آیا اساسا شناخت چیزی ممکن است؟

حسینی کوهستانی افزود: با توجه به اینکه همه دستورات الهی دارای حکمت و فلسفه ای است قطعا با تشریح عفاف و حجاب و بیان نمودن بعد فلسفی و حکمت آن می توانیم زنان و دختران خود را به حجاب جذب نماییم. در پژوهش حاضر مسئله حجاب از دو بعد فردی و اجتماعی از منظر جامعهشناسی و احکام تکلیفی بررسی گردیده است. مسئله این است که نباید فردی بودن امری را معادل فردی بودن حکم آن دانست و یا اجتماعی بودن امری را معادل اجتماعی بودن حکم آن دانست.

حدودی مانند حکم شرابخواری و زنا اگر مستتر باشد مجازات ندارد، ولی اگر علنی باشد مجازات دارد. فرد «عادل هم باید اولا، به معناى کسى باشد که حرمت قوانین را نگه مى دارد و ثانیاً، کسى که برابرى شهروندان را محترم مى شمارد. وی افزود: فلسفه حجاب اسلامی در واقع توجه به تهذیب و تزکیه نفس و ملکات نفسانی است که قرب الهی را فراهم میسازد و زمینه رشد معنوی مردان را هم در اثر حفظ نگاه فراهم میکند. وی با بیان اینکه در حقیقت عفاف و حجاب عامل هویت بخشی و شخصیت دادن به زنان است افزود: به تعبیر دیگر اسلام به جهت صیانت از حقوق زن و احترام به او این دستور را صادر کرده است و این حکم تشریح شد.

حکمت تشریع حکم حجاب به تصریح آیات قرآن (ر.ک.، احزاب: ۳۳، ۵۳، ۵۹؛ نور: ۶۰) و احادیث. با اینکه تقوا امری شخصی است در برخی موارد عامه، مردم مؤمن و غیر مؤمن مأمور به تقوا شدهاند (ر.ک.، نساء: 1). گاهی همه مردم با تعبیر «یَا أَیُّهَا النَّاسُ» برای سود بردن از طبیعت، مخاطب قرار میگیرند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الأرْضِ حَلالا طَیِّبًا؛ ای مردم از نعمتهای حلال و پاکیزهای که از زمین میروید، بهرهمند شوید» (بقره: 168). گاهی هم برای این سود جستن با جمله «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» مخاطب قرار میگیرد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید از پاکیزهترین چیزهایی که به شما روزی دادیم، بهرهمند شوید» (بقره: ۱۷۲).

ر.ک.، احزاب: 59؛ تحریم: 12) یکی از کمالات حضرت مریم(س) پاکدامنی ایشان است؛ قرآن کریم حضرت مریم(س) را الگوی پاکدامنی مردان و زنان معرفی کرده است. وی گفت: حجاب حصاری محکم و ایمن از نگاه نامحرمان برای زن مسلمان است، زیرا کرامت زن به عنوان مادر در حفظ پوشش و توجه به دستورات خداوند متعال است و در قرآن کریم صریحا به آن اشاره شده است. به عنوان نمونه، در زمان «پیوس یازدهم»، سقط جنین، جلوگیری از بارداری و طلاق که به عنوان عوامل سست کننده ازدواج تلقی میشوند، محکوم شد. اما از نظر تاریخی عمدتا ازدواج رو به عنوان یه واحد اقتصادی و سیاسی میشناختن که هدف از اون پیوندهای خویشاوندی، کنترل ارث و اشتراک منابع بوده است.

متافیزیک شاخه ای از فلسفه است که 6 عنوان گسترده را پوشش می دهد. آرایش و بدننمایی کدامیک به پوشش اسلامی کمک میکند. درحقیقت فلسفه اسلامی بالمعنی الاعم که در اسفار و شفا متجلی است، به تعبیر بنده برآمده از تفاعل اسلام با یونان است البته مبادی و مسائل از یونان وارد شده است اما مسلمین مقابله کردهاند. در هیچ یک از متون تاریخی، برخوردی از ناحیه حکومت اسلامی و یا از امام معصوم (ع) در این مورد گزارش نشده است. ایازی، 1397) بنابراین، حکومت دینی نمیتواند با اجبار و زور افراد را ملزم به انجام تکالیف الهی مانند حجاب کند بهویژه درباره احکام عبادی و تکالیف فردی که مربوط به رابطه خدا و فرد است و باید همراه با قصد قربت باشد؛ زیرا قصد قربت، عملی قلبی است و الزام در آن معنا ندارد.

ایشان گفتند که ماهیّت ایمان صرفاً قلبی است در حالیکه ما روایات متعدّد داریم که عمل را جزء ایمان یا اصل ایمان حساب کردهاند. در امر حجاب مطلقا دین با دموکراسی سازگار است؛ زیرا خطاب حکم حجاب در قرآن با مؤمنان و مؤمنات است؛ یعنی رعایت حکم به ایمان افراد واگذار شده است که امر انتخابی و خواستنی است و هیچ مجازاتی برای زنان غیر عامل به حجاب تعیین نشده است و صرفاً گناهی است که فقط توسط خداوند قابل بازخواست است.

