی اگر قوه عاقله بر سه قوه دیگر پیروز شد و آنها مطیع او شدند، به واسطه جاری شدن اراده عقلانی و اعتدال کامل وجود بشری سکون و آرامشی حاصل می شود، در این حال نفس انسانی را «مطمئنه» می نامند و اگر قوه عاقله به چنین غلبهای دست نیافت و در مقام کشمکش و دفاع بود، هر زمان که عقل به سبب ارتکاب معاصی شکست بخورد و در پی آن برای نفس ملامت و پشیمانی حاصل گردد «لوامه» نامیده میشود و اگر قوه عاقله بدون دفاع تسلیم و مغلوب شد «اماره بالسوء» نامیده میشود، زیرا هنگامی که نیروی عقل را از دست داد و بدون دفاع مطیع قوای شیطانی شد چیزی جز اراده بی مهار و کور درندگی و شهوت پرستی باقی نمی ماند.

به تعبیر دیگر فرایند ارزش گذاری ارگانیسمی در نوزادان بسیار کارآمد و بر مبنای درستی استوار است. در قرآن و روایات برای انسان سه نفس مطرح شده است؛ نفس مطمئنه (آرام)، نفس لوامه (ملامتگر) و نفس اماره (فرمان دهنده) به بدی و گناه. در این دو فاجعه بزرگ میلیون ها انسان کشته شد. 1 ـ امکان پذیری: تحصیل یا تغییر ملکات برای انسان در هر سن و سال و موقعیتی امکانپذیر است؛ گرچه در جوانی بسیار آسانتر و دستیافتنیتر است. او برای این که به مقصد خود برسد باید اقتضائات، نیازها، توانمندی ها و شرایط هر گیاه را مدنظر قرار بدهد.

درواقع اگر ما به انسان ها، چیزها، شرایط و اتفاقات مختلف برچسب هایی می زنیم مثل این است که آن ها را به خود زده ایم. تولد و مرگ ملکات مثل همه حرکتها و تحولات جهان مادی به مرور ایام و در گذشت زمان اتفاق میافتد. با خود گفتم به راستى كه نظريه صحيح همين است ، به عنوان پذيرش اسلام ، به مدينه سفر كردم ، پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مسجد بود ، در آن جا به محضرش رسيدم ، سلام كردم ، جواب سلامم را داد و پرسيد : كيستى ؟ تکلیف و تحمیل به نفس ـ یا به دیگری ـ اگر از حد طاقت درگذرد، به عمل تبدیل نمیشود و یا استمرار نمییابد و در موارد بسیار، آسیب میرساند همانگونه که آغاز تمرینِ وزنهبرداری با وزنههای سنگین به ستون فقرات، صدمه وارد میسازد و یا دستکم، رغبت و اشتیاقِ استمرار آن را از بین میبرد.

این اندیشه، خدا و دینداری را باوری حاشیهای و غیرضروری میداند که بودن یا نبودن آن اهمیت ویژهای در میان مردم ندارد، به عبارتی استقلال و هویتی برای آن قائل نیستند. نکته دیگر اینکه مزاح نباید برای انسان به صورت یک عادت همیشگی درآید، به گونه ای که همواره دنبال بهانه ای باشد تا با کسی شوخی کند؛ زیرا این صفت، تصویر زننده ای از انسان، در ذهن مردم ایجاد می کند، به گونه ای که مردم، او را شخصی دلقک و بذله گو تصور می کنند و میان شوخی ها و موضع گیری جدّی او فرقی نمی گذارند.

آیا به نظرتان روشنفکران دینی بعد از انقلاب این «حق ناحق بودن» را به رسمیت شناختهاند و آیا از نظر آنها دگرباشان و دگراندیشان میتوانند از «حق ناحق ناحق» بودن استفاده کنند؟ پیامبر فرمود آیا می خواهی پاسخت را بشنوی؟ این آسیب بیانگر این موضوع است که متاسفانه برای فرد اصالت قائل نیستیم و به راحتی به رنگ جمع درمیآییم و به این مساله توجه نداریم که اسلام برای فرد اصالت قائل است و میگوید خودت را دریاب. برخورد فرد و رفتارهایش با مردم و دیگر اعضای جامعه، مانند رفتار نقشهای خانواده و دوستی. به این جهت ضروری است افزایش تعداد وزنهها متناسب با افزایش توانایی فرد و به «تدریج» باشد تا پی آمد سوئی ایجاد نکند.

ما همچنان مکلف هستیم که آرمان عدالت را (برای مثال) در جامعه خود تحقق بخشیم، اما باید مصداق عادلانه بودن، و شیوه متناسب تحقق آن مصادیق را در متن جامعه امروزین خود بیابیم، و به آن متعهد شویم. کودک می آموزد که بازی با گل و خاک، که او به عنوان یک کار طبیعی تجربه می کند، کاری است که در تعارض جدی با ارزش های مادر است و موجب می شود محبت و توجه مثبت مادر را از دست بدهد. در میان مکاتب روان شناسی، انسان گرایان را باید طرفدار جدی تربیت طبیعت گرا شمرد.

پس در مجموع بین اسلام و سایر مکاتب بشری هم مفاهیم و ارزشهای اخلاقی مشترک زیاد است و هم موارد مورد اختلاف. نیروی غضب را بر شهوت مسلط کند و حدت و شدت آن را بشکند و مکر شیطانی را با بصیرت نافذ و نورانیت روشن بین خود کشف و رد کند. ملکه فاضله شجاعت، سخاوت، حلم، تواضع، تسلط بر نفس، صلابت و جدیت و ملکه رذیله نفاق، مکر، ریا و قساوت از این قبیل اند. این مقاله را از دست ندهید: افراد موفق چگونه می اندیشند؟ ایمان بدون عمل نیکو، سود و بهره مطلوب را در پی نخواهد داشت.

