اختلاف آیتالله حائری با کربن درباره معنای فلسفه در اسلام/ هایدگر مملکت را گرفته است

زن بی حجاب تكيه بر زن بودن خود دارد نه بر انسان بودن خود. دختران و پسران جوان پس از دوران بلوغ و جوانی ضمن آن که در صدد رسیدن به استقلال فکری هستند برای جبران نواقص خود و تأمین نیازهای بی شمار خویش به سوی ازدواج سوق داده می شوند و با گزینش همسری شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم می کنند. ایران برای کُربَن یک مفهوم، جغرافیایی، سیاسی یا قومی نبود. ۲ – آیا تاریخ در ورای حوادث و اعمال فردی تشکیلدهنده آن، همچون یک کل دارای معنا، ساختار و خط سیر مشخص است؟

فیلسوفان عصر جدید مانند ویکو، هردر و هگل سؤالاتی در مورد خط سیر کلی و معنای تاریخ مطرح کردهاند. برتراند راسل مي گويد: «بشر توانسته است تا حدي در مورد مال و ثروت بر خودخواهي و بخل غالب گردد ولي در مورد زن نتوانسته است بر اين خودخواهي تسلط پيدا كند.» از نظر راسل «غيرت» صفت ممدوحي نيست و ريشه آن نوعي بخل و امساك است. ما معتقديم كه حسادت و غيرت دو صفت كاملاً متفاوت و هر كدام ريشه جداگانه دارد، ريشه حسادت خودخواهي و از غرايز و احساسات شخصي مي باشد ولي غيرت يك حس اجتماعي و نوعي است و فايده و هدفش متوجه ديگران است.

ريشه ديگري كه براي پيدا شدن حجاب ذكر كرده اند و جنبه اخلاقي دارد در اينجا نيز مانند نظريه ي سابق علت پيدا آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفي كرده اند، با اين فرق كه در اينجا براي تسلط جويي مرد به جاي ريشه ي اقتصادي ريشه ي اخلاقي ذكر شده است، گفته اند علت ديگر اينكه مرد زن را بدين شكل اسير نگه مي دارد حس خودپرستي و حسادت وي نسبت به مردان ديگر است. آنچه در مرد وجود دارد غيرت است و آميخته اي است از حسادت و غيرت، ولي آنچه در زن وجود دارد صرفاً حسادت است.

ولي اين را به صورت يك اصل كلي حاكم بر تمام جوامع ماقبل(قرن) نوزدهم نمي توان ذكر كرد. جواب اين است كه بدون شك اسلام همان فلسفه اي كه در حس غيرت هست يعني حفاظت پاكي نسل و عدم اختلاط انساب را منظور نظر دارد، ولي علت حجاب اسلامي منحصر به اين نيست. مسلماً علت دستور پوشش در اسلام عدم امنيت نبوده است، لااقل علت منحصر و اساسي عدم امنيت نبوده است، زيرا اين نه در آثار اسلامي به علت پوشش معرفي شده است و نه چنين چيزي با تاريخ تطبيق مي كند. حجاب در كل دنيا، نماد اسلام خواهي است و پيوند ناگسستني با هويت اسلامي دارد.

لذا حفظ آرامش زن، مصونيت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيت اجتماعي با توسعه حجاب ميسر است. لذا دود بي حجابي در وهله اول به چشم خود زنان مي رود. لذا خداوند در قرآن مي فرمايد حجاب براي اين است كه اذيت نشويد. طبق آمار جهاني در جوامعي كه حجاب نيست حرص جنسي بيشتر است. اين بزرگترين اهانت به زن است حالا و لو با چندين لفّاف تعارف آميز، اين را بپوشانند و اسم هاي ديگري رويش بگذارند. حتي در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست.

بنابر این هر قدر جریان حق محکم تر در مسیر خود حرکت کند این گونه فشار ها و تهاجمات هم بیشتر خواهد شد . زن اگر مايل باشد، كاري كه در خانه به وي واگذار مي شود مجاناً و تبرياً انجام مي دهد و اگر نخواهد مرد حق ندارد او را مجبور كند. بخش اول: این که انسان ها از نظر اخلاقی چه تکالیفی دارند و چه وظایفی خواه مادی یا معنوی، اجتماعی یا فردی و خانوادگی و غیر آن در رابطه با سایر انسان ها عهده دار است و باید انجام دهند و چه چیزهائی را نباید انجام دهند؟

نماز را به پا دار. نگاهي به آمارهاي آثار سوء و وحشتناك حاصل از بي حجابي، بي حجابي را تجربه اي شكست خورده مي داند. بي حجابي در غرب نياز جنسي را به بيماري هاي جنسي تبديل كرد. به تمام جوانان توصیه می شود با کمک بزرگترها، افراد با تجربه و مشاوران مراکز معتبر روانشناسی، نسبت به انجام این امر الهی اقدام کنند. این منبع نمیتواند غیر شخص باشد؛ زیرا غیر شخص فروتر از شخص است و آن که فروتر از شخص است نمیتواند برای شخص تکلیفی تعیین کند؛ و این منبع نمیتواند خود هر فرد باشد زیرا فرد میتواند خود را از قید هر تکلیفی برهاند و مکلف به هیچ چیز نباشد؛ و نیز این منبع نمیتواند جامعه باشد زیرا اینها اگر ما را به انجام کاری غیراخلاقی وادارند هیچ حجیت اخلاقی برای ما ندارند.

در نظر فیلسوفان مشّائی و کسانی که از این تفکر پیروی کرده اند، تحقق حرکت بر شش امر استوار است: مبداء حرکت؛ مقصد حرکت؛ موضوع حرکت که حرکت در او یا برای اوست و آن همان متحرک است؛ فاعل حرکت که محرک باشد؛ مسافتی که حرکت در آن واقع می گردد؛ و سرانجام زمان که حرکت به نوعی با آن منطبق است. این به دلیل شکل منحصر به فرد تفکر ما انسانها است.

سخن ما درباره ي اسلام است. وی گرایشات ضد یهودی داشت، دامت بزرگترین فرگه شناس قرن بیستم، در مصاحبه ای میگوید: من متاسفم که عمرم را صرف فیلسوفی کردم که به لحاظ ذهنی و تیزهوشی و نقادی در درجه ی اول است، اما از نظر اخلاقی چنان نازل که گرایشات ضد یهودی و نژاد پرستانه داشته است. بنابر این جای شگفتی نیست که فیلسوفان هر از چند گاهی به بررسی تاریخ و طبیعت دانش تاریخی متوجه گردند.

البته بيترديد فلسفه گاه بر سياست تأثير سوء ميگذارد: فيلسوفان قرن نوزدهم آلمان بخشي از گناه پيدايش ناسيوناليسم افراطي در آلمان را كه سرانجام چنان صورت انحرافي يافت به دوش ميكشند، هر چند نسبت به آنچه سرزنش شدهاند اغلب اغراق شده و تعيين دقيق حد و مرز مسأله به دليل پيچيدگي و غموض آن دشوار است. عنوان بحث ارتباط فلسفه با زندگی است. زندگی فلسفی آن گونهاي از زندگی است که جرأت مواجه شدن با این چرایی را پیدا ميکند. هدف در زندگی باید قابل تحصیل باشد.

دیدگاهتان را بنویسید