پس در اینجا ما میتوانیم تعریفی از فلسفه را چنین ارائه دهیم که ” فلسفه آن دانشی است که در پی تعریف هر علم و به نسبت آن تعریف، حدود و ثغور آن علم را مشخص میکند.” اما این تعریف نمیتواند تمامیت مفهوم فلسفه را در خود داشته باشد و شاید بتوان گفت آنچه که ارائه شد صرفاً رابطه ی بین فلسفه و علم را نشان میداد و نمیتوان به عنوان تعریفی از برای فلسفه آنرا پذیرفت.

برای مثال : شما میگویید ،برای شناختن x ،من باید به علم رجوع کنم . برای مثال وجوب نماز با اینکه یک حکم فردی است، اما با عبارت «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر» بیتردید آثار اجتماعی قابل توجهی نیز بهدنبال دارد که میتواند یکی از حکمتهای تشریع آن باشد. همه فقها و عالمان آشنا به نصوص دینى بر لزوم پوشیده بودن بدن از نگاه نامحرم اتفاق نظر دارند و چون این حکم در قرآن آمده است، ابدى و همیشگى است. آیه 31 سوره نور مهمترین مستند فقها برای اثبات وجوب پوشش و مشتمل بر حدود آن است. دوم، پوشش در بحث نکاح است که درباره حکم نگاه کردن طرفین عقد هنگام خواستگاری و احکام نگاه کردن و احکام ستر صحبت کرده است.

برای مثال، انفاق امری اجتماعی است، اما حکم و امر قرآن به آن فردی است؛ یعنی شخص میتواند انفاق کند و میتواند نکند و حکومت حق الزام ندارد. این مقدار از پوشش، هم حکم شخصی و هم حکم تربیتی است. کارشناس مسائل فرهنگی اضافه کرد:حجاب برای زن ایرانی که مسئولیت تربیتی و آموزشی یک نسل را بر عهده دارد دارای چهارچوب و دستورالعمل است، که هر یک از بانوان که نقش مادری و همسری در کانون خانواده را بر عهده دارند باید به آن اهمیت دهند. و همانگونه که می دانیم اصل زیربنائی حیات ملی هر جامعه فلسفۀ سیاسی آن جامعه است؛ و لذا دکتر مصدق در دادگاه بیداد شاه خائن اعلام داشت: «من یک ایرانی مسلمان هستم»؛ که دکتر مصدق با القای این پیام تاریخی آگاهی بخش می خواست به مردم ایران بگوید: مردم ایران، تا هنگامی که به دو اصل فرهنگی ملیت ایرانی و اسلام جعفری ایمان داشته باشید (که این دو اصل فرهنگی، در واقع فلسفۀ سیاسی جامعۀ مردم ایران را تشکیل می دهد)، میهن عزیز ما بمانند کوه دماوند، همچنان استوار و پایدار خواهد ماند.

اولاً آیا این قابل تصوّر هست که ما جامعهای ایجاد کنیم در فضای فعلی که همه مردم به حدّی از عقل و شعور برسند که شهوات را کنار بگذارند و در مقابل شهوات مقاومت تامّ داشته باشند؟ ما وقتی که به حجاب نگاه میکنیم گفته شده فلسفه حجاب این است که اخلاق جنسی سامان بگیرد و التذاذ جنسی از جامعه رخت بندد و داخل خانواده برود و این فلسفهای است که نمیشود با زور آن را جا انداخت. از این روست که می گوییم ابداع ملاصدرا است، چرا که او آن را به خوبی پرورانده و به طور مستدل و دقیق در فلسفه جا انداخته است.

اگر چه این تئوری در اصل به زبان فرانسه نوشته شده و عبارت از «ژو پنسه، دونک ژو سوئی» (Je pense، donc je suis) است. سپس به تدریج ترجمهٔ آثار برجستهٔ علمی و فلسفی به زبان عربی، به عنوان زبان مشترک تمدن جدید، آغاز شد و کتابهای بسیاری از فیلسوفان یونان و اسکندریه و دیگر مراکز علمی معتبر آن زمان، به عربی برگردانده شد. بسیاری تالس را به عنوان اولین فیلسوف معرفی میکنند اما نظریات وی و بسیاری از فلاسفه طبیعی و پیشاسقراطی، با توجه به تعریف امروزی فلسفه، در حوزه علوم تجربی قرار میگیرند. درنقد بیان اول باید گفت که حجاب امری تعبدی نیست؛ زیرا تنها برخی اعمال که در آنها عمل پرستش باشد، عنوان تعبدی میگیرد و حجاب جزء اینگونه اعمال نیست بلکه واجب توصلی است.

چنین فردی ممنوعیت اجتماعی قتل و ارزشی که جامعه برای حیات فرد در نظر دارد را نادیده میگیرد (توسلی، 1380). برخی از جامعهشناسان مدرن میگویند که مسائل اجتماعی نوع خاصی از تعارض میان نفع جمعی و نفع فردی است که بهترین گزینه آن برای هر شخص انتخاب نفع فردی است. با این حال امکان عدم رابطه میان این دو مفهوم نیز وجود دارد. ایشان با بررسی مفهوم واژگان حجاب، پس از ریشهیابی واژه جیوب میگوید: «جیوب در زن عبارت است از: دو سینه و زیر دو سینه، زیر بغل، شرمگاه و سرین. ما در تعریف میز، تمام اوصاف میز ساز را بر می شماریم و هر پدیده ای که این اوصاف را احراز کند، یکی از مصادیق آن مفهوم است.

دیدگاهتان را بنویسید