ملکات پیچیده دیگری نیز وجود دارد که برآیند چندین توانایی مختلف در وجود آدمی است؛ مثلاً ملکه تندخوانی که محصول ترکیب توانایی چشم و تمرکز ذهن است. گشاده رویی نه تنها آثار دنیوی، بلکه فواید اخروی فراوانی نیز به دنبال دارد. پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) يك غلام و يك كنيز به او بخشيد و اين دو با هم ازدواج كردند ، و به عنوان خدمتكار خانه شيماء به زندگى خود ادامه دادند . 7-عن معاذٍ قال: كان آخر ما وصّانی به رسول اللهصلی الله علیه حین وضعت رِجلی فی الغَوْزِ أن قال: یا معاذ! همه مهارت ها از جمله مهارت تفکر منطقی، نوعی توان و قدرت روانی یا روان ـ تنی محسوب می شود و به همین جهت نیازمند آموزش و تمرین است.

نوشتن یک صفحه مطلب برای کودک مبتدی، نیازمند صرف توان جسمی و فکری گسترده و زمانی دراز است. مانند مهارت راه رفتن، شنا، سوارکاری و دیگر انواع ورزشهای جسمی. از نیروی شهوت جز کارهای حیوانی مانند شکم پرستی و ارضای جنسی برنمیآید. جملاتی مانند اینکه «۵۵ درصد مردم ایران معتقدند سیاستمداران دروغ میگویند»، «مرجعی برای رسیدگی امور نمی توان دید»، «همه چیز ظاهری شده و دورویی و تملق جایگزین یکسری صفات ارزشمند دیگر شده است»، «اختلاس­ های کلان عادی شده»، «بی مسئولیتی نوعی سیاست شده»، «عدم مدارای اجتماعی زرنگی تلقی میشه» و … دروغ گفتن و خدعه نیز توسط این نیرو برای بشر میسر می شود.

کودک انسان نیز برای نخستین بار اگر دروغ گوید با واکنش فطرت سالم خویش روبه رو می شود. در این مکتب به جای پیش بینی علمی و کنترل انسان روی به هم دلی، درک و آزادی آورده شده است تا او در افزایش آگاهی نسبت به دنیای خود موفق تر باشد و بتواند بهتر انتخاب کند و زندگی را شکل دهد. ولی اگر نتوانست بر آنها غلبه کند آنها بر او چیره میشوند و او را به استخدام خود در میآورند در این حالت صورت باطنی انسان به حیوان تبدیل می شود. ولی از آن استفاده کردند، دنیا سکوی پرواز آنها بود.

حد وسط ان دو قناعت است یعنی تمایل طبیعی و متوازن به دنیا. ارزش برین عدالت یا احسان به یک معنا جهانی است، اما شیوه و نحوه تحقق آنها می تواند به تناسب موقعیتهای تاریخی و اجتماعی تفاوت کند. البته با فهمی عمیق از طبیعت بشر و اتخاذ روش هایی مناسب جهت شکوفایی این نهاد مستعد که تفاوت های چشم گیری با نظریات دیگر دارد. کسی که سیره مشخصی دارد مسلماً منطق خاصی برای تصمیم گیری در مسائل متنوع و متعدد زندگی خویش دارد. در تحلیل و تنظیم ، باید به رفتار فردی توجه کنیم. مربی باید در زمان نسبتا درازی برای جا انداختن یک صفت، درونی ساختن یک ویژگی یا عادی ساختن یک رفتار بر آن اهتمام کند و به صورتهای مختلف یا در قالبهای گوناگون بدان حساسیت نشان دهد.

وی افزود: بی شک یکی از ابزارهای مؤثر و مهم در مسیر ترویج اخلاق و ادب اسلامی در جامعه، ابزار رسانه است، تا جایی که حضرت امام(ره) از آن به عنوان دانشگاه یاد می کند، لذا باید توجه داشت که یکی از ارکان ایجاد ارتباط و انتقال پیام، رسانه است، اما باید دقت کرد در زمانی کنونی که طبق فرمایش رهبرمعظم انقلاب، علاوه بر جنگ اقتصادی، ما با جنگ رسانه ای و جنگ تبلیغاتی روبرو هستیم، پیش از هر چیز دیگری باید اقتضائات جدید را به درستی درک نماییم.

اگر عقل بر آنها چیره شود و آنها را تحت مدیریت و سیاست خود درآورد هر یک از این قوا در حالت اعتدال قرار می گیرد و عدالت در کشور تن پدیدار میشود. زیرا آن دو به آسانی از عقل اطاعت نمیکنند بر خلاف خشم که به آسانی از آن اطاعت میکنند و به وسیله آن تأدیب میشوند. اینان گاهی متعرض کشورهایی میشوند که این امر را قبیح میدانند و آنان را تقبیح میکنند که چرا شما برای مردم محدودیت ایجاد میکنید؟ تحول و تربیت حاصل یک عملیات گسترده است که توجه ویژه و فراگیر پدید آورد، دغدغه مشترک جاری ایجاد کند و به تعبیر امروزین موضوع خود را به گفتمان غالب مبدل سازد.

دیدگاهتان را بنویسید